بازخوانی خشونت تماشاگران و چالش فرهنگ هواداری باشگاه‌های فوتبال ایران

محرومیت نسخه فرهنگ‌سازی نیست

محمدرضا رحیم پور
خبر‌نگار

 برگزاری بازی‌های حساس و سرنوشت‌ساز فوتبال ایران بدون حضور تماشاگر، یکی از تلخ‌ترین تصاویر فوتبال باشگاهی است؛ تصویری که در آن سکوهای خالی، بیش از آنکه نشانه نظم و امنیت باشند، گاهی روایتگر شکست سیاست‌های فرهنگی و مدیریتی در قبال هواداران‌اند. فوتبال، بدون صدای سکوها، بدون تشویق و اعتراض و بدون آن شور جمعی که بخش مهمی از هویت این ورزش را می‌سازد، چیزی کم دارد. فیفا و نهادهای بین‌المللی فوتبال نیز همواره بر اهمیت حضور تماشاگران و نقش آنان در جذابیت مسابقات تأکید داشته‌اند. ولی در فوتبال ایران بارها شاهد محرومیت باشگاه‌ها از حضور تماشاگران به دلیل احکام انضباطی بوده‌ایم؛ احکامی که در مواردی اجتناب‌ناپذیرند، اما نمی‌توانند پاسخ نهایی به مسأله‌ای باشند که ریشه‌های آن بسیار عمیق‌تر از یک تخلف در نود دقیقه مسابقه است.
مسأله را نمی‌توان صرفاً به چند هوادار خاطی، یک درگیری، چند فحاشی یا پرتاب چند بطری و سنگ تقلیل داد. پشت بسیاری از این رفتارها، مجموعه‌ای از عوامل فرهنگی، اجتماعی، مدیریتی و روان‌شناختی قرار دارد؛ عواملی که در طول سال‌ها نادیده گرفته شده‌اند و اکنون در ورزشگاه‌ها خود را به شکل خشم، پرخاشگری و خشونت نشان می‌دهند. اگر قرار است درباره خشونت تماشاگران صحبت کنیم، باید از سطح «چه کسی تخلف کرد؟» فراتر برویم و بپرسیم، چرا بخشی از فرهنگ هواداری به جایی رسیده است که ابتدایی‌ترین اصول حضور در یک رویداد ورزشی نیازمند تذکر رسمی باشگاه‌هاست؟
سال گذشته، زمانی که باشگاه تراکتور برای احراز شانس میزبانی خود در آسیا از هوادارانش خواست در برابر نمایندگان کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) «خویشتن‌داری و تاب‌آوری لازم» را داشته باشند، بخشی از عمق این چالش آشکار شد. از هواداران خواسته شد فحاشی نکنند، اشیا و سنگ به زمین پرتاب نکنند، به داور توهین نکنند، بطری به سمت بازیکنان حریف نیندازند و برای برهم زدن تمرکز رقیب از لیزر استفاده نکنند.
این توصیه‌ها در نگاه نخست ساده‌اند؛ آنقدر ساده که شاید طرح دوباره آنها در یک ورزشگاه حرفه‌ای عجیب به نظر برسد. اما همین سادگی، اتفاقاً مسأله را جدی‌تر می‌کند. وقتی یک باشگاه ناچار است پیش از یک مسابقه بین‌المللی، ابتدایی‌ترین قواعد رفتار مدنی در ورزشگاه را به هواداران خود یادآوری کند، دیگر نمی‌توان موضوع را صرفاً یک تخلف انضباطی دانست. اینجا با یک مسأله فرهنگی مواجهیم؛ مسأله‌ای که با محرومیت یک یا دو جلسه‌ای تماشاگران از ورود به ورزشگاه از بین نمی‌رود.

خشونت تماشاگران از کجا می‌آید؟
از دیدگاه علمی، خشونت تماشاگران به هرگونه رفتار فیزیکی، کلامی یا نمادین گفته می‌شود که با هدف آسیب‌رسانی، تهدید، ارعاب یا ایجاد اختلال در محیط ورزشی از سوی تماشاگران بروز می‌کند. درگیری فیزیکی، تخریب اموال، توهین، تهدید، رفتارهای تبعیض‌آمیز، پرتاب اشیا و اقدامات آشوبگرانه، تنها برخی از اشکال این پدیده‌اند. پیامدهای آن نیز صرفاً به همان لحظه مسابقه محدود نمی‌شود؛ خشونت می‌تواند امنیت جانی و روانی افراد را تهدید کند، خسارت اقتصادی به‌جا بگذارد، اعتبار باشگاه‌ها را کاهش دهد و حتی آینده برگزاری مسابقات را تحت تأثیر قرار دهد.
خشونت تماشاگران محصول صرف رقابت ورزشی نیست. فوتبال ممکن است جرقه باشد، اما الزاماً سوخت آن را تولید نمی‌کند. تعصب شدید نسبت به تیم محبوب، ناکامی در مسابقات حساس، تصمیمات بحث‌برانگیز داوری، تحریک هواداران از سوی برخی بازیکنان، مربیان یا رسانه‌ها، ضعف آموزش هواداری، ازدحام، گرمای بیش از حد، شرایط نامناسب ورزشگاه، مدیریت ضعیف جمعیت، رقابت‌های تاریخی و محلی، مصرف مواد محرک و نبود سازوکارهای بازدارنده مؤثر، همگی می‌توانند تنش را افزایش دهند.
بر این اساس نسبت دادن همه خشونت‌ها به «تماشاگر خاطی» ساده‌ترین و در عین حال کم‌فایده‌ترین توضیح ممکن است.
برخی پژوهشگران خشونت را بر اساس شیوه بروز به دو نوع کلامی و فیزیکی تقسیم می‌کنند؛ تهدید، تمسخر، جنجال و توهین در دسته نخست و درگیری و آسیب جسمی در دسته دوم قرار می‌گیرند. ولی دانینگ و همکارانش در دانشگاه لستر بر ساده‌انگارانه بودن چنین تقسیم‌بندی‌هایی تأکید دارند.
این نکته برای فوتبال ایران اهمیت ویژه‌ای دارد. همه رفتارهای خشن ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی نیستند. برخی از آنها در طول زمان شکل می‌گیرند، در فضای هواداری بازتولید می‌شوند و حتی به بخشی از هویت گروهی تبدیل می‌شوند. بنابراین، نمی‌توان فقط پس از وقوع حادثه وارد میدان شد. مدیریت واقعی، پیش از حادثه آغاز می‌شود.

فوتبال ایران؛ از تئوری تا عمل
در ایران، خشونت هواداران یکی از چالش‌های قدیمی مدیریت رویدادهای ورزشی، به‌ویژه فوتبال بوده است. درگیری‌های کلامی، رفتارهای پرخاشگرانه، پرتاب اشیا به زمین، تخریب اموال عمومی و گاه درگیری‌های فیزیکی میان هواداران، بخشی از این تصویر را تشکیل می‌دهند.
فدراسیون، باشگاه‌ها و نهادهای مسئول طی سال‌های گذشته تلاش‌هایی برای کنترل این وضعیت انجام داده‌اند؛ از افزایش نظارت و بهبود زیرساخت‌ها گرفته تا تدوین مقررات انضباطی و اجرای محرومیت‌ها. اما مشکل آنجاست که بخش قابل توجهی از این اقدامات همچنان ماهیتی واکنشی دارند. حادثه رخ می‌دهد، پرونده تشکیل می‌شود، حکم صادر می‌شود و ورزشگاه برای مدتی خالی می‌ماند؛ سپس همه‌چیز به روال سابق بازمی‌گردد تا حادثه بعدی.
محرومیت ورزشگاه‌ها از حضور تماشاگر که در مقاطعی برای دیدارهای حساس از جمله مسابقات پرسپولیس و تراکتور اعمال شده، ممکن است در شرایط خاص اقدامی ضروری باشد، اما نباید تصور کرد که چنین حکمی به خودی خود فرهنگ هواداری را اصلاح می‌کند. ورزشگاه خالی شاید صدای خشونت را موقتاً خاموش کند، اما الزاماً خشم تولیدکننده آن را از بین نمی‌برد.

چاره چیست؟
اگر خشونت تماشاگران را پدیده‌ای چندعاملی بدانیم، راه‌حل نیز باید چندلایه باشد. باشگاه‌ها، فدراسیون‌ها، رسانه‌ها و نهادهای آموزشی باید هرکدام سهم خود را بپذیرند.

فرهنگ‌سازی باید از مدارس آغاز شود
آموزش شهروندی، احترام به رقیب، پذیرش شکست، کنترل هیجان و مدیریت خشم نباید نخستین‌بار در ورزشگاه به کودک و نوجوان آموخته شود. اگر قرار است نسل آینده هواداری مسئولانه داشته باشد، آموزش باید از مدرسه آغاز شود. فوتبال می‌تواند فرصتی برای آموزش رقابت سالم باشد؛ جایی که بردن مهم است، اما شکست نیز بخشی پذیرفتنی از بازی است.

قانونگرایی هوشمند
فرهنگ‌سازی نباید به معنای چشم‌پوشی از تخلف باشد. رفتار خشونت‌آمیز باید با واکنش قانونی و انضباطی مواجه شود، اما این برخورد باید تا حد امکان هدفمند و عادلانه باشد. شناسایی متخلفان، ممنوعیت ورود، جریمه و مجازات‌های متناسب می‌تواند جایگزین مناسبی برای محرومیت‌های گسترده باشد؛ هرجا که امکان اجرایی آن وجود دارد.
در مقابل، رفتار هواداران نمونه نیز باید دیده و تشویق شود. اگر همیشه فقط درباره «هوادار خاطی» صحبت کنیم، تصویری ناقص از جامعه هواداری ارائه داده‌ایم. میلیون‌ها هوادار در فوتبال ایران بدون خشونت به ورزشگاه می‌روند، تیمشان را تشویق می‌کنند و پس از پایان مسابقه به خانه بازمی‌گردند. همین گروه می‌تواند پایه بازسازی فرهنگ هواداری باشد.

ورزشگاه خالی؛ نشانه‌ای فراتر از فوتبال
ورزشگاه خالی را نمی‌توان صرفاً یک تصمیم ساده انضباطی دانست. در برخی موارد، خالی شدن سکوها نشانه‌ای از مشکلات عمیق‌تر در فرهنگ هواداری و مدیریت اجتماعی ورزش است.
 وقتی باشگاهی برای میزبانی در یک رقابت مهم ناچار می‌شود از هوادارانش بخواهد سنگ و بطری پرتاب نکنند، فحاشی نکنند و از لیزر استفاده نکنند، مسأله دیگر فقط یک مسابقه فوتبال نیست. اینجا شیوه مواجهه ما با هیجان، اعتراض، رقابت و حتی شکست زیر سؤال می‌رود.
سرمایه‌گذاری روی فوتبال فقط خرید بازیکن، ساخت ورزشگاه و هزینه‌های فنی نیست. یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های فوتبال، تماشاگر است؛ تماشاگری که اگر آموزش ببیند و در ساختار باشگاه مشارکت داده شود، می‌تواند پشتوانه‌ای عاطفی، اجتماعی و حتی اقتصادی برای تیم خود باشد. اما اگر نادیده گرفته شود، همین سرمایه اجتماعی می‌تواند به یکی از منابع تنش تبدیل شود.
فوتبال ایران به ورزشگاه‌های پر از تماشاگر نیاز دارد؛ اما نه ورزشگاه‌هایی که در آنها خشم بر شادی غلبه کند. هدف باید این باشد که هواداران با شور و شوق، نه با کینه و خشونت، به استقبال تیم محبوب خود بروند و ورزشگاه دوباره به خانه امن هیجان، رقابت و شادی تبدیل شود.
مسأله اصلی این نیست که چگونه ورزشگاه را خالی کنیم؛ مسأله این است که چگونه آن را دوباره پر کنیم، بدون آنکه امنیت و کرامت انسان‌ها قربانی هیجان مسابقه شود.
سرمایه فوتبال، همان تماشاگر است و این سرمایه ارزش آن را دارد که برایش هزینه کنیم؛ اما این هزینه نباید فقط صرف نیروهای امنیتی، دوربین‌های نظارتی و مجازات‌های انضباطی شود. مهم‌تر از آن، باید برای فرهنگ، آموزش، اعتماد، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و حفظ کرامت هوادار سرمایه‌گذاری کرد.
فوتبال زمانی می‌تواند یکی از مهم‌ترین عرصه‌های نشاط، همبستگی و سرمایه اجتماعی باشد که هواداری از تیم محبوب، بهانه‌ای برای نفرت از دیگری نباشد. سکوهای فوتبال می‌توانند محل فریاد، هیجان و اعتراض باشند؛ اما این فریاد نباید به خشونت تبدیل شود.
اگر امروز مسئولان یک باشگاه ناچارند به هواداران خود یادآوری کنند که فحاشی نکنند، سنگ و بطری پرتاب نکنند و از لیزر استفاده نکنند، باید این هشدار را جدی‌تر از یک تذکر انضباطی دید. 
اینها نشانه‌های مسأله‌ای گسترده‌ترند؛ مسأله‌ای که پاسخ آن نه در خاموش کردن موقت سکوها، بلکه در بازسازی فرهنگ هواداری است.

 

رسانه‌ها 
باید مسئولیت خود را بپذیرند
رسانه ورزشی فقط روایتگر هیجان نیست؛ خود می‌تواند تولیدکننده یا تشدیدکننده آن باشد. 
استفاده از ادبیات تقابلی، برجسته کردن دشمنی میان هواداران، بزرگنمایی حواشی و تبدیل مسابقه به نبرد «ما و آنها» می‌تواند مرزهای رقابت سالم را جابه‌جا کند.  رسانه‌ها و تلویزیون می‌توانند به جای دامن زدن به حساسیت‌های کاذب، احترام به رقیب، اخلاق ورزشی و معرفی الگوهای مثبت هواداری را برجسته کنند.
 

باشگاه‌ها 
باید مسئولیت اجتماعی شان را بپذیرند
باشگاه حرفه‌ای فقط مجموعه‌ای برای خرید بازیکن، پرداخت دستمزد و کسب جام نیست. هوادار بخشی از سرمایه اجتماعی باشگاه است. تشکیل کانون‌های هواداری فعال، برگزاری کارگاه‌های آموزشی، ارتباط مستمر با هواداران و تشویق رفتارهای مسالمت‌آمیز می‌تواند به تدریج فرهنگ سکوها را تغییر دهد. فرهنگ هواداری باید یک برنامه دائمی باشد، نه یک بیانیه اضطراری پیش از مسابقه.
 

ورزشگاه 
 در تولید تنش نقش دارد
نمی‌توان تمام مسئولیت را متوجه تماشاگر کرد. ورزشگاه نامناسب، ازدحام، تهویه ضعیف، امکانات رفاهی ناکافی، مشکلات ورود و خروج و مدیریت نامناسب جمعیت می‌تواند زمینه تنش را افزایش دهد. بهبود صندلی‌ها، مسیرهای دسترسی، امکانات رفاهی، مدیریت ورود و خروج و استفاده از مددکاران اجتماعی و متخصصان روان‌شناختی می‌تواند بخشی از راه‌حل باشد.
 

عدالت داوری و شفافیت
احساس بی‌عدالتی یکی از محرک‌های مهم خشم هواداران است. استفاده مؤثر از فناوری‌هایی مانند VAR، آموزش مستمر داوران و افزایش شفافیت درباره تصمیمات بحث‌برانگیز می‌تواند از شدت اعتراض‌ها بکاهد. البته هیچ فناوری‌ای اختلاف نظر را از فوتبال حذف نمی‌کند؛ هدف، افزایش اعتماد و کاهش احساس بی‌عدالتی است.
 

برش

راه‌حل فقط نقره داغ هواداران نیست
محروم کردن تماشاگران از حضور در ورزشگاه می‌تواند در کوتاه‌مدت ابزار کنترل یک چالش باشد، اما نمی‌تواند جایگزین فرهنگ‌سازی شود. اگر هر بار پس از یک تخلف، سکوها را خالی کنیم، در واقع با نشانه بیماری برخورد کرده‌ایم، نه با ریشه آن.مشکل اساسی اینجاست که محرومیت جمعی، در مواردی هوادار قانون‌مدار را نیز در کنار متخلف مجازات می‌کند. ممکن است ده‌ها هزار نفر رفتار مسئولانه داشته باشند، اما به دلیل رفتار گروهی محدود، از تماشای مسابقه محروم شوند. چنین رویکردی اگرچه گاه از نظر انضباطی ضروری است، اما وقتی به راه‌حل دائمی تبدیل شود، می‌تواند احساس بی‌عدالتی و نارضایتی را افزایش دهد.راه‌حل اصلی، فرهنگ‌سازی و آموزش هواداری است؛ فرهنگی که در آن حمایت از تیم محبوب با تشویق، احترام و رقابت سالم معنا پیدا کند، نه با فحاشی، تخریب و خشونت. هوادار باید بداند که می‌تواند از تصمیم داور عصبانی باشد، به عملکرد بازیکن اعتراض کند، از شکست تیمش ناراحت شود و حتی صدای اعتراض خود را بلند کند؛ اما اعتراض با تخریب، هیجان با خشونت و هواداری با دشمنی تفاوت دارد.فوتبال بدون تماشاگر، فوتبالی ناقص است؛ اما فوتبال با تماشاگر خشن نیز آینده‌ای پایدار ندارد. مسأله نباید انتخاب میان «تماشاگر» و «امنیت» باشد. هدف باید ساختن فرهنگی باشد که این دو را در کنار هم قرار دهد.

جستجو
آرشیو تاریخی