نگاهی به تجربه ژاپن، کرهجنوبی و استرالیا
وقت پوستاندازی در تیم ملی رسید
جام جهانی برای بسیاری از تیمهای ملی، پایان یک تورنمنت نیست بلکه آغاز یک پروژه تازه است. کمتر از دو ماه پس از پایان رقابتها، اولین پنجره فیفادی فرا میرسد و بسیاری از سرمربیان از همین مقطع، تیم آینده خود را میسازند. نگاهی به روند قدرتهای فوتبال آسیا نشان میدهد ژاپن، کرهجنوبی و استرالیا در دو دوره اخیر جام جهانی، دقیقاً از همین فرصت برای جوانسازی و تغییر نسل استفاده کردهاند؛ تصمیمی که در نهایت آنها را به تیمهایی باثباتتر و رقابتیتر تبدیل کرده است. حالا این سؤال مطرح میشود که آیا تیم ملی ایران نیز باید چنین مسیری را در پیش بگیرد یا حفظ هسته فعلی، بهترین تصمیم برای حضور در جام ملتهای آسیاست؟
ژاپن؛ تغییر بدون انقلاب
اگر قرار باشد الگویی برای مدیریت تغییر نسل در آسیا معرفی شود، بدون تردید ژاپن در صدر این فهرست قرار میگیرد. فدراسیون فوتبال ژاپن در سالهای اخیر نشان داده که جوانسازی را نه با حذف ناگهانی ستارهها، بلکه به شکل تدریجی دنبال میکند.
پس از جام جهانی ۲۰۱۸، چند بازیکن باسابقه از تیم ملی کنار رفتند، اما جای آنها را بازیکنانی گرفتند که پیش از آن نیز در اردوهای تیم ملی حضور داشتند و با فضای تیم آشنا بودند.
همین روند بعد از جام جهانی ۲۰۲۲ نیز ادامه پیدا کرد. هاجیمه موریاسو ضمن حفظ ستون اصلی تیم، به تدریج بازیکنان جوانتر را وارد چرخه تیم ملی کرد تا انتقال نسل بدون شوک انجام شود. نتیجه این سیاست، حفظ کیفیت فنی در کنار کاهش تدریجی میانگین سنی بود؛ مدلی که امروز بسیاری از کارشناسان آن را یکی از دلایل ثبات فوتبال ژاپن میدانند.
استرالیا؛ اعتماد به نسل تازه
استرالیا نیز پس از جام جهانی قطر، مسیر مشابهی را در پیش گرفت. کادرفنی این تیم با علم به نزدیک شدن پایان دوران چند مهره باتجربه، فرصت بیشتری در اختیار بازیکنان جوان قرار داد. این تغییر نهتنها در مسابقات دوستانه، بلکه در رقابتهای رسمی نیز ادامه پیدا کرد تا نسل بعدی پیش از جام ملتهای آسیا و مقدماتی جام جهانی، تجربه لازم را کسب کند.
نکته مهم در برنامه استرالیا، شجاعت در استفاده از بازیکنان کمتجربه بود. آنها پذیرفتند که جوانسازی ممکن است در کوتاهمدت با افت مقطعی همراه باشد، اما در بلندمدت به سود تیم ملی تمام خواهد شد.
کره جنوبی؛ حفظ ستونها
و تزریق نیروهای تازه
کره جنوبی نیز پس از هر جام جهانی، مسیر متفاوتی نسبت به ژاپن و استرالیا انتخاب نکرده است. این تیم معمولاً هسته اصلی خود را حفظ میکند، اما همزمان بازیکنان جوان را به تدریج وارد ترکیب میکند تا فاصله میان نسلها ایجاد نشود.
ستارههایی مانند سون هیونگ مین همچنان نقش محوری دارند، اما در کنار آنها بازیکنان جوانتر نیز فرصت حضور در مسابقات ملی را پیدا میکنند. همین سیاست باعث شده کره جنوبی طی سالهای اخیر بدون افت محسوس، روند رقابتی خود را حفظ کند.
ایران؛ زمان تصمیم فرا رسیده
تیم ملی ایران نیز پس از جام جهانی ۲۰۲۶ در نقطهای مشابه قرار گرفته است. بخشی از مهرههای کلیدی تیم در سالهای اخیر بار اصلی موفقیتها را بر دوش کشیدهاند، اما طبیعی است که با نزدیک شدن به جام ملتهای آسیا و سپس مقدماتی جام جهانی بعدی، موضوع تغییر نسل بیش از گذشته اهمیت پیدا کند. شاید کنار گذاشتن تدریجی بازکینان باتجربه باز هم مدل کمریسکتری به نظر بیاید و احتمال موفقیت در جام ملتها را بیشتر کند اما واقعیت این است که میانگین سنی تیم ملی آنقدر بالاست که برای جام ملتها هم نیاز به یک خانهتکانی دارد. باید بپذیریم که غیر از دو سه بازیکن بالای 30سال حاضر در ترکیب اصلی تیم ملی بقیه در حد خودشان نبودند و ثابت کردند در تورنمنتهای بزرگ دیگر کارایی لازم را ندارند اما سؤال اصلی اینجاست که سرمربی تیم ملی جسارت و جرأت کنار گذاشتن این نفرات را دراد یا نه؟
واقعیتی که نگرانمان میکند
در دو سال اخیر هر وقت از قلعهنویی درباره جوانگرایی پرسیدند او جوابهایی در آستین داشت و مثالهایی زد که دارد این اتفاق را رقم میزند اما عملاً در جام جهانی خبری از جوانگرایی نبود. تیم ملی ایران دومین تیم پیر مسابقات بود و رکورد پیرترین ترکیب جام جهانی را زد. حالا اگر امیر قلعهنویی و فدراسیون فوتبال واقعاً به آینده تیم ملی فکر میکنند، اولین فیفادی پس از جام جهانی نباید صرفاً به برگزاری چند دیدار دوستانه و دعوت دوباره از همان چهرههای همیشگی خلاصه شود.
این پنجره، نقطه آغاز پروژه جام جهانی ۲۰۳۰ است؛ جایی که باید نسل جدید فوتبال ایران نخستین گامهای جدی خود را بردارد. تجربه موفقترین تیمهای آسیا نشان میدهد تعویق جوانسازی، هزینهای سنگین دارد و هرچه این تصمیم دیرتر گرفته شود، فاصله ایران با رقبای مستقیمش بیشتر خواهد شد.
