نکته دیگری که در این میان نباید نادیده گرفته شود، نقش رسانهها و افکار عمومی در شکلدادن به ادراک عمومی از بازدارندگی است.
در غیاب شفافیت کامل درباره روند رسیدگی، مستندات پرونده و معیارهای دقیق تعیین میزان مجازات، افکار عمومی عمدتاً بر اساس همان عدد نهایی رأی قضاوت میکند؛ 4 ماه، 4 جلسه، فلان مبلغ جریمه. این در حالی است که ممکن است پشت هر رأی، ملاحظات فنی، حقوقی و رویهای متعددی وجود داشته باشد که برای مخاطب عادی قابلمشاهده نیست.
ولی این واقعیت تغییری در نتیجه نهایی ایجاد نمیکند که اگر نهاد صادرکننده رأی نتواند منطق و تناسب تصمیم خود را برای افکار عمومی توضیح دهد، حتی عادلانهترین حکم نیز در معرض این خطر قرار میگیرد که بهعنوان یک تصمیم ناکافی یا سلیقهای تلقی شود. از این منظر، شفافیت در انتشار مستندات و استدلالهای پشت هر رأی، بهاندازه خود محتوای رأی، در ایجاد بازدارندگی نقش دارد؛ چرا که بازدارندگی، در نهایت یک پدیده ادراکی است، نه صرفاً یک واقعیت حقوقی.