روایت معاون وزیر ورزش درباره حمایت دولت از تیم ملی
۴۰۰ میلیارد پرداخت شد، ۱۰۰۰ میلیارد دیگر هم میخواستند
محسن ذاکری
خبرنگار
در شرایطی که امیر قلعهنویی با لحنی انتقادی از کمبود امکانات و محدودیتهای تیم ملی سخن میگوید، اظهارات معاون وزیر ورزش روایت دیگری از وضعیت مالی فوتبال ایران ارائه میدهد؛ روایتی که پرسشهای جدی درباره نحوه هزینهکرد بودجههای کلان در فدراسیون فوتبال ایجاد کرده است.
سید مناف هاشمی، معاون توسعه مدیریت و منابع وزارت ورزش و جوانان، با اشاره به حمایت ویژه دولت از فوتبال، اعلام کرد تعهد ۴۰۰میلیارد تومانی وزارت ورزش به فدراسیون فوتبال به طور کامل پرداخت شده است. او گفت: «رئیسجمهور دستور ویژهای برای حمایت از فوتبال داشت. اتفاقی که برای فولاد مبارکه رخ داد، در روند حمایتها تأثیر منفی گذاشت، اما بخش عمده این حمایتها محقق شد و تعهد ۴۰۰ میلیارد تومانی وزیر ورزش به فدراسیون نیز به طور کامل پرداخت شد.»
این اظهارات در حالی مطرح میشود که همزمان، فدراسیون فوتبال از نیاز به حدود هزار میلیارد تومان دیگر برای اداره امور خود سخن گفته است؛ رقمی که فاصله قابل توجهی با بودجه پرداختشده دارد و پرسشهای فراوانی را درباره نظام مالی و بودجهریزی فوتبال کشور به وجود میآورد.
۴۰۰ میلیارد هزینه؛ خروجی چه بود؟
سؤال اصلی اینجاست؛ وقتی صدها میلیارد تومان صرف تیم ملی میشود، خروجی این سرمایهگذاری برای فوتبال ایران چه بوده است؟ ۴۰۰ میلیارد تومان رقم کوچکی نیست. چنین بودجهای برای تأمین اردوها، امکانات، پاداشها و برنامههای آمادهسازی تیم ملی، عددی قابل توجه محسوب میشود. با این حال، مطرح شدن درخواست هزار میلیارد تومان دیگر این پرسش را ایجاد میکند که آیا مشکل، کمبود منابع است یا شیوه مدیریت و هزینهکرد آنها؟ اگر با وجود چنین بودجهای، همچنان نیاز به چند برابر این رقم وجود دارد، طبیعی است که افکار عمومی درباره ساز و کار بودجهریزی و انضباط مالی فدراسیون فوتبال سؤال کند. آیا این هزینهها صرف توسعه زیرساختها و برنامههای فنی شده یا بخش عمدهای از آن در هزینههای جاری و مدیریتی از بین رفته است؟
تناقضی که باید توضیح داده شود
یکی از مهمترین نکات این ماجرا، تناقض میان اظهارات مسئولان است. از یک سو، معاون وزیر ورزش تأکید میکند که تعهد مالی دولت به طور کامل پرداخت شده است و از سوی دیگر، سرمربی تیم ملی همچنان از نبود امکانات و مشکلات موجود گلایه دارد. این دو روایت، تنها چند احتمال را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد؛ یا منابع مالی در مسیر تخصیص و توزیع با مشکل مواجه شدهاند، یا کیفیت هزینهکرد به اندازهای نبوده که رضایت کادر فنی را جلب کند. در هر دو صورت، انتظار افکار عمومی، ارائه توضیحی شفاف از سوی فدراسیون فوتبال است اما در نهایت، مهمترین معیار ارزیابی هر هزینهای، نتیجه آن است. در جام جهانی ۴۸ تیمی، رقابتها نسبت به دورههای گذشته با تیمهای بیشتری برگزار شد و مسیر صعود نیز نسبت به گذشته هموارتر بود. اگر با وجود صرف صدها میلیارد تومان و درخواست بودجههای بیشتر، تیم ملی همچنان نتواند از مرحله گروهی عبور کند، طبیعی است که عملکرد مدیریتی و برنامهریزی فدراسیون زیر ذرهبین قرار گیرد. حمایت مالی دولت زمانی قابل دفاع است که به ارتقای کیفیت فنی، توسعه فوتبال و کسب نتایج بهتر منجر شود؛ نه اینکه تنها به افزایش هزینهها و تکرار مطالبات مالی بینجامد. اکنون انتظار میرود فدراسیون فوتبال به صورت شفاف اعلام کند ۴۰۰ میلیارد تومان پرداختشده دقیقاً در چه بخشهایی هزینه شده و اگر صرف تیم ملی شده، چرا کادرفنی با چنین ادبیاتی از کمبود حرف میزند؟
چرا با وجود این بودجه همچنان صحبت از نیاز به هزار میلیارد تومان دیگر مطرح است و سهم این هزینهها در بهبود عملکرد تیم ملی چه بوده است؟
