فوتبال ایران در تسخیر تخلف، جنجال و جریمه

قانون‌شکنان؛ برندگان همیشگی بی‌انضباطی

محمدرضا رحیم پور
خبر‌نگار


 فوتبال ایران سال‌هاست با یک تناقض جدی روبه‌روست؛ از یک سو مسئولان و مدیران فوتبال بارها بر ضرورت حفظ انضباط، احترام به داور، کنترل رفتار بازیکنان و جلوگیری از حاشیه در سکوها و کنار زمین تأکید می‌کنند و از سوی دیگر، اتفاقاتی که تقریباً هر هفته در مسابقات لیگ برتر رخ می‌دهد، نشان می‌دهد بخش مهمی از این هشدارها در عمل، اثر بازدارندگی خود را از دست داده‌اند.
هر هفته پرونده‌ای تازه شکل می‌گیرد؛ بازیکنی با داور درگیر می‌شود، مربی علیه داور موضع تند می‌گیرد، سرپرست وارد مجادله می‌شود، مدیر یک باشگاه علیه تیم رقیب بیانیه صادر می‌کند و گاهی نیز حاشیه‌های داخل زمین به راهروهای ورزشگاه و مقابل رختکن‌ها کشیده می‌شود. چند روز بعد، کمیته انضباطی رأی خود را صادر می‌کند و معمولاً با ترکیبی از جریمه نقدی و محرومیت کوتاه‌مدت، پایان ماجرا اعلام می‌شود.
اما پرسش اساسی همچنان بی‌پاسخ می‌ماند؛ اگر مجازات قرار است از تکرار تخلف جلوگیری کند، چرا همان رفتارها دوباره و دوباره تکرار می‌شوند؟
اتفاقات دیدار تراکتور و گل‌گهر در ورزشگاه یادگار امام تبریز، فارغ از اینکه در نهایت کدام طرف در ادعاهای خود محق باشد، نمونه تازه‌ای از همین چرخه است؛ مسابقه‌ای که در زمین با برتری یک بر صفر تراکتور به پایان رسید، اما حاشیه‌های آن بعد از سوت پایان تازه وارد مرحله دیگری شد و پرونده‌هایی را مقابل کمیته انضباطی و کمیته اخلاق قرار داد.
در چنین شرایطی، مسأله دیگر فقط یک بازیکن، مربی یا باشگاه نیست؛ مسأله، کارآمدی ساختار انضباطی فوتبال ایران و میزان توانایی آن برای جلوگیری از تکرار تخلف است.

جریمه‌ای که به هزینه جاری تبدیل شده است
یکی از مشکلات قابل تأمل در فوتبال ایران این است که در بسیاری از موارد، جریمه نقدی از یک ابزار انضباطی به نوعی هزینه جاری تبدیل شده است.
وقتی باشگاه، بازیکن، مربی یا مدیر بداند که در صورت عبور از خطوط انضباطی، نهایتاً با مبلغی جریمه مواجه می‌شود که در مقایسه با گردش مالی فوتبال حرفه‌ای رقم تعیین‌کننده‌ای نیست، فلسفه بازدارندگی مجازات زیر سؤال می‌رود.
مجازات زمانی بازدارنده است که هزینه تخلف از منفعت آن بیشتر باشد. اگر یک بازیکن با توهین به داور، تحریک بازیکن حریف یا ایجاد جنجال بتواند فضای مسابقه را تحت تأثیر قرار دهد و در نهایت تنها با یک جریمه مالی مواجه شود، آیا واقعاً انگیزه‌ای جدی برای تغییر رفتار خود خواهد داشت؟
همین پرسش درباره مربیان و مدیران نیز مطرح است. اگر مربی با اعتراض شدید به داور فشار روانی بر مسابقه ایجاد کند و چند روز بعد تنها یک جریمه نقدی بپردازد، این جریمه برای او یک مجازات واقعی است یا صرفاً هزینه‌ای برای فعالیت حرفه‌ای؟
در مورد باشگاه‌ها، این مسأله حتی جدی‌تر است. باشگاهی که بودجه سنگین دارد و برای بازیکنان و کادر فنی هزینه‌های قابل توجهی می‌کند، ممکن است جریمه انضباطی را به‌عنوان هزینه‌ای قابل پیش‌بینی در طول فصل ببیند؛ چیزی شبیه هزینه سفر، اردو، تجهیزات یا سایر مخارج جاری. در چنین شرایطی، جریمه‌ای که قرار بود رفتار را اصلاح کند، عملاً به عددی در حساب‌های مالی باشگاه تبدیل می‌شود.
البته این به معنای بی‌اثر بودن مطلق جریمه نقدی نیست؛ مسأله، تناسب آن با شرایط فرد یا باشگاه و تأثیر واقعی آن بر رفتار متخلف است. یک رقم واحد الزاماً برای همه اثر یکسانی ندارد.

محرومیت کوتاه‌مدت هم همیشه راه‌حل نیست
ممکن است گفته شود فوتبال ایران در کنار جریمه نقدی، ابزار محرومیت را نیز در اختیار دارد و بنابراین سیستم انضباطی فاقد مجازات بازدارنده نیست. اما مسأله فقط وجود مجازات نیست؛ تناسب، سرعت، قطعیت و نحوه اجرای آن نیز اهمیت دارد.
محرومیت زمانی اثرگذار است که بازیکن بداند تخلف او می‌تواند مستقیماً بر حضورش در مسابقه بعدی، جایگاهش در ترکیب، قراردادش و حتی اعتبار حرفه‌ای او تأثیر بگذارد. اگر رسیدگی طولانی شود، رأی هفته‌ها یا ماه‌ها بعد صادر شود یا محرومیت در شرایطی اعمال شود که اهمیت مسابقات برای فرد کاهش یافته باشد، قدرت بازدارندگی آن کمتر خواهد شد.
فوتبال، برخلاف بسیاری از حوزه‌های دیگر، با زمان زندگی می‌کند. یک بازیکن ممکن است یک مسابقه بسیار مهم را از دست بدهد، اما چند هفته بعد دوباره به ترکیب بازگردد. اگر تخلف او در مسابقه‌ای حساس رخ داده باشد و مجازات با فاصله زمانی زیادی اعمال شود، بخشی از اثر تنبیهی آن از بین می‌رود. از همین رو، انضباط ورزشی باید سریع، دقیق، متناسب و قابل پیش‌بینی باشد.

مشکل فقط رأی نیست
یکی از انتقادهای جدی به ساختار انضباطی فوتبال ایران، فاصله میان اتفاق و تصمیم نهایی است.
روز مسابقه، حاشیه به تیتر رسانه‌ها تبدیل می‌شود؛ فیلم‌ها در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شوند، باشگاه‌ها بیانیه صادر می‌کنند، هواداران علیه یکدیگر موضع می‌گیرند و فضای فوتبال برای چند روز ملتهب می‌شود. اما پس از فروکش‌کردن موج رسانه‌ای، پرونده وارد فرایند اداری می‌شود و ممکن است هفته‌ها بعد رأی صادر شود؛ زمانی که افکار عمومی دیگر توجه چندانی به موضوع ندارد و حتی ممکن است فرد موردنظر چند مسابقه دیگر نیز انجام داده باشد.
این فاصله زمانی میان «تخلف» و «مجازات» برای یک نظام انضباطی مسأله مهمی است. بازیکن باید ارتباط مستقیم میان رفتار و پیامد آن را احساس کند. اگر این ارتباط از بین برود، مجازات بخشی از اثر تربیتی و بازدارنده خود را از دست می‌دهد. بنابراین اصلاح ساختار انضباطی فقط به افزایش شدت آرای کمیته‌ها محدود نمی‌شود؛ سرعت رسیدگی و قطعیت اجرای تصمیم نیز به همان اندازه اهمیت دارد.

داور؛ یکی از آسیب‌پذیرترین حلقه‌ها
یکی از قربانیان مستقیم ضعف بازدارندگی، داوران هستند. داور در فوتبال ایران تحت فشار سنگینی قرار دارد. تصمیم او می‌تواند نتیجه یک مسابقه را تغییر دهد و کوچک‌ترین اشتباه او ممکن است ساعت‌ها در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مورد بحث قرار گیرد. در مقابل، اگر بازیکن، مربی یا مدیر به داور توهین کند یا به شکل غیرمتعارف او را تحت فشار قرار دهد، برخورد باید به اندازه‌ای روشن و جدی باشد که همه بدانند چنین رفتاری هزینه دارد.
البته اعتراض به داوری ذاتاً تخلف نیست. بازیکن حق دارد نسبت به تصمیم داور ناراضی باشد و مربی نیز می‌تواند از یک تصمیم انتقاد کند. مسأله از جایی آغاز می‌شود که مرز میان «اعتراض» و «بی‌احترامی» مخدوش شود.
اگر این مرز هر هفته جابه‌جا شود، به‌تدریج رفتارهایی که باید غیرحرفه‌ای تلقی شوند، عادی به نظر خواهند رسید. این عادی‌شدن، در نهایت هم به جایگاه داور آسیب می‌زند و هم فضای کلی مسابقات را متشنج می‌کند.

وقتی تخلف عادی می‌شود
در هر نظام انضباطی، یکی از مهم‌ترین اصول، قطعیت مجازات است. ممکن است مجازات یک تخلف بسیار سنگین نباشد، اما اگر فرد مطمئن باشد تخلف او بدون استثنا و بدون توجه به نام و جایگاهش با واکنش روبه‌رو خواهد شد، احتمال ارتکاب آن کاهش پیدا می‌کند. در مقابل، مجازات بسیار سنگین اما غیرقابل پیش‌بینی نیز الزاماً بازدارنده نیست.
فوتبال ایران بیش از آنکه به دنبال مجازات‌های عجیب و سنگین باشد، به ثبات در اجرای قانون نیاز دارد. قانون باید برای بازیکن جوان و ستاره ملی‌پوش، مربی کم‌نام و سرمربی مشهور، باشگاه کوچک و مدعی قهرمانی یکسان باشد.
اگر این احساس شکل بگیرد که جایگاه افراد می‌تواند بر شدت برخورد تأثیر بگذارد، اعتماد به سیستم انضباطی کاهش پیدا می‌کند. از این منظر، برابری در اجرای قانون شاید مهم‌تر از سنگینی خود مجازات باشد.

باشگاه‌ها هم باید پاسخگو باشند
تمام مسئولیت را نمی‌توان بر دوش کمیته انضباطی گذاشت. باشگاه حرفه‌ای باید نخستین خط دفاعی در برابر رفتارهای غیرحرفه‌ای باشد.
وقتی بازیکن یک باشگاه وارد درگیری می‌شود، باشگاه نباید صرفاً منتظر رأی فدراسیون بماند تا مشخص شود چه اتفاقی افتاده است. باشگاه می‌تواند در آیین‌نامه داخلی خود برای رفتارهای غیرحرفه‌ای پیامدهایی مشخص کند. رفتار توهین‌آمیز با داور، ایجاد درگیری با بازیکن حریف یا نقض مقررات رسانه‌ای می‌تواند علاوه بر مجازات فدراسیون، پیامد داخلی نیز داشته باشد. این همان مسئولیت‌پذیری فردی و سازمانی است که از یک باشگاه حرفه‌ای انتظار می‌رود.
اگر بازیکن بداند تخلف او فقط یک پرونده در فدراسیون نیست و ممکن است بر قرارداد، پاداش، جایگاهش در تیم و آینده حرفه‌ای او نیز تأثیر بگذارد، اثر بازدارندگی افزایش خواهد یافت.

 

جرایم را واقعی کنید
یکی از تغییرات مورد نیاز، بازتعریف مفهوم جریمه است. جریمه نقدی باید با توجه به شرایط اقتصادی فوتبال، سطح مسابقات و میزان اثر تخلف طراحی شود. نمی‌توان یک رقم ثابت را برای همه در نظر گرفت و انتظار داشت برای همه اثر یکسانی داشته باشد. ممکن است یک جریمه برای یک بازیکن جوان سنگین باشد، اما برای یک باشگاه متمول تقریباً هیچ اثر بازدارنده‌ای نداشته باشد.
بنابراین نظام انضباطی باید مجموعه‌ای متناسب از ابزارها را در اختیار داشته باشد؛ از محرومیت از مسابقه و محرومیت تعلیقی گرفته تا محرومیت از حضور در ورزشگاه، الزام به عذرخواهی رسمی در موارد مشخص، دوره‌های آموزشی، محرومیت از فعالیت‌های مرتبط و جریمه‌های متناسب. در تخلفات بسیار سنگین نیز طبیعتاً باید مجازات‌های شدیدتر در نظر گرفته شود. هدف، انتقام از متخلف نیست؛ هدف جلوگیری از تکرار تخلف است.

 

انضباط نباید بعد از جنجال شروع شود
مشکل اصلی این است که در فوتبال ایران، انضباط اغلب پس از وقوع جنجال وارد میدان می‌شود؛ در حالی که انضباط واقعی باید پیش از حادثه شکل گرفته باشد. بازیکن باید پیش از ورود به زمین بداند چه رفتاری مجاز و چه رفتاری ممنوع است. باشگاه باید پیش از آغاز فصل قوانین داخلی خود را مشخص کرده باشد. کمیته انضباطی باید چهارچوب‌های روشن داشته باشد و مهم‌تر از همه، همه بدانند که قانون در صورت تخلف اجرا خواهد شد. اگر چنین سازوکاری وجود داشته باشد، بسیاری از پرونده‌ها اساساً شکل نخواهند گرفت.

 

رأی خوب، رأیی نیست که فقط سنگین باشد
راه‌حل را نباید صرفاً در سنگین‌ترکردن مجازات‌ها جست‌وجو کرد. رأی خوب الزاماً رأی سنگین نیست؛ رأی خوب، رأیی شفاف، سریع، متناسب و قابل اجراست. اگر تخلف بازیکن مشخص است، رأی باید با استناد روشن به مقررات صادر شود. اگر باشگاه یا فردی بی‌گناه است، دفاع او باید شنیده شود. اگر تخلف سنگین است، مجازات باید متناسب باشد و مهم‌تر از همه، اجرای رأی نباید تحت تأثیر نام افراد و باشگاه‌ها قرار بگیرد. فوتبال ایران بیش از مجازات‌های نمایشی به چنین سیستمی نیاز دارد؛ سیستمی که هم حقوق متهم را رعایت کند و هم در صورت اثبات تخلف، واکنش آن روشن و مؤثر باشد.

 

یک سؤال ساده اما بی‌پاسخ
اگر یک بازیکن بداند که با توهین به داور ممکن است چند میلیون تومان جریمه شود، اما همچنان بتواند در بازی بعدی حضور داشته باشد، چه چیزی او را از تکرار رفتار بازمی‌دارد؟
اگر یک سرپرست تیم بداند که در صورت ورود به یک درگیری ممکن است تنها با احضار و ارائه توضیح روبه‌رو شود، آیا این فرایند به اندازه کافی بازدارنده است؟ 
و اگر باشگاهی بداند انتشار یک بیانیه تند و جنجالی در نهایت با یک جریمه مالی تمام می‌شود، چرا باید ادبیات خود را تغییر دهد؟ پاسخ به همین پرسش‌ها نقطه‌ای است که فوتبال ایران باید اصلاح نظام انضباطی خود را از آن آغاز کند.

 

بیانیه‌های باشگاه‌ها؛ بنزین روی آتش؟
موضوع دیگری که در فوتبال ایران به بخشی از فرهنگ مسابقات تبدیل شده، انتشار بیانیه‌های تند پس از بازی است. باشگاهی که احساس می‌کند حقش ضایع شده، طبیعتاً حق اعتراض دارد. اما اعتراض با حمله لفظی، متهم‌کردن افراد و استفاده از ادبیات تحریک‌آمیز تفاوت دارد. در پرونده تراکتور و گل‌گهر نیز پس از مسابقه، دو باشگاه مواضع خود را اعلام کردند و هر کدام نسبت به بخشی از اتفاقات اعتراض داشتند. این حق باید محفوظ بماند؛ اما فوتبال حرفه‌ای نیازمند ادبیات حرفه‌ای نیز هست.
 اگر باشگاه‌ها بدانند بیانیه‌های حاوی توهین، تحریک هواداران یا اتهام‌های بدون سند نیز مشمول برخورد روشن خواهند شد، ادبیات رسمی فوتبال به‌تدریج تغییر خواهد کرد. در غیر این صورت، هر مسابقه حساس می‌تواند به جنگ رسانه‌ای چندروزه تبدیل شود و دامنه یک اختلاف ورزشی از زمین مسابقه به فضای عمومی کشیده شود.

 

فوتبال حرفه‌ای، فقط قرارداد حرفه‌ای نیست
سال‌هاست درباره حرفه‌ای‌شدن فوتبال ایران صحبت می‌شود؛ از قراردادهای حرفه‌ای و حق پخش گرفته تا درآمدزایی، استادیوم‌ها، مجوز حرفه‌ای و مسائل اقتصادی. اما حرفه‌ای‌گری فقط پول و قرارداد نیست. رفتار حرفه‌ای نیز بخشی از فوتبال حرفه‌ای است.
وقتی بازیکن قرارداد حرفه‌ای امضا می‌کند، باید بداند رعایت قوانین و اصول رفتاری نیز بخشی از تعهد اوست. وقتی باشگاه خود را حرفه‌ای معرفی می‌کند، باید در نحوه مدیریت بازیکنان، صدور بیانیه‌ها و واکنش به اتفاقات مسابقه نیز حرفه‌ای باشد. و وقتی فدراسیون ساختار انضباطی دارد، باید بتواند مقررات خود را به شکلی اجرا کند که همه آن را جدی بگیرند.

 

پایان ماجرا با سوت پایان نیست
مسابقه تراکتور و گل‌گهر با سوت داور تمام شد؛ تراکتور 3 امتیاز گرفت و به صدر جدول رسید، اما پرونده این بازی همچنان ادامه دارد. شاید این مهم‌ترین نکته درباره فوتبال امروز ایران باشد: سوت پایان مسابقه الزاماً پایان ماجرا نیست. پس از آن، بیانیه‌ها آغاز می‌شوند، شکایت‌ها ثبت می‌شوند، فایل‌های صوتی و تصاویر در فضای مجازی منتشر می‌شوند، کمیته‌های مختلف وارد پرونده می‌شوند و در نهایت رأی انضباطی صادر می‌شود اما اگر رأی صادر شود و همان رفتار در مسابقه بعدی تکرار شود، باید پذیرفت که سیستم در بخش بازدارندگی موفق نبوده است. هدف نظام انضباطی نباید افزایش تعداد پرونده‌ها و صدور هرچه بیشتر جریمه‌ها باشد؛ هدف اصلی باید کاهش تعداد تخلفات و پرونده‌ها باشد.

جستجو
آرشیو تاریخی