وقتی سکوها به میدان سیاست تبدیل میشوند
فوتبال آلمان در سایه راست افراطی
فوتبال آلمان سالهاست فراتر از یک ورزش، بازتابی از تحولات سیاسی و اجتماعی این کشور بوده است؛ اما افزایش حمایت از جریانهای راست افراطی، بهویژه حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD)، بار دیگر رابطه میان فوتبال، سیاست و افراطگرایی را به موضوعی جدی تبدیل کرده است.
روایت «اشتفان»، هوادار باشگاه کمنیتسر، تصویری نگرانکننده از این وضعیت ارائه میدهد. او پس از تلاش برای راهاندازی بخشی از هواداران با عنوان «بخش تنوع» و نصب پرچمی با مضمون مدارا و گوناگونی در ورزشگاه، هدف تهدید گروهی از هواداران افراطی قرار گرفت. یکی از مهاجمان به او هشدار داد که اگر بار دیگر آن پرچم را ببینند، او را خواهند کشت. اشتفان که نام واقعیاش برای حفظ امنیتش منتشر نشده، بعدها نیز از حضور در بخش جنوبی ورزشگاه که محل تجمع هواداران افراطی است، خودداری کرد.
این اتفاق در فضایی رخ داده که برخی باشگاههای آلمان سابقه طولانی در موضعگیری سیاسی دارند. هواداران باشگاههایی مانند سنپائولی به گرایشهای چپ و مبارزه با تبعیض شناخته میشوند، در حالی که در برخی باشگاههای دیگر، گروههایی با گرایشهای راست افراطی نفوذ قابل توجهی پیدا کردهاند.
کمنیتسر یکی از نمونههای پررنگ این وضعیت است. پس از مرگ توماس هالر، چهره شناختهشده در میان هولیگانهای نئونازی، مراسم یادبود او در ورزشگاه باشگاه برگزار شد. پیشتر نیز گروههایی مانند HooNaRa، متشکل از هولیگانها، نازیها و نژادپرستان، در ارتباط با فضای هواداری باشگاه فعالیت داشتند. باشگاه در سال ۲۰۰۷ این گروه و گروه NS-Boys را ممنوع کرد، اما منتقدان معتقدند برخورد با جریانهای افراطی باید فعالانهتر باشد.
در سوی دیگر، باشگاههایی مانند اسوی بابلسبرگ قرار دارند که فوتبال را ابزاری برای مبارزه با فاشیسم و تقویت همبستگی اجتماعی میدانند. این باشگاه در جریان بحران مهاجرت سال ۲۰۱۵ تیمی متشکل از پناهجویان تشکیل داد و در سالهای اخیر نیز برنامههایی برای افراد مبتلا به اوتیسم اجرا کرده است.
ماجرای تورکییماسپور برلین نیز نشان میدهد فوتبال چگونه میتواند هم قربانی شکافهای اجتماعی باشد و هم در مسیر کاهش آنها نقش ایفا کند. این باشگاه که ریشه در جامعه ترکتبار برلین دارد، امروز خود را باشگاهی چندفرهنگی و متعلق به تمام شهر میداند؛ هرچند همچنان با تبعیض و دشواری جذب اسپانسر مواجه است.
در نهایت، فوتبال آلمان به آینهای از جامعه این کشور تبدیل شده است؛ جامعهای که از یک سو با افزایش نفوذ راست افراطی روبهروست و از سوی دیگر، بخشهایی از فوتبال تلاش میکنند در برابر نژادپرستی و افراطگرایی ایستادگی کنند. ساختار مالکیت موسوم به «قانون ۵۰+۱» نیز به هواداران امکان میدهد در تعیین هویت و ارزشهای باشگاهها نقش بیشتری داشته باشند. با این حال، تجربه کمنیتسر نشان میدهد که مبارزه با افراطگرایی تنها با شعارهای ضدتبعیض ممکن نیست و فوتبال برای حفظ نقش اجتماعی خود، باید در برابر نفوذ جریانهای افراطی در سکوها نیز موضعی روشن و عملی داشته باشد.
