صفحات
  • صفحه اول
  • مدیریت ورزش
  • منهای فوتبال
  • ورزش جهان
  • فوتبال ایران
  • جام جهانی
  • صفحه آخر
شماره هشت هزار و صد و بیست و دو - ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
روزنامه ایران ورزشی - شماره هشت هزار و صد و بیست و دو - ۰۲ خرداد ۱۴۰۵ - صفحه ۸

شبی که چمن وانکدورف تاریخ آلمان را شست‌وشو داد

معجزه در باران

فینال جام جهانی ۱۹۵۴ در ورزشگاه «وانکدورف» شهر برن سوئیس، دقیقاً یکی از همین لحظات سرنوشت‌ساز بود.
 در این مسابقه، آلمان غربی ویران‌شده از جنگ جهانی دوم، به مصاف تیم ملی مجارستان رفت؛ تیمی ملقب به «مجار‌های جادویی» که با حضور اسطوره‌ای چون پوشکاش، چهار سال بود هیچ باختی را تجربه نکرده و در مرحله گروهی همین رقابت‌ها، آلمان را ۸ بر ۳ درهم کوبیده بود. همه خود را برای یک سلاخی فوتبالی دیگر آماده کرده بودند، اما آسمان شهر برن و چمن وانکدورف، نقشه دیگری در سر داشتند. 
با آغاز مسابقه، پیش‌بینی‌ها درست از آب درآمد و مجارستان ظرف هشت دقیقه ابتدایی ۲ بر ۰ جلو افتاد.
 اما اتمسفر ورزشگاه به طرز غریبی شروع به تغییر کرد. ابرهای تیره آسمان برن را پوشاندند و بارانی سیل‌آسا و شدید شروع به باریدن کرد.
 این باران، یک پدیده جوی ساده نبود؛ این همان «باران فریتس والتر» بود. کاپیتان افسانه‌ای آلمان، فریتس والتر، به دلیل ابتلا به بیماری مالاریا در دوران جنگ، در هوای گرم به سرعت توان خود را از دست می‌داد اما در هوای بارانی و خنک، به یک ماشین بی‌مهار تبدیل می‌شد.
باران شدید، زمین وانکدورف را به یک باتلاق لغزنده تبدیل کرد. این شرایط، تکنیک ناب و پاس‌کاری‌های روی زمین مجارهای فضایی را فلج کرد.
 در این میان، سلاح مخفی آلمانی‌ها خود را نشان داد، کفش‌های استوک‌دار ابداعی «آدی داسلر» (بنیانگذار آدیداس). بازیکنان آلمان توانستند در آن زمین گل‌آلود تعادل خود را حفظ کنند، در حالی که مجارها مدام سر می‌خوردند.
 آلمانی‌ها با روحیه‌ای جنگنده بازی را به تساوی کشاندند. باران چنان با ساق پای بازیکنان آلمان عجین شده بود که گل تساوی‌بخش مکس مورلوک در میان شلتاق آب و گل به ثمر رسید؛ گلی که بعدها مفسران آلمانی، بارش آن روز را به شوخی و احترام، «باران مکس مورلوک» نامیدند. 
در دقیقه ۸۴، هلموت ران گل سوم آلمان را به ثمر رساند تا گزارشگر رادیویی آلمان با فریادهای بی‌امان و گریه‌آلود خود، پیروزی ۳ بر ۲ و قهرمانی آلمان را به گوش جهانیان برساند. وقتی سوت پایان در ورزشگاه وانکدورف به صدا درآمد، «معجزه برن» متولد شد. 
ورزشگاه وانکدورف در آن روز بارانی، تنها شاهد قهرمانی یک تیم فوتبال نبود؛ بلکه شاهد تولد دوباره یک ملت بود. جامعه‌شناسان معتقدند آلمان مدرن و غرور ملی آسیب‌دیده این کشور پس از جنگ، در چمن گل‌آلود وانکدورف دوباره متولد شد. این استادیوم در سال ۲۰۰۱ تخریب و نوسازی شد، اما نام آن برای همیشه در تاریخ فوتبال به عنوان مکانی یاد شده است که در آن، باران، اراده و یک جفت کفش استوک‌دار، مسیر تاریخ را عوض کردند.

جستجو
آرشیو تاریخی