مردان اخلاق کجای فوتبال ما هستند؟
محمد انصاری
کارشناس فوتبال
7 هفته از لیگ بیستوششم گذشته و در این مدت، فارغ از نتایج و اتفاقات فنی، چیزی که بیشتر از همیشه ذهن من را درگیر کرده، حواشی و رفتارهایی است که متأسفانه همچنان در فوتبال ما دیده میشود.
من درباره بازیکن خاصی صحبت نمیکنم؛ بحث من فراتر از یک بازیکن، یک مربی یا یک تیم است. صحبت درباره اتفاقاتی است که سالهاست در فوتبال ایران تکرار میشود و هر فصل با شکل و شمایلی تازه دوباره خودش را نشان میدهد.
فوتبال فقط یک مسابقه ۹۰ دقیقهای نیست. فوتبال با زندگی میلیونها نفر در ارتباط است. نوجوانان و کودکان زیادی مسابقات را دنبال میکنند، بازیکنان را میبینند و از آنها الگو میگیرند. بنابراین طبیعی است که از فوتبال و اهالی آن انتظار داشته باشیم علاوه بر توانایی فنی، در رفتار و اخلاق هم الگو باشند.
وقتی یک فوتبالیست، مربی یا حتی مدیر رفتاری انجام میدهد که با شأن ورزش و اخلاق حرفهای فاصله دارد، نباید تصور کنیم ماجرا همانجا تمام میشود. این رفتارها دیده میشوند، دربارهشان صحبت میشود و مهمتر از همه، توسط نسل بعدی فوتبال هم دیده و الگوبرداری میشوند.
سالهاست درباره اخلاق در فوتبال صحبت میکنیم. کمیتههای اخلاق داریم، برنامههای فرهنگی داریم و در مقاطع مختلف از ضرورت اخلاقمداری حرف زدهایم، اما سؤال اینجاست که چرا هنوز شاهد تکرار بسیاری از همین اتفاقات هستیم؟ به نظرم بخشی از پاسخ را باید در فوتبال پایه جستوجو کرد.
من معتقدم اگر قرار است اتفاقی در فوتبال ما تغییر کند، باید از جایی شروع کنیم که شخصیت یک فوتبالیست در حال شکل گرفتن است؛ از همان روزهایی که یک کودک یا نوجوان برای نخستینبار وارد زمین فوتبال میشود و قرار است علاوه بر تکنیک و تاکتیک، رفتار حرفهای و انسانی را هم یاد بگیرد. ما باید به بازیکن نوجوان یاد بدهیم که احترام به حریف، احترام به داور، احترام به مربی، کنترل خشم، مسئولیتپذیری و پذیرش شکست، به اندازه پاس صحیح و شوت زدن بخشی از فوتبال است. اگر این آموزش در سالهای پایه جدی گرفته نشود، نمیتوان انتظار داشت وقتی همان بازیکن به ردههای بالاتر رسید، ناگهان همه این اصول را خودش یاد بگیرد.
از فوتبال نونهالان و نوجوانان گرفته تا جوانان، امید و در نهایت تیم ملی، ما مسیر طولانیای برای پرورش یک بازیکن داریم. اما در این مسیر، معمولاً بخش فنی با حساسیت بیشتری دنبال میشود و موضوعات اخلاقی و شخصیتی در حاشیه قرار میگیرند. در حالی که بازیکنی که امروز در رده نونهالان فوتبال بازی میکند، ممکن است چند سال بعد تبدیل به ستاره یک تیم بزرگ یا حتی بازیکن تیم ملی شود. پس چرا از همان امروز برای شخصیت او برنامه نداشته باشیم؟ چرا مربی پایه فقط مسئول آموزش فوتبال باشد و برای آموزش رفتار حرفهای برنامهای نداشته باشد؟ چرا خانوادهها، باشگاهها، مربیان و فدراسیون در این زمینه یک برنامه منسجم و بلندمدت نداشته باشند؟
به اعتقاد من، پرورش بازیکن فقط به ساختن یک فوتبالیست خوب ختم نمیشود؛ ما باید انسان و ورزشکار حرفهای تربیت کنیم.
بسیاری از افرادی که امروز در فوتبال حضور دارند، خودشان زمانی الگوی یک نسل بودهاند. بازیکن جوانی که وارد زمین میشود، فقط به بازی ستاره تیم نگاه نمیکند؛ به رفتار او هم نگاه میکند. برای همین، کسانی که در فوتبال مسئولیت دارند، چه مدیر، چه مربی و چه بازیکن، مسئولیت اجتماعی بزرگی بر عهده دارند. من نمیگویم میتوان تمام حواشی فوتبال را یکشبه از بین برد. فوتبال با احساسات، فشار، رقابت و حتی اشتباه گره خورده است. اما میتوان برای آن چهارچوب مشخصی داشت و اجازه نداد رفتارهای نادرست تبدیل به یک امر عادی شوند. اگر هر هفته شاهد اتفاقی باشیم و فقط درباره آن صحبت کنیم، هفته بعد دوباره اتفاق دیگری رخ خواهد داد. باید به جای واکنشهای مقطعی، یک برنامه جدی و مستمر برای فرهنگسازی داشته باشیم. فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری به مردان اخلاق نیاز دارد؛ آدمهایی که وقتی اسمشان میآید، در کنار توانایی فنی و موفقیت ورزشی، از شخصیت و رفتارشان هم یاد شود. این موضوع فقط وظیفه یک کمیته یا یک نهاد نیست. باشگاهها، مربیان، بازیکنان، رسانهها، خانوادهها و مسئولان، همه در این زمینه نقش دارند.
اگر قرار است فوتبال ما آینده بهتری داشته باشد، باید از همین امروز روی نسل آینده کار کنیم. از زمینهای خاکی و مدارس فوتبال، از نونهالان و نوجوانان، از همان سنی که هنوز شخصیت یک فوتبالیست در حال شکل گرفتن است. شاید یکی از حلقههای مفقوده ورزش ما همین باشد؛ اینکه سالها برای ساختن بازیکن تلاش کردهایم، اما به اندازه کافی برای ساختن شخصیت یک ورزشکار برنامه نداشتهایم.
