خط و نشان سرمربی تیم ملی برای هیات رئیسه
سردرگمی در سئول برای تمدید قرارداد امیر
محمدرضا رحیمپور / فوتبال ایران این روزها بیش از هر زمان دیگری درگیر حواشی و ابهامات مدیریتی است. بازگشت تیم ملی از جام جهانی ۲۰۲۶، که با ناکامی در صعود از مرحله گروهی همراه بود، نه تنها نقطه پایانی بر این ابهامات نگذاشت، بلکه با اظهارات تازه امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی، فصلی جدید از سردرگمیها را گشود. قلعهنویی در حالی در یک برنامه زنده تلویزیونی از پایان قریبالوقوع قراردادش در یک ماه آینده سخن میگوید که پیش از این مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، از تمدید همکاری تا پایان جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ خبر داده بود. این تناقض آشکار، نه تنها افکار عمومی را سردرگم کرده، بلکه به وضوح از وجود اختلافنظرهای عمیق در بدنه مدیریتی فدراسیون فوتبال حکایت دارد. این شکاف عمیق در روایتها، پرسشهای متعددی را پیش روی جامعه فوتبال قرار میدهد و اینکه آیا تصمیمگیری نهایی درباره آینده سرمربی تیم ملی هنوز در هیأترئیسه فدراسیون انجام نشده است؟ چرا رئیس فدراسیون خبری را بهطور رسمی اعلام میکند که سرمربی تیم ملی آن را رد کرده یا معلق میداند؟ و مهمتر از همه، ادامه این بلاتکلیفی چه تأثیری بر روحیه بازیکنان و اعتماد عمومی خواهد گذاشت؟
بر اساس گفتههای اخیر قلعهنویی، تصمیمگیری نهایی درباره ادامه حضور او به اعضای هیأترئیسه واگذار شده است. این موضوع نشان میدهد برخلاف ادعای رئیس فدراسیون، هنوز اجماع کاملی میان مدیران ارشد وجود ندارد و از طرفی برخی اعضای هیأت رئیسه در مصاحبههای اخیر خود پالسهای نارضایتی از عملکرد فنی قلعهنویی را ارسال کردند. از سوی دیگر، رونمایی شبانه قلعهنویی از «شروط تازه» برای ادامه همکاری، بر پیچیدگی ماجرا افزوده است؛ شروطی که جزئیاتش هنوز روشن نیست، اما این سؤال بزرگ را ایجاد میکند که چگونه سرمربی ناکام در تورنمنت اخیر، در موقعیت شرطگذاری برای فدراسیون قرار گرفته است؟ همزمان، شایعات مربوط به پاداش میلیاردی و مباحث مالی سنگین پیرامون کادر فنی، فضایی از عدم شفافیت مالی را ایجاد کرده که به شدت برای آینده فوتبال ملی مضر است.
کارنامه فنی امیر قلعهنویی در رقابتهای مهم ملی نیز همواره محل بحث و تشکیک کارشناسان بوده است. حذف در جام ملتهای ۲۰۰۷، ناکامی در جام ملتهای ۲۰۲۳ و سپس عدم عبور از گروهی نسبتاً آسان در جام جهانی ۲۰۲۶، مشروعیت فنی او را بیش از پیش زیر سؤال برده است. در چنین شرایطی، تمدید قرارداد با او تنها در صورتی برای افکار عمومی قابل پذیرش بود که با برنامهای روشن، جوانگرایی واقعی و اصلاح روند فنی همراه میشد، نه با کنایههای رسانهای و شروط پنهانی.
تداوم این وضعیت ابهامآلود نه به سود فدراسیون است و نه به سود تیم ملی. تنها دو فیفادی تا رویدادهای بعدی باقی مانده و فرصتهای طلایی آمادهسازی به سرعت در حال سوزانده شدن است. اگر تصمیم فدراسیون بر عبور از قلعهنویی است، این تغییر باید همین امروز استارت بخورد؛ و اگر قرار بر ادامه همکاری است، تکلیف باید شفاف و بدون ابهام مشخص شود. هیأترئیسه فدراسیون فوتبال موظف است در نخستین نشست خود، با پایان دادن به گمانهزنیها و اتخاذ تصمیمی قاطع، حواشی خودساخته را کنار بزند و تمرکز را بر اهداف بزرگ فوتبال ملی بگذارد.
