بحث بر سر انتخاب «روانخواه» یا گزینههای دیگر، هرچند مهم است، نباید به جدالی محدود بر سر نامها تبدیل شود. مسأله بنیادیتر آن است که فدراسیون چه نوع تیم امیدی میخواهد، تیمی که صرفاً برای مسابقه بعدی تشکیل میشود، یا حلقهای از برنامهای چندساله برای پرورش وانتقال بازیکنان؟
اگر معیارها روشن نباشد، هر انتصاب تازه میتواند با موجی از تردید و اعتراض روبهرو شود.
اگر برنامهای وجود نداشته باشد، تغییر مربی نیز ممکن است تنها به جابهجایی یک نام با نامی دیگر بینجامد. و اگر روابط بر ضوابط مقدم شود، حتی انتخاب مربیای با سابقه درخشان نیز نمیتواند بهتنهایی اعتماد از دسترفته را بازسازی کند.
اتکای صرف به مربیان باشگاهی، بهخودیخود راهحل یا علت قطعی ناکامی نیست.
آنچه اهمیت دارد، تناسب مربی با مأموریت تیم و وجود ساختاری است که از او حمایت و عملکردش را ارزیابی کند.
فوتبال باشگاهی میتواند منبعی ارزشمند برای یافتن مربیان آشنا با بازیکنان و رقابتهای داخلی باشد؛ اما انتخاب از این حوزه باید بر پایه توانایی و برنامه انجام شود، نه صرفاً در دسترس بودن یا شهرت.