در حافظه موقت ذخیره شد...
رفتار حرفهای که در فوتبال ایران مرسوم نیست
چرا بازیکنان تیم ملی خداحافظی بلد نیستند؟
تا وقتی نتایج قابل قبول مینمود انتقاد از این تیم پیر و بازیکنان مسن شدت نگرفت بخصوص که رامین رضاییان یکی از مسنترین بازیکنان تیم ملی یکی از معدود خوبهای ما در این جام بود. اما بلافاصله بعد از حذف از تورنمنت و ناکامی تکراری در راه رسیدن به مرحله حذفی دوباره همه روی این مهم متمرکز شدند که این تیم باید پوستاندازی کند و حتی برای جام ملتهای آسیا که قرار است شش ماه دیگر برگزار شود باید تیم ملی جوانتر و متفاوتتری داشته باشیم.
برای این منظور همه نگاهها به کادر فنی تیم ملی معطوف شد که با توجه به ابقای احتمالی، چنین امر مهمی را در دستور کار خود قرار خواهد داد یا دوباره به باتجربهها اعتماد میکند؟
نکته اما همینجاست. همه از کادرفنی و سرمربی تیم ملی میخواهند که پروژه پوستاندازی را کلید بزنند اما چرا هیچ کس به بازیکنان مسن و آنهایی که برخیشان واقعاً ناکارآمد شدهاند تشر نمیزند که چرا از تیم ملی خداحافظی نمیکنید؟
در تمام دنیا رسم بر این است که بازیکنان مسن با توجه به توانمندی فنی، شرایط و موقعیت خود در تیم ملی، آمادگی بدنی و مسائل مربوط به زندگی شخصیشان به یکباره تصمیم میگیرند که از فوتبال ملی خداحافظی کنند. بسیاری از ستارههای بزرگ دنیا حتی در 30 یا 32سالگی چنین تصمیم مهمی گرفتهاند بدون اینکه اجباری روی آنها باشد یا رسانهها فشاری به ایشان آورده باشند. از سوی دیگر کادر فنی تیم ملی و فدراسیونهایشان هم از آنها نخواستهاند که کنارهگیری کنند بلکه خودشان با در نظر گرفتن مسائل مهمی که مهمترینش همان آمادگی جسمانی و کمک به تیم ملی است پیراهن ملی را کنار گذاشته و حتی قید تورنمنتهای مهیجی مثل جام جهانی را زدهاند.
این گروه از بازیکنان حرفهای خوب میدانند که رقابت در تورنمنتهایی مثل جام جهانی نیاز به آمادگی صددرصد ذهنی و بدنی دارد و اگر قرار به این باشد که در هر دو آیتم بازیکن، کیفیت قطعی را نداشته باشد در روند کار تیمی اختلال ایجاد خواهد کرد و آن وقت است که سابقه ملی و تمام دستاوردهای قبلیاش خراب خواهد شد.
متاسفانه در فوتبال ملی ایران چنین چیزی که یک امر روتین در فوتبال دنیا محسوب میشود اصلاً مرسوم نیست و بازیکنان دوست دارند تا حد ممکن برای تیم ملی بازی کنند و هرگز کوتاه نمیآیند. البته که پای عشق و علاقه به پیراهن ملی که به میان بیاید طبیعتاً همه پای کار هستند اما عقلانیت حکم میکند که چنانچه بازیکنی کیفیت و شرایط لازم برای حضور در تورنمنتهای بزرگ را نداشت خودش کنار برود و دست سرمربی تیم ملی را برای تشکیل تیمی جوانتر و متفاوتتر باز بگذارد.
طبیعتاً بازیکنان ملیپوش خارجی هم همگی عاشق پیراهن تیم ملی خودشان هستند و به کشورشان عرق دارند اما نگاه منطقی و حرفهای جا افتاده در آن سطح از فوتبال کاری کرده تا حتی چنین تصمیمات سختی را در زمان درست و منطقی با شجاعت بگیرند و بموقع اعلام کنند.
حالا بعد از جام جهانی 2026 و ناکامی دوباره تیم ملی در راه صعود به مرحله حذفی از بسیاری از بازیکنان بالای 30 سال تیم ملی انتظار میرود خودشان از تیم ملی کنارهگیری کنند و منتظر لیست بعدی نباشند کمااینکه اینطوری شأن و اعتبار خودشان را هم حفظ میکنند. این اسمش نه شانه خالی کردن از مسولیت در قبال تیم ملی و کشور است نه میتوان به این بازیکنان انگ بی تعصب زد. بسیاری از این بازیکنان چند تورنمنت بزرگ مثل جام جهانی و جام ملتهای آسیا را تجربه کردهاند و حالا راحت میتوانند چنین تصمیمی بگیرند. شاید هم باید یکی از این نفرات پیشقدم شود و بقیه پشت سر او اعلام کنارهگیری کنند تا دست سرمربی برای تغییر نسل در تیم ملی باز شود.
