صفحات
  • صفحه اول
  • مدیریت ورزش
  • ورزش جهان
  • منهای فوتبال
  • پرونده
  • پرسپولیس
  • استقلال
  • صفحه آخر
شماره هشت هزار و صد و نود و شش - ۰۴ شهریور ۱۴۰۵
روزنامه ایران ورزشی - شماره هشت هزار و صد و نود و شش - ۰۴ شهریور ۱۴۰۵ - صفحه ۸

از فریاد کنار زمین تا جنجال در نشست خبری حاشیه‌ها همچنان حرف اول را می‌زند

رژه دادزن‌ها در لیگ برتر

محمدرضا رحیم پور
خبر‌نگار

 لیگ بیست‌وششم با یک تفاوت مهم آغاز شد؛ این بار روی هیچ کدام از ۱۸ نیمکت لیگ برتر، خبری از سرمربی خارجی نیست. اتفاقی که می‌توانست یکی از مهم‌ترین نشانه‌های اعتماد به مربیان ایرانی باشد و به نسل تازه‌ای از مربیان جوان فرصت دهد خود را در بالاترین سطح فوتبال کشور محک بزنند.
سال‌ها بود هر بار صحبت از نیمکت تیم‌های بزرگ به میان می‌آمد، نگاه‌ها به خارج از ایران دوخته می‌شد؛ به مربیانی که گاهی با قراردادهای سنگین وارد فوتبال ایران می‌شدند، اما پیش از آنکه فرصت ساختن تیم و اجرای ایده‌هایشان را پیدا کنند، درگیر مشکلات مالی، مدیریتی یا اختلاف با باشگاه می‌شدند. حالا اما شرایط متفاوت است. تمام نیمکت‌ها ایرانی‌اند و از این دیدگاه، فصل جدید می‌تواند یک نقطه عطف باشد.
اما فوتبال فقط با انتخاب مربی و نتیجه مسابقه حرفه‌ای نمی‌شود. حرفه‌ای‌گری را باید در رفتار مربی کنار زمین، نوع گفت‌وگوی او با خبرنگاران، پذیرش مسئولیت شکست و حتی نحوه برخورد با داور و نیمکت حریف نیز دید.
در هفته‌های ابتدایی فصل، به جای آنکه تمرکز اصلی روی ایده‌های فنی مربیان ایرانی، جوانگرایی و کیفیت مسابقات باشد، بخشی از اخبار بار دیگر به فریادهای کنار زمین، درگیری‌های لفظی و فیزیکی، اعتراض‌های تند، کنایه‌های رسانه‌ای و غیبت در نشست‌های خبری اختصاص پیدا کرده است. قرار نبود «تمام‌ایرانی» شدن نیمکت‌ها فقط به تغییر پاسپورت سرمربی ختم شود. اگر قرار است این فصل نشانه‌ای از بلوغ مربیگری ایرانی باشد، این بلوغ باید در رفتار هم دیده شود.
محوطه فنی در فوتبال مدرن محل تصمیم‌گیری و هدایت تیم است؛ جایی برای خواندن بازی، انتقال تغییرات تاکتیکی و حفظ آرامش در شرایط خاص. هیچ‌کس انتظار ندارد سرمربی در دقیقه 90 یک مسابقه حساس مانند تماشاگر بی‌تفاوت کنار زمین بایستد. هیجان بخشی از فوتبال است و اعتراض، تا زمانی که در چهارچوب قانون باشد، قابل درک. مسأله از جایی آغاز می‌شود که هیجان جای کنترل را می‌گیرد و مربی خود به بخشی از تنش مسابقه تبدیل می‌شود.
در این مدت کوتاه بارها صحنه‌هایی دیده شده که فریادهای مداوم، اعتراض به داور و تنش میان نیمکت‌ها، بیشتر از دستورهای تاکتیکی به چشم آمده است. حتی در یک دیدار دوستانه میان دو تیم ایرانی، درگیری شدید بازیکنان فضای مسابقه را کاملاً ملتهب کرد و دو سرمربی نیز به‌شدت برآشفته شدند؛ تا جایی که یکی از آنها پس از رایزنی با همتای خود به داور اعلام کرد تیمش دیگر حاضر به ادامه بازی نیست و مسابقه ناتمام ماند.
نگران‌کننده‌تر اینکه بخشی از این رفتارها از سوی همان مربیانی دیده می‌شود که قرار بود نماینده نسل تازه فوتبال ایران باشند؛ مربیانی که سال‌ها برای رسیدن به نیمکت لیگ برتر تلاش کرده‌اند، دوره‌های مربیگری گذرانده‌اند و از دانش روز سخن می‌گویند. طبیعی است که از آنها انتظار بیشتری وجود داشته باشد.

فشار نتیجه؛ توضیح است، نه توجیه
یکی از دلایلی که معمولاً برای چنین رفتارهایی مطرح می‌شود، فشار نتیجه‌گیری است؛ فشاری که واقعاً وجود دارد و نمی‌توان آن را انکار کرد. مربی در فوتبال ایران می‌داند یک شکست می‌تواند موجی از انتقاد در شبکه‌های اجتماعی، سکوها و رسانه‌ها به راه بیندازد و حتی آینده شغلی او را تحت تأثیر قرار دهد. باشگاه‌ها نیز در بسیاری از مواقع برای رسیدن به نتیجه فوری عجله دارند و فرصت کافی برای ساختن یک تیم در اختیار مربی نمی‌گذارند.
اما فشار، بخشی از شغل مربیگری است، نه اتفاقی خارج از آن. اگر قرار باشد هر رفتار تند و هر واکنش غیرحرفه‌ای با استرس و فشار کاری توجیه شود، اساساً مفهوم مربی حرفه‌ای بی‌معنا خواهد شد. ممکن است عصبانیت یک مربی پس از تصمیمی بحث‌برانگیز از سوی داور قابل درک باشد، اما توهین یا درگیری قابل قبول نیست. ممکن است نگرانی یک سرمربی درباره آینده شغلی‌اش طبیعی باشد، اما این نگرانی نمی‌تواند مجوز حمله به دیگران یا عبور از مرزهای حرفه‌ای باشد.

مشکل فقط چند مربی نیست
آسان‌ترین کار این است که تمام تقصیر را گردن چند مربی بیندازیم و پرونده را ببندیم. اما وقتی چنین رفتارهایی تکرار می‌شوند، باید کمی عقب‌تر رفت و ساختار فوتبال ایران را نیز مورد توجه قرار داد. بخش مهمی از مربیان ایرانی از مسیر بازیگری وارد مربیگری شده‌اند. این موضوع به خودی خود ایرادی ندارد؛ اتفاقاً تجربه حضور در زمین می‌تواند یک امتیاز مهم باشد. اما بازیکن خوب بودن و مربی خوب بودن، دو مسیر متفاوت است. مربی علاوه بر دانش فنی، باید توانایی ارتباط با بازیکن، مدیر، داور، خبرنگار و هوادار را داشته باشد. باید بداند چه زمانی صحبت کند، چه زمانی سکوت کند و چگونه در شرایطی که همه‌چیز علیه او به نظر می‌رسد، کنترل خود را حفظ کند. به نظر می‌رسد این بخش از آموزش مربیگری در ایران هنوز به اندازه مسائل فنی جدی گرفته نمی‌شود. کنترل خشم، مدیریت استرس، ارتباط با رسانه، سخن گفتن در شرایط بحرانی و حتی نحوه رفتار در محوطه فنی، مهارت‌هایی هستند که یک مربی حرفه‌ای به آنها نیاز دارد. دانش تاکتیکی بدون توانایی مدیریت آدم‌ها و شرایط، به تنهایی نمی‌تواند یک تیم را به مقصد برساند.

وقتی الگوها تکرار می‌شوند
فوتبال ایران در این زمینه با مشکل دیگری هم روبه‌رو است. مربی جوانی که سال‌ها در فوتبال ایران بازی کرده و دیده است مربیان بزرگ چگونه در لحظه عصبانیت واکنش نشان می‌دهند، طبیعی است که بخشی از همان الگوها را با خود به نیمکت ببرد. اگر در فوتبال ما داد زدن، حمله به داور، کنایه به مربی رقیب و فرار از پاسخگویی به رفتارهایی عادی تبدیل شوند، نسل بعدی نیز همان مسیر را ادامه خواهد داد.
به همین دلیل، نمی‌توان همه‌چیز را به جوان بودن مربیان نسبت داد. اتفاقاً از مربی جوان باید انتظار بیشتری داشت. جوان بودن باید به معنای یادگیری بیشتر، انعطاف‌پذیری بالاتر و پذیرش نقد باشد، نه تکرار همان رفتارهایی که سال‌ها فوتبال ایران را درگیر کرده است.
کمیته انضباطی نیز در هفته‌های ابتدایی فصل بارها ناچار به برخورد با تخلفات شده است؛ از جریمه مربیان به دلیل رفتار غیرورزشی گرفته تا محرومیت‌های تعلیقی و جریمه‌های نقدی. فارغ از مبلغ هر حکم، اصل مهم این است که برخورد باید برای همه یکسان باشد. اگر مربی شناخته‌شده به دلیل اعتبار یا جایگاهش هزینه کمتری برای رفتار غیرحرفه‌ای بپردازد، پیام نامناسبی به کل فوتبال منتقل خواهد شد.

حرفه‌ای فقط در حد حرف و شعار
فوتبال ایران سال‌هاست درباره حرفه‌ای شدن صحبت می‌کند؛ از ساختار باشگاه‌ها و قراردادها گرفته تا استادیوم‌ها، درآمدزایی و آکادمی‌ها. ولی حرفه‌ای‌گری یک بسته کامل است و رفتار مربی نیز بخش جدایی‌ناپذیر آن محسوب می‌شود. نمی‌شود از فوتبال مدرن سخن گفت و همزمان مربی‌ای داشت که در برابر یک سؤال ساده خبرنگار از کوره در می‌رود. نمی‌شود از پرورش نسل جدید بازیکنان حرف زد، اما همان بازیکنان هر هفته ببینند سرمربی‌شان با کوچک‌ترین اتفاق کنار زمین وارد تنش می‌شود. همچنین نمی‌توان از اعتبار فوتبال ایران در آسیا صحبت کرد و در ساده‌ترین وظیفه رسانه‌ای، یعنی حضور در نشست خبری و پاسخگویی، کوتاهی کرد. حتی تصویر فوتبال ایران نیز از چنین رفتارهایی آسیب می‌بیند. یک ویدیوی کوتاه از درگیری کنار زمین یا جمله‌ای تند در نشست خبری می‌تواند ظرف چند ساعت در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شود. مخاطب خارجی از پشت‌صحنه مشکلات فوتبال ایران، فشارهای مدیریتی یا شرایط دشوار مربیگری در کشور اطلاعی ندارد؛ او فقط همان تصویر را می‌بیند. بنابراین رفتار یک مربی می‌تواند بسیار فراتر از یک مسأله شخصی باشد و بر تصویری که از فوتبال ایران شکل می‌گیرد، اثر بگذارد.

فرصتی که نباید از دست برود
شاید مهم‌ترین نکته درباره لیگ بیست‌وششم همین باشد؛ این فصل هنوز می‌تواند به فرصتی واقعی برای مربیان ایرانی تبدیل شود. اینکه هر ۱۸ تیم لیگ برتر سرمربی ایرانی دارند، در صورت مدیریت درست، می‌تواند اعتماد به مربیان داخلی را افزایش دهد و مسیر تازه‌ای برای نسل جدید مربیگری باز کند. اما برای ماندگار شدن این اتفاق، مربیان باید نشان دهند که تنها دانش فنی ندارند؛ بلکه ظرفیت حضور در یک فوتبال حرفه‌ای را نیز در خود پرورش داده‌اند.
مربی ایرانی برای تثبیت جایگاهش نیازی ندارد ثابت کند از مربی خارجی بهتر است؛ کافی است نشان دهد حرفه‌ای است. در شکست مسئولیت می‌پذیرد، در پیروزی متواضع می‌ماند، با داور اختلاف نظر دارد اما از مرز قانون عبور نمی‌کند، به خبرنگار پاسخ می‌دهد و اگر اشتباه کرد، آن را می‌پذیرد.
فدراسیون و سازمان لیگ نیز در این مسیر مسئولیت سنگینی دارند. قانون باید روشن باشد و اجرای آن نباید سلیقه‌ای شود. اگر حضور در نشست خبری الزامی است، برای همه الزامی باشد؛ و اگر رفتار یک مربی مستوجب جریمه است، نام و سابقه او نباید در میزان برخورد تأثیری داشته باشد. حرفه‌ای‌گری زمانی معنا پیدا می‌کند که قانون، رفتار و مسئولیت‌پذیری برای همه یکسان باشد. برخورد انضباطی زمانی اثرگذار است که قابل پیش‌بینی و عادلانه باشد.
باشگاه‌ها نیز باید سهم خود را بپذیرند. نمی‌توان مربی را هر هفته با تهدید به برکناری تحت فشار گذاشت و بعد از او انتظار داشت در کنار زمین آرامش یک مدیر باتجربه را داشته باشد. ثبات مدیریتی و فرصت دادن برای کار، بخشی از مسئولیت باشگاه است.
رسانه‌ها نیز در این میان نقش مهمی دارند. نقد رفتار غیرحرفه‌ای لازم است، اما رسانه نباید خودش به سوخت حاشیه تبدیل شود. فوتبال زمانی از این چرخه بیرون می‌آید که هم مربی مسئولیت رفتار خود را بپذیرد و هم رسانه، فدراسیون و باشگاه‌ها هرکدام سهم خود را در اصلاح فضای موجود ایفا کنند.
تمام‌ایرانی بودن نیمکت‌ها می‌تواند یک اتفاق تاریخی باشد؛ اما تاریخ را فقط با تغییر نام‌ها نمی‌سازند. اگر قرار است لیگ بیست‌وششم به عنوان فصل اعتماد به مربیان ایرانی در ذهن فوتبال بماند، باید چیزی بیشتر از نبود مربی خارجی به یادگار بگذارد. باید نشان دهد مربی ایرانی می‌تواند در کنار دانش فنی، رفتار حرفه‌ای، خویشتنداری و مسئولیت‌پذیری هم داشته باشد. مسأله این نیست که مربی ایرانی عصبانی می‌شود یا نه. نکته اینجاست که وقتی عصبانی شد، چه می‌کند. فوتبال ایران برای عبور از دوران حاشیه، بیش از هر چیز به همین تغییر نگاه نیاز دارد. نیمکت ایرانی زمانی می‌تواند نماد پیشرفت باشد که کنار نام ایرانی، رفتار حرفه‌ای هم دیده شود وگرنه «تمام‌ایرانی» شدن لیگ، فقط یک آمار جذاب خواهد بود؛ آماری که پشت آن هنوز همان مشکلات قدیمی، همان فریادها و همان حاشیه‌ها ادامه دارند.

 

برش

نشست خبری؛ آیینه‌ای که نباید شکسته شود
اگر کنار زمین محل نمایش رفتار مربی است، نشست خبری جایی است که شخصیت حرفه‌ای او بیش از هر زمان دیگری دیده می‌شود. خبرنگار قرار نیست فقط نتیجه بازی را از سرمربی بشنود. نشست خبری بخشی از ارتباط باشگاه با جامعه است؛ جایی که مربی درباره عملکرد تیم توضیح می‌دهد، از تصمیم‌هایش دفاع می‌کند و در صورت لزوم اشتباهاتش را می‌پذیرد. اما در فوتبال ایران نشست خبری گاهی از یک گفت‌وگوی فنی فاصله گرفته و به میدان کنایه و اتهام تبدیل می‌شود. صحبت درباره داوری، زمین، برنامه مسابقات، مدیریت باشگاه یا رفتار تیم رقیب، به خودی خود اشکالی ندارد؛ مشکل زمانی آغاز می‌شود که این موضوعات جای فوتبال را بگیرند و مربی به جای توضیح درباره عملکرد تیم، مسئولیت ناکامی را به دیگران منتقل کند. این وضعیت فقط اعتبار مربی را کاهش نمی‌دهد؛ بلکه به مرور نشست خبری را نیز از کارکرد اصلی‌اش دور می‌کند. هوادار به جای آنکه بفهمد تیمش چرا خوب بازی نکرده، با مجموعه‌ای از جملات تند و حاشیه‌ای مواجه می‌شود و رسانه نیز به جای تحلیل فنی و تاکتیکی، ناچار است حاشیه‌های نشست را دنبال کند. در نهایت، فوتبال از متن به حاشیه می‌رود.از سوی دیگر، غیبت در نشست‌های خبری مسأله‌ای جدی‌تر است. وقتی حضور سرمربی طبق مقررات الزامی است، غیبت مکرر را نمی‌توان صرفاً یک انتخاب شخصی یا مسأله‌ای ساده تلقی کرد. این موضوع نشان می‌دهد پاسخگویی، بخشی از وظایف شغلی مربی است.
 

جستجو
آرشیو تاریخی