سرمقاله نوشتن آسان است
برنامه را در زمین نشان دهید
۱۸۰روز تا جام ملتهای آسیا باقی مانده و فدراسیون فوتبال با انتشار سرمقالهای از «برنامه»، «فرآیند حرفهای»، «نگاه بلندمدت» و «آمادگی برای قهرمانی» سخن گفته است. متن پر از واژههای امیدوارکننده است؛ واژههایی که هر هوادار فوتبال دوست دارد آنها را بشنود. اما یک پرسش ساده همچنان بیپاسخ مانده است؛ برنامهای که از آن صحبت میشود، تاکنون در کجای عملکرد تیم ملی دیده شده است؟ شاید مهمترین جمله سرمقاله این باشد که «در فوتبال امروز، قهرمانی اتفاقی به دست نمیآید.» کاملاً درست است؛ اما اگر این گزاره درست باشد، گزاره دیگری هم درست است؛ برنامه نیز فقط با نوشتن و تکرار کردن بهوجود نمیآید. برنامه زمانی معنا پیدا میکند که اثرش در کیفیت فوتبال، هویت فنی تیم و روند رو به رشد آن دیده شود، نه صرفاً در انتشار یک متن امیدوارکننده. واقعیت این است که فوتبال حرفهای، بیش از آنکه به ادبیات زیبا احتیاج داشته باشد، به نشانههای روشن نیاز دارد؛ نشانههایی که در زمین مسابقه قابل مشاهده باشند.
اگر برنامه وجود دارد، خروجی آن کجاست؟
سرمقاله تأکید میکند تیم ملی براساس یک «برنامه مشخص، زمانبندیشده و هدفمند» حرکت میکند. بسیار خب اما سؤال اینجاست که خروجی این برنامه چیست؟ آیا کیفیت بازیهای تیم ملی نسبت به یک سال قبل تغییر محسوسی کرده است؟ آیا تنوع تاکتیکی بیشتری دیده میشود؟ آیا تیم ملی در مقابل رقبای جدی، شخصیت فوتبالی متفاوتی از خود نشان داده است؟ در فوتبال حرفهای، هیچ برنامهای با تعداد اردوها یا جلسات تمرینی سنجیده نمیشود. معیار، چیزی است که در 90دقیقه مسابقه دیده میشود. اگر برنامه وجود دارد، باید اثرش هم قابل مشاهده باشد. اتفاقاً خود فدراسیون نیز با تأکید بر «فرآیند» و «برنامهریزی دقیق»، معیار قضاوت را مشخص کرده است؛ بنابراین طبیعی است که افکار عمومی نیز همین معیار را مبنای ارزیابی قرار دهد.
جوانگرایی با یک جمله اتفاق نمیافتد
یکی دیگر از وعدههای سرمقاله، «آمادهسازی نسل جدید در کنار بازیکنان باتجربه» است. این دقیقاً همان مطالبهای است که مدتهاست از سوی کارشناسان مطرح میشود. جوانگرایی یک تیتر رسانهای نیست بلکه یک تصمیم بزرگ، جسورانه و فنی است. تا زمانی که بازیکنان جوان در مسابقات مهم فرصت بازی پیدا نکنند، تجربه نیندوزند و مسئولیت نپذیرند، هیچ نسلی ساخته نخواهد شد.
۱۸۰روز فرصت کمی نیست. اگر قرار است این مدت، سکوی پرتاب تیم ملی به سوی جام ملتها باشد، باید در همین بازه زمانی نشانههای تغییر دیده شود؛ چه در ترکیب، چه در میزان اعتماد به بازیکنان جوان و چه در افزایش رقابت برای حضور در تیم ملی.
فرآیند حرفهای فقط برگزاری اردو نیست
سرمقاله از «پشتوانه یک فرایند حرفهای» سخن گفته اما فرایند حرفهای فقط به معنای داشتن تقویم اردوها یا بازیهای تدارکاتی نیست. تیمهای موفق آسیا، پیش از آنکه با نتایجشان شناخته شوند، با هویت فوتبالیشان شناخته میشوند. آنها سبک بازی مشخص دارند، در طول زمان پیشرفت میکنند و هر تورنمنت، نسخه کاملتری از خود را ارائه میدهند.
این همان انتظاری است که از تیم ملی ایران نیز وجود دارد. اگر قرار است از نگاه بلندمدت صحبت شود، باید نشانههای آن در کیفیت بازی، در ایدههای تاکتیکی و در روند پیشرفت تیم دیده شود. برنامهای که فقط در تقویم وجود داشته باشد، هنوز به فرایند حرفهای تبدیل نشده است.
آرامش جایگزین مطالبهگری نیست
در بخشی از سرمقاله از «آرامش در اجرای برنامه» بهعنوان سرمایه فوتبال ایران یاد شده است. البته که آرامش برای هر تیمی ضروری است اما آرامش با نبود پرسش تفاوت دارد و فوتبال حرفهای با سؤالهای حرفهای رشد میکند. وقتی فدراسیون از برنامه، فرایند و نگاه بلندمدت سخن میگوید، طبیعی است رسانهها نیز درباره کیفیت این برنامه سؤال کنند. این مطالبهگری نه مخالفت با تیم ملی است و نه نادیده گرفتن موفقیتهای آن؛ بلکه بخشی از همان استانداردهای حرفهای است که خود فدراسیون از آن سخن میگوید. مدیران فدراسیون و اعضای کادرفنی تیم ملی باید بپذیرند که نقد فنی، رقیب تیم ملی نیست بلکه مکمل پیشرفت آن است. تیمی که مدعی قهرمانی آسیاست، باید آنقدر به برنامه خود اطمینان داشته باشد که از پرسشهای کارشناسی استقبال کند، نهاینکه آنها را مانعی بر سر راه آرامش بداند.
فرصت پاسخ در زمین مسابقه
همه تیم ملی را دوست دارند، از موفقیتش لذت میبرند اما حمایت از تیم ملی، به معنای تعطیل شدن نقد نیست. اتفاقاً تیمی که مدعی قهرمانی آسیاست، بیش از هر زمان دیگری باید زیر ذرهبین باشد. فدراسیون در سرمقاله خود آورده که موفقیت از دل برنامهریزی دقیق آغاز میشود. این جمله را باید بهخاطر سپرد؛ زیرا از امروز، هر اردو، هر بازی تدارکاتی و هر تصمیم فنی، بخشی از همین برنامه خواهد بود و طبیعتاً با همین معیار نیز قضاوت میشود. باید قبول کنیم که سرمقالهها میتوانند امید ایجاد کنند اما جام ملتها با امید و واژه فتح نمیشود. اگر واقعاً برنامهای در جریان است، بهترین پاسخ به همه تردیدها نه انتشار متنهای امیدوارکننده، بلکه نمایش یک تیم ملی متفاوت در مستطیل سبز است؛ تیمی که کیفیت بازیاش، بهترین دفاع از برنامهای باشد که این روزها درباره آن بسیار نوشته میشود. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، نه رسانهها دلیلی برای تردید خواهند داشت و نه افکار عمومی نیازی به اقناع با سرمقالهها؛ چراکه در فوتبال، قانعکنندهترین پاسخ همیشه همان چیزی است که در زمین مسابقه دیده میشود، نه آنچه روی کاغذ نوشته میشود.
