اظهارنظر افاضلی درباره لژیونرهای اماراتی و یک تناقض
اگر آماده نبودند، چرا بازی کردند؟
حرفهای هومن افاضلی، مربی تیم ملی درباره شرایط بدنی لژیونرهای شاغل در لیگ امارات، یکی از مهمترین بحثهای پس از جام جهانی بود. افاضلی اعلام کرد این بازیکنان با آمادگی جسمانی مطلوب به اردوی تیم ملی نرسیده بودند و کادرفنی بخش مهمی از اردو را صرف آمادهسازی آنها کرده است. البته لحن افاضلی ناامیدکنندهتر بود و او طوری حرف میزد که انگار این لژیونرها حتی نسبت به بازیکنان لیگ داخلی که سه ماه بازی نکرده بودند شرایط وخیمتری داشتند.
این اظهارنظر در نگاه اول میتواند یکی از دلایل افت تیم ملی باشد اما وقتی ترکیب ایران در سه مسابقه جام جهانی را مرور میکنیم، یک تناقض آشکار به چشم میخورد؛ اگر این بازیکنان از نظر بدنی آماده نبودند، چرا بیشترین اعتماد کادرفنی به همین نفرات بود؟
در نخستین دیدار مقابل نیوزیلند، سعید عزتاللهی، سامان قدوس و شهریار مغانلو هر سه در ترکیب اصلی قرار گرفتند. عزتاللهی ۹۰دقیقه در زمین بود، قدوس تا دقیقه۶۵ بازی کرد و مغانلو نیز در دقیقه۵۳ تعویض شد. مهدی قایدی هم از ابتدای نیمه دوم وارد زمین شد تا چهار بازیکن شاغل در لیگ امارات در همان بازی نخست نقش پررنگی در برنامههای امیر قلعهنویی داشته باشند.
در دومین مسابقه مقابل بلژیک، باز هم تغییری در میزان اعتماد کادرفنی دیده نشد. عزتاللهی بار دیگر از ابتدا بازی کرد و تا دقیقه۸۵ در زمین ماند. سامان قدوس نیز برای دومین مسابقه متوالی در ترکیب اصلی قرار گرفت و تا دقیقه۷۹ بازی کرد. شهریار مغانلو نیز از دقیقه۷۹ جانشین یکی از بازیکنان هجومی شد و فرصت حضور در میدان را پیدا کرد.
در سومین و آخرین مسابقه مقابل مصر نیز سعید عزتاللهی و سامان قدوس برای سومین بازی متوالی در ترکیب اصلی قرار گرفتند. قدوس در دقیقه۶۷ جای خود را به شهریار مغانلو داد تا باز هم یکی دیگر از لژیونرهای لیگ امارات در جریان مسابقه به میدان برود. در همین دیدار، محمد قربانی دیگر لژیونر حاضر در فوتبال امارات نیز برای نخستین بار در ترکیب اصلی قرار گرفت؛ بازیکنی که با وجود شرایط جسمانی مناسبتر، تنها در یک مسابقه از ابتدا به میدان رفت.
اینجاست که سؤال اصلی شکل میگیرد. اگر کادرفنی معتقد بود لژیونرهای شاغل در لیگ امارات از نظر بدنی شرایط مطلوبی ندارند، چرا ستون اصلی ترکیب تیم ملی را همین بازیکنان تشکیل دادند؟ عزتاللهی در هر سه مسابقه فیکس بود، قدوس نیز در هر سه بازی از ابتدا به میدان رفت و مغانلو و قایدی هم در برنامه تاکتیکی تیم نقش داشتند. این آمار نشان میدهد اعتماد کادرفنی به این نفرات، اتفاقی یا از روی اجبار نبوده است.
البته ممکن است پاسخ کادرفنی این باشد که کیفیت فنی این بازیکنان به اندازهای بالاتر از سایر گزینهها بوده که حتی با وجود افت آمادگی جسمانی، همچنان بهترین انتخاب محسوب میشدند. اگر چنین است، این سؤال مطرح میشود که چرا امروز شرایط بدنی آنها به عنوان یکی از عوامل ناکامی تیم ملی مطرح میشود؟ و اگر افت بدنی واقعاً تا این اندازه تأثیرگذار بوده، چرا بازیکنانی مانند محمد قربانی که فرصت کمتری برای بازی پیدا کردند، سهم بیشتری از دقایق حضور در زمین نداشتند؟
جام جهانی تمام شده، اما برخی اظهارنظرهای پس از آن، به جای پاسخ دادن، پرسشهای تازهای ایجاد کرده است. صحبتهای هومن افاضلی نیز از همین جنس است. زیرا آنچه در زمین دیده شد با روایتی که امروز درباره آمادگی جسمانی لژیونرهای لیگ امارات مطرح میشود، همخوانی کامل ندارد.
شاید کادرفنی برای این تناقض توضیحی فنی داشته باشد، اما تا زمانی که این توضیح ارائه نشود، این پرسش همچنان پابرجاست؛ اگر لژیونرهای لیگ امارات از نظر بدنی آماده نبودند، چرا در سه مسابقه جام جهانی، بیشترین اعتماد به آنها شد؟
