بازدارندگی؛ گمشده در فوتبال ایران
کارشناس حقوقی
بازدارندگی یکی از مهمترین اهداف تنبیه و مجازات در نظامهای حقوقی و همچنین ساختارهای انضباطی ورزش است؛ اما وقتی به فضای فوتبال ایران نگاه میکنیم، به نظر میرسد این هدف بیش از هر زمان دیگری از دسترس خارج شده است. احکام انضباطی صادر میشوند، اعتراضها شکل میگیرند و در نهایت، به جای آنکه رأی انضباطی به کاهش تنش و جلوگیری از تکرار تخلف منجر شود، گاهی خود به عاملی تازه برای افزایش حاشیهها تبدیل میشود.
مشکل اصلی اینجاست که تقریباً هر رأی انضباطی با واکنش منفی یکی از طرفین مواجه میشود. تیم یا فرد محکومشده، رأی را ناعادلانه میداند، از توطئه و جانبداری سخن میگوید و هواداران نیز در فضای رسانهای و مجازی به این اعتراضها دامن میزنند. در چنین شرایطی، اگر رأی صادرشده از پشتوانه اعتماد عمومی برخوردار نباشد، نهتنها اثر بازدارنده خود را از دست میدهد، بلکه ممکن است زمینهساز تنشهای بعدی شود.
البته بخشی از این مشکل به سابقه اجرای قوانین در فوتبال ایران بازمیگردد. اگر کمیتههای اخلاق و انضباطی طی سالهای گذشته با استقلال، ثبات، قاطعیت و یکسانی بیشتری با تخلفات برخورد میکردند، امروز بازیکن، مربی و مدیر باشگاه، محرومیت و جریمه را یک تهدید واقعی و قابل محاسبه تلقی میکرد. برخوردهای مقطعی و گاه سلیقهای، این تصور را ایجاد کرده که هزینه تخلف چندان سنگین نیست و میتوان با اعتراض، فشار رسانهای یا فرجامخواهی، از تبعات آن کاست.
در این میان اما برخی احکام نیز چنان عجیب هستند که نهتنها با هدف بازدارندگی همخوانی ندارند، بلکه پرسشهای جدی درباره شیوه تصمیمگیری ایجاد میکنند. نمونه قابل تأمل، رأی مربوط به دیدارهای رفت و برگشت پرسپولیس و سپاهان و تصمیم برای برگزاری مسابقات با حضور صرفاً بانوان است؛ تصمیمی که فارغ از هرگونه قضاوت درباره نیت صادرکنندگان آن، از منظر افکار عمومی نیازمند توضیح روشن و اقناعکننده است.
آیا حذف تماشاگران از یک مسابقه، آن هم در شرایطی که فوتبال اساساً بر پایه حضور هوادار و شور سکوها شکل گرفته، بهترین ابزار برای اصلاح رفتار است؟ آیا نمیتوان به جای تنبیه گسترده و محروم کردن بخش بزرگی از هواداران، متخلفان را شناسایی و مستقیماً با آنها برخورد کرد؟
به نظر میرسد پاسخ را باید در تغییر رویکرد جستوجو کرد. یک حرکت اصلاحی هدفمند میتواند تأثیری به مراتب بیشتر از احکام انضباطی گسترده و برگزاری مسابقات بدون تماشاگر داشته باشد. اگر تخلف از سوی گروه مشخصی از هواداران رخ داده است، چرا باید هزینه آن را هزاران تماشاگر دیگر بپردازند؟
بازدارندگی واقعی زمانی شکل میگیرد که فرد بداند تخلف او با واکنشی قطعی، سریع، متناسب و قابل پیشبینی روبهرو خواهد شد. در چنین شرایطی، نه شدت مجازات بهتنهایی تعیینکننده است و نه تعداد احکام صادرشده؛ بلکه قطعیت اجرای قانون است که میتواند رفتارها را تغییر دهد.
فوتبال ایران بیش از صدور احکام متعدد، به یک نظام انضباطی قابل اعتماد نیاز دارد؛ نظامی که هم در برابر تخلف قاطع باشد و هم میان مجازات و تخلف تناسب برقرار کند. اگر قرار است احکام انضباطی نقش بازدارنده داشته باشند، باید به جای آنکه صرفاً پایان یک پرونده باشند، آغاز اصلاح یک رفتار تلقی شوند.
در غیر این صورت، ممکن است هر هفته رأی جدیدی صادر شود، محرومیت جدیدی اعمال شود و جریمههای تازهای روی میز قرار گیرد؛ اما در نهایت، آنچه باقی میماند همان چیزی است که امروز با آن مواجهیم؛ فوتبالی پرتنش، هوادارانی معترض و مجازاتهایی که دیگر کسی از آنها نمیترسد.
