اظهارات عجیب سرمربی تیم ملی در مصاحبه با یک برنامه تلویزیونی

ایثار 140 میلیاردی

اظهارات اخیر امیر قلعه‌نویی، سرمربی تیم ملی فوتبال ایران، درباره دوران حضورش در این سمت، نه تنها به آرامش فضای رسانه‌ای کمک نکرده، بلکه موجی تازه از حواشی و پرسش‌های جدی را به وجود آورده است. وی با اشاره به قرارداد سالانه ۳۰ میلیارد تومانی خود، مدعی شده که پذیرش این مسئولیت مصداق «ایثار» بوده و حتی دریافتی خود را با برخی مربیان لیگ برتری مقایسه کرده است؛ مقایسه‌ای که واکنش‌های تندی را در محافل فوتبالی به دنبال داشته و رسانه‌ها را به واکاوی عمیق‌تر این ادعاها وادار کرده است.
طرح واژه «ایثار» برای هدایت تیم ملی از سوی قلعه‌نویی با انتقادهای فنی و ساختاری بسیاری روبه‌رو شده است. او در اسفند ۱۴۰۱ در شرایطی سکان هدایت یوزها را پذیرفت که پس از آخرین قهرمانی‌اش با استقلال در لیگ دوازدهم، نزدیک به یک دهه موفق به فتح هیچ جامی نشده و با تیم‌هایی با هزینه‌های کهکشانی، حتی به جمع چهار تیم برتر جام حذفی هم نمی‌رسید. این نکته، خود پرسش‌هایی را در مورد ماهیت این «ایثار» مطرح می‌کند.
ولی فدراسیون فوتبال بار دیگر به او اعتماد کرد و مهم‌ترین و پرستیژترین صندلی مربیگری کشور را به او سپرد. حضور در جام جهانی و هدایت تیم ملی، بالاترین سقف آرزوی حرفه‌ای برای هر مربی ایرانی محسوب می‌شود و هیچ اجباری برای امضای قراردادی که از نظر مربی منصفانه نباشد، وجود نداشته است. از این رو، بسیاری از منتقدان، مطرح کردن منت «ایثار» پس از گذشت چند سال را نوعی فرار از مسئولیت‌پذیری و توجیه عملکرد می‌دانند. این تحلیلگران معتقدند که جایگاه سرمربیگری تیم ملی، خود افتخاری بزرگ است که نیازی به توجیه با واژه‌هایی نظیر «ایثار» ندارد.
بخش دیگری از مصاحبه‌های جنجالی قلعه‌نویی به مقایسه شرایطش با کارلوس کی‌روش و ماجرای پاداش صعود اختصاص داشت. در شرایطی که در قرارداد کی‌روش بند مشخصی برای پاداش صعود وجود داشت، چنین بندی در قرارداد اولیه قلعه‌نویی گنجانده نشده بود. اما پس از چانه‌زنی‌های فراوان در فدراسیون، پاداشی جداگانه برای کادر فنی به تصویب رسید. ارقام مطرح‌شده در این خصوص نیز قابل توجه است، رقم اولیه پرداختی حدود ۱ میلیون دلار بود که در نهایت روی عدد ۸۰۰ هزار دلار نهایی شد؛ رقمی که با نرخ فعلی ارز، فاصله فرسنگی با دستمزد سالانه ۳۰ میلیاردی دارد و پرسش‌هایی را درباره تناسب آن با طرح پروژه «ایثار» مطرح می‌کند.
علاوه بر این، قلعه‌نویی صعود ایران را با ناکامی برخی کشورهای منطقه نظیر امارات مقایسه می‌کند، اما  در این دوره با افزایش سهمیه آسیا از ۴.۵ به ۸.۵ تیم برای جام جهانی ۲۰۲۶، مسیر صعود بسیار هموارتر از ادوار گذشته بوده است. این واقعیت، مقایسه صعود فعلی با صعودهای دشوارتر گذشته را از اعتبار ساقط می‌کند و ادعای «ایثار» را در این زمینه نیز تضعیف می‌نماید.
تحلیل رفتاری سرمربی تیم ملی نشان می‌دهد که بخش عمده‌ای از فشارهای واردشده به مجموعه تیم ملی، ناشی از نتایج فنی نیست، بلکه ریشه در ضعف شدید در مدیریت رسانه‌ای و نوع ادبیاتی  دارد که شخص اول نیمکت از آن استفاده می‌کند. اصرار بر مقایسه‌های مداوم با مربیان قبلی، منت نهادن بر سر مخاطب برای پذیرش مسئولیت و توجیه پاداش‌های دلاری در شرایط اقتصادی موجود کشور، تنها آتش حواشی را شعله‌ورتر می‌کند. این رویکرد، به جای ایجاد همدلی و تمرکز بر اهداف تیم ملی، به ایجاد فضای دوقطبی و تشدید انتقادات منجر می‌شود. در شرایطی که جامعه از مشکلات اقتصادی رنج می‌برد، مطرح کردن ارقام نجومی و توجیه آن با «ایثار»، نه تنها مورد پذیرش افکار عمومی قرار نمی‌گیرد، بلکه بر خشم و نارضایتی می‌افزاید.
کادر فنی تیم ملی و در رأس آن امیر قلعه‌نویی بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری جدی در ادبیات رسانه‌ای خود هستند. نیمکت تیم ملی ایران، جایگاهی برای تسویه‌حساب‌های مالی یا منت‌گذاری بر سر مردم نیست؛ بلکه امانتی ملی است که تنها با تواضع، پاسخگویی فنی و دوری از حواشی خودساخته می‌توان از آن پاسداری کرد. در آستانه رویدادهای مهمی نظیر جام ملت‌ها، آرامش و تمرکز تیم ملی از اهمیت حیاتی برخوردار است. اظهارات نسنجیده و خودزنی‌های گفتمانی، تنها به این آرامش آسیب می‌زند و مانع از دستیابی به اهداف بزرگ می‌شود.

جستجو
آرشیو تاریخی