لئونیداس، پادشاه سلسائو

اسطوره‌ای که با پای برهنه به دل تاریخ زد

فوتبال، آن‌گاه که هنوز در پوسته‌ خامی از گل و سنگ فرو می‌رفت، شاهد درخشش پدیده‌هایی بود که امروز، در عصر ویترین‌های درخشان و میلیون‌ها چشم دوخته شده به صفحه‌های تلویزیون، تکرار آنها محال می‌نماید. یکی از معدود برگزیدگان آن دوران، بی‌گمان «لئونیداس داسیلوا» است؛ مهاجم شگرف و جسور سلسائوی برزیل که نامش با شور موسیقی سامبا و طنین پای لخت بر خاک فرانسه در جام جهانی ۱۹۳۸ گره خورده است.
مهاجم افسانه‌ای تیم ملی برزیل در جام جهانی ۱۹۳۸ فرانسه، با نمایشی خیره‌کننده و ثبت ۷ گل، به یکی از درخشان‌ترین چهره‌های آن دوره تبدیل شد. اما آنچه بیش از آمار گل‌هایش توجه‌ها را جلب می‌کند، روایت‌هایی است که از بازی کردن او با پای برهنه در برخی لحظات مسابقه نقل شده است؛ روایتی که او را به نمادی از فوتبال ناب و بی‌پیرایه بدل کرده است.
در آن روزها که فوتبال هنوز طعم مهندسی مدرن را نچشیده بود و زمین‌ها هر صبح با باران شب‌پیش، تبدار و گل‌آلود بودند، لئونیداس همچون روحی ناآرام در میان مه و گِل می‌دوید. نه کفشی که تنگ آمده باشد. نقل است در اوج یکی از دشوارترین مسابقات، وقتی کفش‌های سنگین و دانه‌دانه، پای او را زندانی کرده بودند و هر گام چون راندن گاوآهن در شالیزار بود، ناگهان در میان حیرت تماشاگران و بازیکنان، آن دو کفش مزاحم را از پا بیرون کشید و رها کرد. آن‌گاه با پای برهنه، همچون کودکی که برای اولین بار به چمنزار نو رسیده باشد، دوید، دریبل زد و شوت کرد. این تک‌حرکت، بیش از هر تاکتیک خشک دفتری، اعتماد به نفسی را نشان می‌داد که امروزه در بین فوتبالیست‌های میلیاردی هم دیده نمی‌شود.
اما لئونیداس تنها مرد پای برهنه نبود؛ او معمار یکی از تماشایی‌ترین ضربات تاریخ فوتبال است: «قیچی برگردان». حرکتی که در آن روزگار، کفرآمیز و شاعرانه به شمار می‌رفت و بعدها به امضای محرمانه‌ مهاجمان تراز اول بدل شد. سرعت برق‌آسا، چابکی گربه‌سان و نبوغ بی‌نظیر او، خطوط دفاعی تیم‌های آن دوران را به تسلیمی وامیداشت.
جام جهانی فرانسه، اوج شکوه این پدیده بود. لئونیداس با ۷ گل، کلاه طلایی آقای گلی را بر سر نهاد و تیمش را تا آستانه‌ نیمه‌نهایی پیش راند. برزیل آن سال جام را به خانه نبرد، اما لئونیداس نام یک ملت را برای همیشه در الواح زرین تاریخ کنده‌کاری کرد.
شاید ماجرای بازی با پای برهنه در گذر زمان، با افسانه‌ها و مبالغه‌های راویان پرشور آمیخته باشد؛ ولی چه باک؟ این داستان‌ها بخشی از میراث جاودانه‌ مردی است که نشان داد می‌توان بیرون از جعبه‌ تکنولوژی، تنها با تکیه بر ذات فوتبال، یعنی شادی، آزادی و شورمندی، جهانی را حیرت‌زده کرد.

 

جستجو
آرشیو تاریخی