صفحات
  • صفحه اول
  • مدیریت ورزش
  • منهای فوتبال
  • ورزش جهان
  • فوتبال ایران
  • پرسپولیس
  • استقلال
  • صفحه آخر
شماره هشت هزار و دویست و هفده - ۳۰ شهریور ۱۴۰۵
روزنامه ایران ورزشی - شماره هشت هزار و دویست و هفده - ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ - صفحه ۸

چرا پرخاشگری و بی‌اخلاقی در فوتبال ایران تکرار می‌شود؟

تنبیه می‌کنیم، اما تربیت نمی‌کنیم

محمدرضا رحیم‌پور 
خبر‌نگار


فوتبال، در تصور آرمانی‌اش، فقط یک ورزش نیست؛ مدرسه‌ای برای زندگی است. جایی که انسان‌ها یاد می‌گیرند شکست را بپذیرند، با دیگران همکاری کنند، به رقیب احترام بگذارند و حتی در اوج فشار و هیجان، مرزهای رفتار حرفه‌ای را حفظ کنند. اما در فوتبال ایران، این تصویر آرمانی سال‌هاست جای خود را به واقعیتی تلخ داده است؛ میدانی که قرار بود صحنه رقابت باشد، بارها به عرصه توهین، پرخاشگری و بی‌اخلاقی تبدیل شده است.
اتفاقات هفته‌های اخیر، از فایل صوتی منتشرشده از خداداد عزیزی و حواشی مربوط به آن گرفته تا دفاع محمدرضا زنوزی از اتفاقات رخ‌داده در راهروی ورزشگاه یادگار امام تبریز و حرکت غیرورزشی عارف حاجی‌عیدی، هافبک جوان سپاهان، مقابل هواداران استقلال، نمی‌توانند صرفاً اتفاقاتی منفرد تلقی شوند. اینها نمونه‌هایی از یک مسأله بزرگ‌تر هستند؛ مسأله‌ای که سال‌هاست در فوتبال ایران تکرار می‌شود. پرسش اصلی این است؛ چرا فوتبال ایران، با وجود برخورداری از نسل‌هایی از بازیکنان مستعد، در تربیت «انسان حرفه‌ای» با چالشی مزمن روبه‌رو است؟
برای یافتن پاسخ، شاید باید به جای ورزشگاه‌های بزرگ، به زمین‌های تمرین و آکادمی‌های فوتبال پایه نگاه کرد؛ جایی که مسیر حرفه‌ای یک بازیکن و همزمان شخصیت ورزشی او شکل می‌گیرد. اگر تاریخ نزدیک فوتبال ایران را مرور کنیم، نمونه‌های متعددی از درگیری فیزیکی، اعتراض‌های خارج از کنترل به داوران، رفتار تحقیرآمیز با هواداران و حملات کلامی علیه بازیکنان رقیب یا خانواده‌های آنها دیده می‌شود. الگوی شکل‌گیری این حواشی نیز اغلب یکسان است: رفتار پرخاشگرانه در لحظه‌ای پرتنش، انتشار تصاویر یا فایل آن در فضای مجازی، موج واکنش‌های عمومی، شکایت یا بیانیه، ورود کمیته انضباطی و در نهایت محرومیت چندجلسه‌ای؛ سپس گذشت زمان و فراموشی ماجرا تا حاشیه بعدی.
اگر این رفتارها فقط به شخصیت چند بازیکن یا مربی خاص مربوط بود، انتظار می‌رفت با تغییر نسل‌ها کاهش پیدا کند اما چنین اتفاقی رخ نداده است. نسل جدید نیز در مواردی همان الگوهای رفتاری نسل‌های گذشته را بازتولید می‌کند. این تکرار بین‌نسلی نشان می‌دهد که مسأله می‌تواند فراتر از خطاهای فردی و دارای ریشه‌های ساختاری باشد. یکی از مهم‌ترین ریشه‌های این چالش را باید در شیوه آموزش فوتبال پایه جست‌وجو کرد.
برنامه بسیاری از آکادمی‌های فوتبال ایران، حتی مجموعه‌های معتبر، عمدتاً بر مهارت‌های فنی، تاکتیکی و جسمانی متمرکز است؛ از پاسکاری و کنترل توپ گرفته تا آمادگی بدنی و تاکتیک‌های دفاعی و هجومی. همه این مهارت‌ها ضروری‌اند، اما برای ساختن یک فوتبالیست حرفه‌ای کافی نیستند. بازیکنی که نمی‌تواند خشم خود را کنترل کند، شکست را بپذیرد، به داور احترام بگذارد یا در برابر تحریک هواداران واکنشی حرفه‌ای داشته باشد، با نقصی جدی وارد فوتبال حرفه‌ای می‌شود؛ نقصی که شاید در رده‌های پایه چندان دیده نشود، اما در سطح بزرگسالان و مقابل میلیون‌ها مخاطب آشکار خواهد شد.
آموزش این مهارت‌ها نیز نباید به تذکرهای مقطعی مربیان محدود شود. مدیریت هیجان، تحمل شکست، احترام به رقیب، مسئولیت‌پذیری، ارتباط با رسانه، رفتار در شبکه‌های اجتماعی و نحوه مواجهه با شهرت و پول، مهارت‌هایی هستند که باید مانند تکنیک و تاکتیک، مستمر و هدفمند آموزش داده شوند.
باشگاه‌های بزرگ فوتبال جهان سال‌هاست متوجه شده‌اند که پرورش بازیکن حرفه‌ای بدون توجه به شخصیت او، پروژه‌ای ناقص است. در بسیاری از ساختارهای پیشرفته، بازیکنان از سنین پایین برای مواجهه با فشار، شکست، شهرت، رسانه و مسئولیت اجتماعی آماده می‌شوند و آیین‌نامه‌های رفتاری مشخصی برای آنها وجود دارد.
در فوتبال ایران، وقتی از استعداد صحبت می‌کنیم، معمولاً سرعت، تکنیک، قدرت بدنی و هوش بازی معیار قرار می‌گیرد. کمتر پیش می‌آید ویژگی‌هایی مانند کنترل خشم، مسئولیت‌پذیری، احترام به رقیب، پذیرش شکست و رفتار در شبکه‌های اجتماعی بخشی جدی از ارزیابی یک استعداد باشد. این در حالی است که بازیکن حرفه‌ای فقط ورزشکاری نیست که خوب فوتبال بازی می‌کند؛ او یک شخصیت عمومی است و باید بتواند در شرایط دشوار نیز حرفه‌ای رفتار کند.
محرومیت، جریمه و توبیخ پس از وقوع حاشیه برای حفظ نظم ضروری‌اند، اما نمی‌توانند جای آموزش را بگیرند. اگر بازیکنی پس از یک رفتار نامناسب محروم شود، اما برنامه‌ای برای اصلاح رفتار و آموزش مدیریت هیجان نداشته باشد، چه تضمینی وجود دارد که همان رفتار دوباره تکرار نشود؟ محرومیت می‌تواند پیامد باشد، اما جایگزین تربیت نیست.
فوتبال ایران استعداد کم ندارد؛ چالش، ساختن مسیر مناسب برای تبدیل استعداد به ورزشکار حرفه‌ای است. فوتبال پایه نباید فقط محل ساختن فوتبالیست باشد؛ باید محل ساختن شخصیت نیز باشد. بازیکن باید یاد بگیرد چگونه رقابت کند، چگونه ببازد، چگونه برنده شود و در هر دو وضعیت، احترام خود و رقیب را حفظ کند. سال‌هاست از «بازیکن‌سازی» صحبت می‌کنیم؛ شاید زمان آن رسیده باشد که «انسان‌سازی» نیز به همان اندازه جدی گرفته شود.
تا زمانی که آکادمی‌های فوتبال ایران در کنار آموزش تکنیک و تاکتیک، برای تربیت شخصیت، مدیریت هیجان و اخلاق حرفه‌ای برنامه‌ای مشخص، مستمر و قابل ارزیابی نداشته باشند، چرخه «حاشیه، محرومیت، فراموشی و حاشیه بعدی» ادامه خواهد داشت. پرسش اساسی همچنان پابرجاست؛ آیا فوتبال ایران فقط می‌خواهد بازیکن حرفه‌ای بسازد یا آماده است انسان حرفه‌ای هم تربیت کند؟ پرسش، آینده اخلاقی فوتبال ایران را رقم می‌زند.

 

1

فوتبال ایران و چالشی به‌نام تربیت
در فاصله‌ای کوتاه، دو اتفاق در فوتبال ایران بار دیگر توجه افکار عمومی را به رفتارهای غیرحرفه‌ای در فوتبال جلب کرد؛ از حاشیه‌های مربوط به خداداد عزیزی در راهروی ورزشگاه یادگار امام تبریز تا رفتار عارف حاجی عیدی، هافبک جوان سپاهان، پس از شکست برابر استقلال. باشگاه سپاهان رفتار حاجی عیدی را «مغایر با ارزش‌های اخلاقی و اصول حرفه‌ای» دانست و باشگاه استقلال نیز از او به کمیته انضباطی شکایت کرد.
این اتفاق‌ها را نمی‌توان صرفاً رفتارهای فردی و جدا از یکدیگر دانست. فوتبال ایران سال‌هاست شاهد فحاشی به داوران، درگیری‌های فیزیکی، رفتارهای تحقیرآمیز با هواداران و حملات کلامی به بازیکنان رقیب و حتی خانواده‌های آنهاست. الگوی برخورد نیز تقریباً همیشه تکرار می‌شود؛ رفتار پرخاشگرانه، انتشار گسترده در فضای مجازی، واکنش افکار عمومی، شکایت رسمی، محرومیت انضباطی و سپس فراموشی تا جنجال بعدی. این چرخه نشان می‌دهد که مسأله فقط به یک بازیکن یا یک پیشکسوت مربوط نیست. اگر چنین رفتارهایی صرفاً نتیجه ویژگی‌های شخصیتی افراد بود، انتظار می‌رفت با تغییر نسل‌ها کاهش پیدا کند. اما نسل جدید نیز در بسیاری موارد همان الگوها را بازتولید می‌کند. این تکرار بین نسلی، نشانه یک نقص ساختاری در مسیر تربیت بازیکنان است.
بازیکنی که از سنین نوجوانی فحاشی به داور یا هم‌تیمی را بدون پیامد آموزشی جدی تجربه می‌کند، ممکن است سال‌ها بعد همان رفتار را در سطح حرفه‌ای و در برابر دوربین‌ها تکرار کند. بازیکنی که مدیریت خشم، تحمل شکست، احترام به رقیب و کنترل هیجانات را به صورت نظام‌مند نیاموخته است، در شرایط فشار حرفه‌ای با همان ضعف‌هایی روبه‌رو خواهد شد.

 

2

تجربه باشگاه‌های پیشروی جهان
بررسی مدل‌های مختلف فوتبال جهان نشان می‌دهد که باشگاه‌های صاحب آکادمی‌های قدرتمند، توسعه بازیکن را تنها به مهارت‌های فنی محدود نمی‌کنند. در بارسلونا و آکادمی لا ماسیا، توسعه شخصی بازیکنان در کنار آموزش فنی مورد توجه قرار گرفته است. در این رویکرد، موضوعاتی مانند مدیریت هیجانات، خودآگاهی، تصمیم‌گیری، تحصیل، عادت‌های سالم زندگی و هویت بازیکن مورد توجه قرار می‌گیرد. خانواده نیز در این فرآیند حضور دارد و توسعه بازیکن فقط به محیط تمرین محدود نمی‌شود.
بوروسیا دورتموند رویکرد دیگری دارد و از آیین‌نامه رفتاری مکتوب برای رده‌های مختلف سنی استفاده می‌کند. این آیین‌نامه فقط بازیکنان را مخاطب قرار نمی‌دهد و مربیان و والدین نیز در آن جایگاه مشخصی دارند. اصولی مانند احترام، گوش دادن به دیگران، پذیرش انتقاد و رعایت انصاف در رفتار با هم‌تیمی‌ها بخشی از این ساختار است. برای بازیکنان تازه وارد نیز از بازیکنان باتجربه‌تر به عنوان منتور استفاده می‌شود تا فرآیند ورود آنها به محیط جدید آسان‌تر شود.
در آژاکس، «شخصیت» یکی از چهار عنصر مدل TIPS در کنار تکنیک، بینش تاکتیکی و سرعت است. این جایگاه نشان می‌دهد که شخصیت در این مدل یک موضوع فرعی نیست، بلکه بخشی از فرآیند اصلی بازیکن‌سازی است. آموزش بازی جوانمردانه و پرداختن به موضوعاتی مانند تبعیض و فشار همسالان نیز بخشی از این رویکرد است.
در آکادمی‌های لیگ برتر انگلیس نیز برنامه‌های مهارت‌های زندگی و توسعه شخصی برای بازیکنان جوان اجرا می‌شود. موضوعاتی مانند برنامه‌ریزی برای آینده، توسعه فردی، مشاوره شغلی و آمادگی برای زندگی پس از فوتبال در این برنامه‌ها قرار دارد. به این ترتیب، بازیکن فقط برای مسابقه و قرارداد آینده آماده نمی‌شود، بلکه برای زندگی حرفه‌ای و شخصی نیز آموزش می‌بیند.
فیفا نیز در برنامه‌های آموزشی خود بر مبارزه با تبعیض و آموزش بازی جوانمردانه در رده‌های پایه تأکید دارد. هدف چنین برنامه‌هایی این است که ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی پیش از رسیدن بازیکنان به شهرت و سطح حرفه‌ای در آنها شکل بگیرد.
در ژاپن نیز برنامه‌های آموزشی با تمرکز بر «صداقت ورزشی» به بازیکنان جوان فرصت می‌دهد درباره معضلات اخلاقی واقعی گفت‌و‌گو کنند و به جای حفظ کردن مجموعه‌ای از ممنوعیت‌ها، درباره این پرسش فکر کنند که «من می‌خواهم چه نوع ورزشکاری باشم؟» این رویکرد، بازیکن را در فرآیند شکل‌گیری ارزش‌های شخصی خود مشارکت می‌دهد.
 

 

3

از بازیکن‌سازی تا انسان‌سازی
آنچه در فوتبال ایران در قالب فحاشی، درگیری، رفتارهای تحقیرآمیز یا واکنش‌های غیرحرفه‌ای دیده می‌شود، نمی‌تواند همیشه به عنوان یک اتفاق موردی و فردی کنار گذاشته شود. تکرار این رفتارها در نسل‌های مختلف نشان می‌دهد که باید به ریشه‌های تربیتی آن نیز توجه کرد.
فوتبال ایران در تولید استعداد فنی کمبود ندارد. چالش اصلی، ایجاد ساختاری است که همزمان با پرورش توانایی‌های فوتبالی، شخصیت حرفه‌ای بازیکن را نیز پرورش دهد. بازیکنی که باید در آینده زیر فشار هزاران تماشاگر، دوربین‌ها، شبکه‌های اجتماعی، شکست، پیروزی و رقابت تصمیم بگیرد، به چیزی بیشتر از آموزش پاس و شوت نیاز دارد.
آکادمی فوتبال نمی‌تواند فقط کارخانه بازیکن‌سازی باشد. اگر قرار است بازیکن حرفه‌ای تربیت شود، باید مدرسه انسان‌سازی نیز باشد؛ محیطی که در آن احترام، مسئولیت‌پذیری، کنترل هیجان، تحمل شکست، کار گروهی و اخلاق حرفه‌ای همزمان با مهارت‌های فنی آموزش داده شوند.
تجربه باشگاه‌ها و نهادهای فوتبالی مختلف جهان نشان می‌دهد که این آموزش‌ها را می‌توان از سنین پایین آغاز کرد و در تمام مراحل رشد بازیکن ادامه داد. فوتبال ایران نیز برای کاهش تکرار این جنجال‌ها، نیازمند حرکتی از برخوردهای موردی و انضباطی به سمت تربیتی مستمر و ساختاری است.
در غیر این صورت، همان چرخه تکرار خواهد شد؛ یک رفتار جنجالی، یک شکایت، یک محرومیت چند جلسه‌ای و سپس فراموشی؛ تا زمانی که جنجال بعدی از راه برسد.

 

4

منشور اخلاقی از خانه شکل می‌گیرد
برای کاهش این چالش، اول باید یک منشور اخلاقی الزام‌آور برای آکادمی‌های پایه تدوین شود. این منشور نباید فقط بازیکنان را مخاطب قرار دهد؛ مربیان، کادر فنی و والدین نیز باید در آن نقش و مسئولیت مشخص داشته باشند و پیامدهای رعایت نکردن آن از قبل روشن باشد. دوم، حضور روان‌شناسان ورزشی و متخصصان توسعه شخصی باید به بخشی رسمی از ساختار آکادمی‌ها تبدیل شوند. چنین متخصصانی نباید فقط هنگام بروز مشکل وارد عمل شوند، بلکه باید به صورت منظم جلسات فردی و گروهی برگزار کنند. سوم، آموزش اخلاق و مهارت‌های زندگی باید وارد برنامه هفتگی آکادمی‌ها شود. مدیریت هیجان، ارتباط مؤثر، تحمل شکست، احترام به داور و رقیب و سواد رسانه‌ای، همگی باید مانند تمرین فنی بخشی از فرآیند رشد بازیکن باشند.
چهارم، نقش مربیان و پیشکسوتان به عنوان الگو باید جدی گرفته شود. بازیکنان نوجوان رفتار مربی خود را می‌بینند و در بسیاری موارد آن را تکرار می‌کنند. بنابراین نمی‌توان از بازیکن انتظار رفتار حرفه‌ای داشت، در حالی که الگوهای رفتاری او در محیط فوتبال با همان استانداردها همراه نیست. پنجم، خانواده‌ها باید بخشی از فرآیند تربیتی باشند. بازیکن نوجوان فقط چند ساعت در هفته در آکادمی حضور دارد و بخش مهمی از شکل‌گیری شخصیت او در محیط خانواده اتفاق می‌افتد. ارتباط منظم میان آکادمی و خانواده می‌تواند به هماهنگ شدن این دو محیط کمک کند.
 

 

5

تذکر به جای آموزش
وجه مشترک این تجربه‌ها آن است که تربیت اخلاقی و شخصیتی، فعالیتی جانبی و مناسبتی نیست. برای آن برنامه، زمان، نیروی انسانی و چهارچوب مشخص در نظر گرفته شده است.
در فوتبال ایران، تربیت اخلاقی معمولاً یا در سایه نتیجه‌گرایی و قهرمانی زودهنگام قرار می‌گیرد یا به چند تذکر شفاهی و جلسه‌های پراکنده محدود می‌شود. نبود روان‌شناس ورزشی تمام وقت در بسیاری از آکادمی‌های پایه، نبود سند رفتاری الزام‌آور و مشارکت محدود خانواده‌ها در فرآیند تربیتی، از جمله شکاف‌های مهم در این حوزه است. نتیجه چنین ساختاری را می‌توان در رفتارهایی دید که هر چند وقت یک بار فوتبال ایران را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بازیکنی که در سال‌های رشد خود فرصت کافی برای یادگیری مدیریت خشم، کنترل فشار و احترام به رقیب نداشته است، در سطح حرفه‌ای با همان کمبودها وارد میدان می‌شود؛ با این تفاوت که این بار رفتار او در برابر هزاران تماشاگر و میلیون‌ها مخاطب فضای مجازی قرار دارد.
 

جستجو
آرشیو تاریخی