دستاوردهای خیالی بر بستر «اگر»

فرار تاکتیکی از واقعیت‌های تلخ

مرتضی طهوری/ کارنامه تیم ملی فوتبال ایران در نخستین جام جهانی ۴۸ تیمی با ثبت سه تساوی پی‌درپی برابر نیوزیلند، مصر و بلژیک و بسته‌شدن چمدان‌ها در همان مرحله گروهی به پایان رسید. اگرچه با خط‌کش قرار دادن اتمسفر خاص مسابقات و چالش‌های داخلی نمی‌توان این خروجی را یک سقوط مطلق نامید، اما قیاس آن با استانداردهای یک صعود حداقلی، فرسنگ‌ها فاصله دارد.  دفاعیات هومن افاضلی، دستیار امیر قلعه‌نویی و ردیف کردن گزاره‌های مبتنی بر فرضیه، بار دیگر نشان داد که چگونه ادبیات «اگر و اما» چطور جایگزین آنالیزهای فنی فوتبال مدرن می‌شود.
بخش قابل‌توجهی از دفاعیات کادر فنی روی تک‌موقعیت‌ها و فکت‌های فرضی استوار شده است؛ جایی که افاضلی با اشاره به گل مردود شجاع خلیل‌زاده مقابل نماینده آفریقا مدعی شد که اگر پای شجاع انحراف به بیرون نداشت و به داخل بود، ما صعود کرده بودیم. این مدل فرضیه‌سازی، عملاً تقلیل دادن کل استراتژی سه مسابقه بزرگ به چند سانتی‌متر جابه‌جایی بدنی یک مدافع ۳۷ ساله است. در فوتبالِ حرفه‌ای و جدول مسابقات، فکت‌های ثبت‌شده روی تابلو سنجیده می‌شوند، نه آرزوهای تحقق‌نیافته. اگر قرار بر تحلیل با متر «اگر» باشد، منتقدان نیز می‌توانند بپرسند که «اگر مهاجمان نیوزیلند از موقعیت‌های طلایی خود سود می‌بردند، اگر مصر در دقایق تلف‌شده به گل می‌رسید، یا اگر بلژیک چهارچوب‌شناسی بهتری داشت»، امروز چه بلایی سر ترازنامه کادر فنی می‌آمد؟ فوتبال حرفه‌ای با اتفاقاتی که رخ داده سنجیده می‌شود، نه با آنچه ممکن بود رخ دهد.
دستیار قلعه‌نویی در واکنش به موج انتقادات، سنگر جدیدی ساخت و با طرح این پرسش که چه کسی گفته تیم نتیجه نگرفته، اعلام کرد که ما تنها تیم تاریخ فوتبال ایران هستیم که در جام جهانی نباختیم. این گزاره، یک شاهکار آماری برای فرار از پاسخگویی است. در اتمسفر جام جهانی، شکست نخوردن هرگز مترادف با موفقیت و صعود نیست. معیار اصلی در این تورنمنت بزرگ، صعود از مرحله گروهی است و تیمی که با سه تساوی حذف می‌شود، هرچند شکست نخورده باشد، به هدف اصلی خود نرسیده است. حتی از منظر فنی نیز این استدلال محل تأمل است؛ مدل امتیازی تورنمنت‌ها ثابت می‌کند تیمی که با یک پیروزی، یک تساوی و حتی یک شکست (کسب ۴ امتیاز) حذف شود، ساختار فنی پویا‌تری نسبت به تیمی دارد که با ۳ امتیاز ناشی از ۳ مساوی، آمار بی‌حاصل شکست‌ناپذیری را بنر می‌کند. پیروزی، پیشران صعود است و عقب نشینی تاکتیکی برای حفظ مساوی، صرفاً خروج محترمانه از گود را رقم می‌زند.
افاضلی در پاسخ به نقد پیر بودن ساختار یوزها، با بیان اینکه جام ملت‌ها و جام جهانی جای تجربه کسب کردن نیست، گزاره‌ای درست را در زمانی نادرست به کار برد. در اینکه تورنمنت‌های بزرگ جای آزمون و خطا نیست تردیدی وجود ندارد، اما ابهام بزرگ اینجاست که چرا این جراحی در طول دو سال فرصت کادرفنی در پنجره‌های فیفادی، مسابقات مقدماتی و دیدارهای دوستانه کلید نخورد تا نسل جدید به تدریج وارد ترکیب شود؟ امیر قلعه‌نویی پس از حذف در نیمه‌نهایی جام ملت‌های آسیا، از آغاز پروژه جوانگرایی سخن گفته بود؛ وعده‌ای که در عمل محقق نشد و حضور محدود امیرمحمد رزاقی‌نیا و دانیال ایری نیز نتوانست تصویر کلی تیم را تغییر دهد تا ایران در نهایت به جای پیرترین تیم جام، دومین تیم مسن مسابقات لقب بگیرد.
ادعای دستیار قلعه‌نویی مبنی بر اینکه قبل از جام‌جهانی کسی به جوان‌ها بها نمی‌دهد و سیکل بعدی بعد از جام ملت‌ها آغاز می‌شود، اعترافی تلخ به حاکمیت تفکر نتیجه‌گرایی مقطعی است. این در حالی است که فوتبال مدرن مسیر متفاوتی را طی می‌کند؛ فلاش‌بک به جام جهانی ۲۰۱۸ و روند تیم ملی در دهه گذشته اثبات می‌کند که تیم‌های موفق، جوانان خود را در مسابقات رسمی آب‌دیده می‌کنند تا در فستیوال جهانی، بازیکنانی کم‌تجربه نباشند. ایران در جام جهانی ۲۰۱۴ با میانگین سنی ۲۸ سال به میدان رفت، اما از همان زمان ورود نسل جدید با بازیکنانی چون عزت‌اللهی، آزمون، ترابی، کریمی، محمدی، کنعانی‌زادگان و بیرانوند آغاز شد تا نتیجه این سیاست در جام جهانی ۲۰۱۸ نمایان شود؛ جایی که ایران با میانگین سنی ۲۶.۷ سال، هفتمین تیم جوان مسابقات بود و بهترین عملکرد تاریخ خود را با کسب ۴ امتیاز ثبت کرد.
وقتی فرصت طلایی دو سال گذشته برای آغاز این جراحی کافی نبوده، تضمینی وجود ندارد که وعده چرخه جدید پس از جام ملت‌های عربستان نیز به سرنوشت وعده‌های قبلی دچار نشود. فوتبال ملی بیش از هر چیز به نگاه بلندمدت نیاز دارد. نتیجه‌گرایی زمانی ارزشمند است که همزمان زمینه شکل‌گیری نسل بعدی را نیز فراهم کند؛ در غیر این صورت، تنها زمان از دست می‌رود و بازیکنان مستعد، بهترین سال‌های فوتبال خود را بیرون از چرخه تیم ملی سپری می‌کنند. شاید هیچ نسلی برای همیشه در تیم ملی نماند و هیچ کادرفنی نیز دائمی نباشد، اما نوع نگاه مدیریتی و فنی می‌تواند سال‌ها بر آینده فوتبال یک کشور اثر بگذارد. تا زمانی که حذف از جام جهانی با توجیه و ساختن دستاورد از «شکست‌ناپذیری» تفسیر شود، فاصله فوتبال ایران با استانداردهای حرفه‌ای جهان نه کمتر، بلکه بیشتر خواهد شد.
جستجو
آرشیو تاریخی