در حافظه موقت ذخیره شد...
تیمهای امید در فوتبال جهان چگونه اداره میشوند؟
در صدر این فهرست، اسپانیا قرار دارد؛ کشوری که سالهاست برای پرورش بازیکنان جوان، به ساختار منسجم تیمهای پایه تکیه کرده است. «سانتی دنیا» نمونهای از مربیانی است که مسیر خود را در همین ساختار طی کردهاند. تجربه حضور در ردههای نوجوانان و جوانان و آشنایی با نسلهای مختلف بازیکنان، به او امکان داد تا در سطح بالاتری نیز فعالیت کند. در چنین مدلی، انتخاب سرمربی صرفاً به نتیجه چند مسابقه محدود نمیشود، بلکه شناخت بازیکنان و هماهنگی با فلسفه فوتبال ملی اهمیت دارد.
پرتغال نیز نمونه قابل توجهی از اهمیت ثبات است. «روی ژورژه» سالها در تیمهای پایه این کشور فعالیت کرده و تجربه طولانی او در رده زیر ۲۱ سال، نشان میدهد که اعتماد به مربی متخصص میتواند بخشی از سیاست بلندمدت فدراسیون باشد. در این رویکرد، تغییر نسل بازیکنان الزاماً به معنای تغییر کادر فنی نیست و سرمربی فرصت دارد در چند دوره، استعدادهای مختلف را شناسایی و آماده کند.
در انگلیس نیز توجه به فوتبال پایه با تربیت مربیان متخصص گره خورده است. «لی کارزلی» که هدایت تیم زیر ۲۱ سال این کشور را بر عهده داشته، با قهرمانی در رقابتهای اروپایی این رده سنی در سال ۲۰۲۳، نمونهای از مربیانی است که توانایی خود را در همین مسیر نشان دادهاند. نکته مهم در این الگو، توجه به تخصص و تجربه مربیگری در ردههای پایه است؛ نه صرفاً شهرت فرد در دوران بازیگری.
البته همه کشورها یک مسیر مشابه را دنبال نمیکنند. آرژانتین با انتخاب «خاویر ماسکرانو»، چهره سرشناس فوتبال این کشور، به سراغ انتقال تجربه یک بازیکن بزرگ به نسل جوان رفت. حضور ستارههای سابق در تیمهای پایه میتواند به ایجاد انگیزه و انتقال تجربیات حرفهای کمک کند اما موفقیت چنین انتخابی نیز به برنامه فنی، حمایت مدیریتی و فرصت کافی برای کار بستگی دارد.
البته مقایسه این کشورها با یکدیگر باید با یک ملاحظه همراه باشد؛ همه آنها ساختار مستقل زیر ۲۳ سال ندارند و در برخی کشورها، تیم زیر ۲۱ سال نقش اصلی را در آمادهسازی بازیکنان جوان ایفا میکند. بنابراین، آنچه اهمیت دارد صرفاً عنوان تیم یا نام سرمربی نیست، بلکه نحوه سازماندهی فوتبال پایه است.
