3 سرمربی در ۱۶ ماه و معیارهای نامشخصی که همچنان در هاله ابهام قرار دارند
سرگیجه امید!
محمدرضا رحیمپور
خبرنگار
ماجرای نیمکت تیم امید ایران انگار قرار نیست از چرخه تکراری انتخاب و برکناری خارج شود. دوشنبه شب در یکی از برنامههای تلویزیونی اعلام شد یحیی گلمحمدی با قراردادی دو ساله و دستمزد ماهانه ۸ میلیارد تومان هدایت تیم امید را بر عهده گرفته است؛ خبری که تا زمان انتشار این گزارش، هنوز به شکل رسمی از سوی فدراسیون فوتبال تأیید نشده بود.
ولی اگر این توافق نهایی شده باشد، گلمحمدی سومین سرمربی تیم امید از خرداد ۱۴۰۴ تاکنون خواهد بود؛ آن هم در شرایطی که نام او از همان ابتدای فرایند انتخاب سرمربی، در میان گزینههای فدراسیون مطرح بود. حالا بار دیگر همان نام به نیمکت امید رسیده، اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ فدراسیون فوتبال دقیقاً چه برنامهای برای این تیم دارد و قرار است با چه سازوکاری به هدفی برسد که سالهاست از آن صحبت میشود؟
بحث بر سر تواناییهای فنی گلمحمدی نیست. مسأله این است که تیمی که نزدیک به ۲۰ ماه بدون سرمربی ماند، حالا در فاصلهای کوتاه چند بار تغییر کادر فنی را تجربه کرده، بیآنکه تصویر روشنی از برنامه بلندمدت آن در اختیار افکار عمومی قرار بگیرد.
توافق در اربیل؛ بازگشت نام آشنا
عصر دوشنبه، ۲۷ مهر، خبرهایی از توافق یحیی گلمحمدی با فدراسیون فوتبال ایران منتشر شد. مدیران باشگاه دهوک عراق که پیشتر با جدایی سرمربی ایرانی خود مخالفت کرده و بر اعتبار قرارداد او تا پایان فصل تأکید داشتند، سرانجام با فسخ قرارداد موافقت کردند. گلمحمدی که نزدیک به چهار ماه در فوتبال عراق فعالیت کرده بود، حالا در آستانه بازگشت به فوتبال ایران قرار گرفته است.
گفته میشود دو نفر از مدیران فدراسیون نیز برای پیشبرد مذاکرات به اربیل سفر کرده بودند. با این حال، جزئیات قرارداد، شرح وظایف سرمربی جدید و برنامه فنی تیم امید هنوز بهصورت رسمی اعلام نشده است. در نتیجه، بخش مهمی از اطلاعات منتشرشده درباره این توافق همچنان بر پایه گزارشهای رسانهای و نقلقولهاست.
هدف اعلامشده برای این انتخاب، آمادهسازی تیم امید جهت حضور در المپیک ۲۰۲۸ لسآنجلس است؛ مأموریتی که برای فوتبال ایران اهمیتی فراتر از یک رقابت معمولی دارد. ناکامیهای پیاپی در مسیر صعود به المپیک، این مسابقات را به یکی از حسرتهای قدیمی فوتبال کشور تبدیل کرده است.
محمدرحمان سالاری، عضو هیأترئیسه فدراسیون فوتبال، پیشتر با اشاره به این موضوع گفته بود، ایران مدتهاست از حضور در المپیک محروم مانده و نباید اجازه داد این حسرت طولانیتر شود. با این حال، صرف تأکید بر اهمیت صعود، تضمینی برای موفقیت نیست؛ بهخصوص وقتی هنوز مشخص نیست برنامه فدراسیون برای رسیدن به این هدف چیست.
از نیمکت خالی تا سه انتخاب
برای درک شرایط امروز تیم امید، باید به عقب برگشت. پس از شکست ایران مقابل هنگکنگ در مرحله یکچهارم نهایی بازیهای آسیایی هانگژو در مهر ۱۴۰۲، این تیم در عمل بدون سرمربی ماند. این وضعیت نزدیک به یک سال و هشت ماه ادامه داشت تا اینکه سرانجام در خرداد ۱۴۰۴، امید روانخواه بهعنوان سرمربی انتخاب شد.
انتخاب روانخواه از همان ابتدا بدون حاشیه نبود. او در شرایطی هدایت تیم امید را بر عهده گرفت که چند هفته پیش از آن، با هوادار به لیگ دسته اول سقوط کرده بود. همین موضوع واکنشهایی را در فدراسیون به دنبال داشت.
سالاری در اولین واکنش خود به این انتخاب، از روند این تصمیمگیری ابراز تعجب کرد و گفت در فرایند انتخاب نقشی نداشته است. او همچنین از نامهایی مانند یحیی گلمحمدی، سعید دقیقی و مجتبی حسینی بهعنوان گزینههای مطرحشده یاد کرد و تغییر مسیر فدراسیون از این اسامی به روانخواه را غیرمنتظره دانست.
البته این موضع چندان دوام نیاورد. سالاری روز بعد توضیح داد که انتخاب روانخواه با مصوبه هیأترئیسه انجام شده و او نیز از تصمیم نهایی حمایت میکند. با وجود این، حاشیههای اولیه نشان داد که حتی در داخل فدراسیون هم درباره روند انتخاب سرمربی اتفاقنظر کاملی وجود نداشت.
در ماههای پیش از این انتصاب، نام مربیان مختلفی از جمله مجتبی حسینی، رسول خطیبی و سعید دقیقی مطرح شده بود. با این حال، در نهایت روانخواه انتخاب شد؛ مربیای که تجربه هدایت تیمهای ملی در ردههای پایه را نداشت و قرار بود در مدتزمانی محدود، تیمی را برای رقابتهای مهم پیش رو آماده کند.
عبدی آمد تا نسل المپیک را بسازد؛ اما فرصت کافی نداشت؟
دومین تغییر در اردیبهشت ۱۴۰۵ رقم خورد. پس از ناکامی تیم امید در جام ملتهای زیر ۲۳ سال آسیا، حسین عبدی هدایت این تیم را برعهده گرفت. انتخاب او با این استدلال همراه بود که تجربه کار در ردههای پایه میتواند به ساختن تیمی منسجم برای المپیک ۲۰۲۸ کمک کند.
عبدی که سابقه سرمربیگری تیمهای نوجوانان و جوانان ایران را داشت، قرار بود مسیر متفاوتی را دنبال کند؛ مسیری مبتنی بر شناخت بازیکنان جوان و ساختن تیمی برای آینده. با این حال، فاصله زمانی میان انتخاب او و اولین آزمون مهم، چندان طولانی نبود. بازیهای آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا در مهرماه برگزار میشد و تیم امید باید در زمانی محدود به آمادگی لازم میرسید.
نتیجه این حضور، بار دیگر فوتبال ایران را با یک ناکامی روبهرو کرد. تیم امید در دو مسابقه اول خود مقابل امارات و چین، چهار امتیاز به دست آورده بود؛ پیروزی سه بر یک برابر امارات و تساوی بدون گل مقابل چین، شرایط مناسبی برای صعود ایجاد کرده بود. بدین ترتیب در دیدار پایانی برابر کره شمالی نیز ایران ابتدا با گل امیرحسین حسینزاده پیش افتاد، اما در ادامه کنترل مسابقه را از دست داد و در نهایت با نتیجه چهار بر یک شکست خورد.
این شکست به معنای پایان کار ایران در مرحله گروهی بود. تیم امید با چهار امتیاز در رتبه سوم قرار گرفت و چین با پنج امتیاز صدرنشین شد. تفاضل گل ایران نیز که پیش از این مسابقه مثبت بود، به منفی یک رسید تا تیمی که با یک تساوی هم میتوانست شانس صعود داشته باشد، از ادامه رقابتها باز بماند.
این ناکامی در شرایطی رقم خورد که بازیکنانی مانند حسینزاده، کسری طاهری و اسماعیل قلیزاده در ترکیب تیم حضور داشتند و حتی لیگ برتر نیز برای فراهم شدن فرصت آمادهسازی تعطیل شده بود. با این وجود، تیم امید نتوانست از موقعیت خود استفاده کند و یک بار دیگر پرونده حضور ایران در یک رقابت مهم آسیایی زودتر از انتظار بسته شد.
عبدی پس از بازگشت به ایران از سمت خود استعفا داد و مسئولیت ناکامی را پذیرفت. او از مردم عذرخواهی کرد و گفت تبعات این نتیجه را برعهده میگیرد. مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، نیز در سوم مهر با استعفای او موافقت کرد.
اما در میان خبرهای مربوط به این کنارهگیری، نکته دیگری هم وجود داشت. عبدی در توضیحات خود عنوان کرده بود که پیش از اعزام به ناگویا نیز قصد استعفا داشته اما تصمیم گرفته تیم را در آستانه مسابقات تنها نگذارد. اگر این روایت را مبنا قرار دهیم، پرسش مهمی درباره شرایط همکاری او با فدراسیون مطرح میشود؛ آیا سرمربی تیم امید از همان ابتدا نسبت به ادامه کار اطمینان داشت؟ و اگر چنین اختلاف یا تردیدی وجود داشت، چرا پیش از آغاز مسابقات برای حل آن اقدامی صورت نگرفت؟
گزینههایی که آمدند و رفتند؛ گلمحمدی که ماند
چند روز پس از جدایی عبدی، بار دیگر بازار گمانهزنی درباره سرمربی آینده تیم امید داغ شد. در ششم مهر، نامهایی مانند افشین قطبی، رسول خطیبی و پیروز قربانی بهعنوان گزینههای نهایی مطرح شدند. همزمان، خبرهایی نیز درباره مذاکره با گلمحمدی به گوش میرسید.
حالا به نظر میرسد همان گزینهای که از مدتها قبل نامش در میان انتخابهای احتمالی قرار داشت، بار دیگر به نقطه پایانی این فرایند رسیده است. البته تا زمان اعلام رسمی فدراسیون، نمیتوان جزئیات قرارداد و نهایی شدن این انتخاب را قطعی دانست.
با این حال، مسأله اصلی فراتر از نام سرمربی است. چرا فدراسیون فوتبال در فاصلهای کوتاه، چند مسیر متفاوت را برای تیم امید امتحان کرده است؟ معیار انتخاب سرمربی چیست؟ آیا تجربه کار در فوتبال پایه اولویت دارد یا سابقه حضور در لیگ برتر؟ آیا برنامهای بلندمدت برای ساختن تیم وجود دارد یا هر انتخاب، بیشتر واکنشی به ناکامی قبلی است؟
این پرسشها زمانی جدیتر میشود که بدانیم تیم امید تنها یک تیم ملی دیگر نیست؛ بلکه حلقه اتصال فوتبال پایه به تیم ملی بزرگسالان و یکی از مهمترین مسیرهای پرورش نسل آینده فوتبال ایران است.
مسأله فقط انتخاب سرمربی نیست
اگر توافق با گلمحمدی نهایی شده باشد، او کار خود را در شرایطی آغاز میکند که فرصت چندانی برای آزمون و خطا وجود ندارد. هدف، حضور در المپیک ۲۰۲۸ لسآنجلس است؛ هدفی که تحقق آن به برنامهریزی مستمر، هماهنگی باشگاهها با تیم ملی، شناسایی بازیکنان مستعد و ثبات در تصمیمگیری نیاز دارد.
تغییر سرمربی بهخودیخود نشانه اشتباه نیست. گاهی نتایج ضعیف یا اختلاف در مسیر فنی، ادامه همکاری را غیرممکن میکند. اما وقتی در مدتزمانی کوتاه چند مربی روی یک نیمکت مینشینند، فدراسیون باید توضیح دهد که از هر انتخاب چه انتظاری داشته و چرا آن مسیر به پایان رسیده است.
تیم امید ایران سالهاست با هدف صعود به المپیک معرفی میشود اما این هدف بارها در حد شعار باقی مانده است. اگر قرار باشد هر ناکامی به تغییر سرمربی و آغاز دوباره مذاکرات منجر شود، بعید است نتیجهای متفاوت به دست بیاید.
گلمحمدی، در صورت نهایی شدن قرارداد، سومین سرمربی تیم امید در ۱۶ ماه اخیر خواهد بود؛ نامی که پیشتر هم در فهرست گزینهها قرار داشت. حالا باید دید این بار انتخاب فدراسیون با برنامهای روشن و حمایت کافی همراه میشود یا چند ماه دیگر، فوتبال ایران دوباره در برابر همان پرسش قدیمی قرار خواهد گرفت؛ چرا تیم امید، با وجود تغییرهای پیاپی روی نیمکت، هنوز راه مشخصی برای رسیدن به المپیک ندارد؟
