صفحات
  • صفحه اول
  • مدیریت ورزش
  • منهای فوتبال
  • جام جهانی
  • فوتبال ایران
  • صفحه آخر
شماره هشت هزار و صد و پنجاه و چهار - ۱۴ تیر ۱۴۰۵
روزنامه ایران ورزشی - شماره هشت هزار و صد و پنجاه و چهار - ۱۴ تیر ۱۴۰۵ - صفحه ۷

پروژه جدید حامیان رسانه‌ای سرمربی تیم ملی

تاریخ‌سازی با تساوی بلژیک و مصر!

حمیدرضا عرب
خبر‌نگار


هر بار که تیم ملی در رسیدن به اهدافش ناکام می‌ماند، پروژه‌ای تازه برای تطهیر نتایج رقم می خورد که اخیراً درباره تساوی های تیم ملی در مرحله گروهی بارها از این دست ابتکارات را مشاهده کردیم اما ماجرا به همینجا ختم نشده است.
 این بار نوبت به تاریخ سازی با نتایج بلژیک و مصر مقابل ساحل عاج و استرالیا رسیده است. دو تیمی که یکی ساحل عاج را شکست داده و دیگری استرالیا را در ضربات پنالتی کنار زده است. حالا برخی حامیان رسانه‌ای امیر قلعه‌نویی با ذوق‌زدگی این نتایج را به عنوان سندی برای بزرگ جلوه دادن عملکرد تیم ملی ایران در جام جهانی معرفی می‌کنند، درحالی که اساساً این قیاس هیچ ارزش فنی ندارد.
این در واقع همان نقطه‌ای است که فوتبال ایران سال‌هاست  گرفتارش  شده و آن فرار از واقعیت و پناه بردن به قیاس‌های بی‌پایه اساس است. در حقیقت تلاش می شود با ساختن روایت‌هایی که نتایج نامطلوب را توجه می‌کنند افکار عمومی را منحرف کنند.
سؤال بزرگ از حامیان قلعه نویی این است که اگر جایگاه کادر فنی تیم ملی در افکار عمومی متزلزل نبود، اگر عملکرد تیم ملی آن‌قدر قانع‌کننده بود که نیازی به دفاع نداشت، آیا کسی مجبور می‌شد امروز برد بلژیک مقابل ساحل عاج یا پیروزی مصر برابر استرالیا را به عنوان برگ برنده روی میز بگذارد؟! پاسخ روشن است. خیر!
هر مسابقه دنیای خودش را دارد. هر بازی شرایط خاص خودش را دارد. زمان برگزاری مسابقه وضعیت بدنی بازیکنان، انگیزه تیم‌ها، فشار روانی، تاکتیک‌ها، مصدومیت‌ها و صدها عامل دیگر نتیجه یک مسابقه را می‌سازند.
فوتبال حرفه‌ای با همین جزئیات معنا پیدا می‌کند. به همین دلیل است که هیچ تحلیلگری در دنیای فوتبال، نتایج دو مسابقه متفاوت را کنار هم نمی‌گذارد تا برای یکی حکم صادر کند.
اگر قرار باشد با چنین منطق عجیبی فوتبال را تحلیل کنیم، پس یک سؤال ساده هم وجود دارد.
اگر مساوی ایران مقابل بلژیک و مصر ارزشمند بوده چون امروز مصر و بلژیک در مرحله حذفی یک پله جلو رفته اند، پس چرا ایران نتوانست نیوزیلند را شکست بدهد. مگر همین مصر و بلژیک موفق به شکست نیوزیلند نشدند؟! چرا آن نتیجه در این تحلیل‌های سفارشی جایی ندارد.
پاسخ مشخص است، چون آن نتیجه تمام این ساختمان کاغذی را فرو می‌ریزد. چون نشان می‌دهد این قیاس‌ها از اساس بی‌اعتبار هستند. چون ثابت می‌کند هر مسابقه داستان خودش را دارد و نمی‌توان با چسباندن چند نتیجه کنار هم، کارنامه یک تیم را بازنویسی کرد.
بدون شک هیچ کس منکر زحمت بازیکنان تیم ملی نیست. هیچ کس نمی تواند ماه‌ها تلاش آنها را نادیده بگیرد. بازیکنان جنگیدند، دویدند، تلاش کردند. اما فوتبال حرفه‌ای با نیت خوب قضاوت نمی‌شود. با نتیجه قضاوت می‌شود. تیم ملی ایران در جام جهانی ۴۸تیمی از مرحله گروهی صعود نکرد وهمین یک جمله کافی است که مقایسه ها رنگ ببازد.
پیش ازشروع جام جهانی بسیاری از کارشناسان امیدوار بودند ایران حداقل به مراحلی برسد که امروز بلژیک و مصر در آن حضور دارند. این رؤیا دور از دسترس نبود. به همین دلیل هم امکانات گسترده‌ای در اختیار تیم ملی قرار گرفت. لیگ ماه‌ها تعطیل شد. برنامه باشگاه‌ها به هم خورد. اردوهای طولانی برگزار شد. همه چیز در اختیار کادرفنی قرار گرفت تا تیم ملی بهترین شرایط ممکن را داشته باشد.
اما خروجی چه بود؟! 
حذف در مرحله گروهی!
در واقع همینجا است که باید پرسید آن همه هزینه چه شد؟ آن همه امتیاز ویژه چه شد؟ آن همه حمایت چه نتیجه ای در بر داشت؟ چرا امروز درباره آنها سکوت شده است؟ چرا همان معدود  رسانه‌هایی که برای برد بلژیک و مصر تیتر می‌زنند، حاضر نیستند درباره هزینه‌های سنگینی که برای تیم ملی در دشوارترین شرایط کشور انجام شد حرفی بزنند.
در روزهایی که کشور درگیر بحران بود، تیم ملی از بهترین امکانات بهره برد. هزینه‌هایی انجام شد که قابل توجه بود. اما امروز هیچ کس از هزینه هایی که شده صحبت به میان نمی آورد یا آن پاداش هایی که برای قلعه نویی در نظر گرفته شده که حتی بسیاری در جامعه خوابش را هم نمی بینند.
مشکل اصلی همین فرهنگ خطرناک توجیه است. فرهنگ فرار از پاسخگویی است. فرهنگی که اجازه نمی‌دهد هیچ شکستی، شکست نامیده شود چون اساس حمایت از رفقا است.
اما این نوع حمایت، ضربه بزرگی به فوتبال ایران می زند. تیم ملی زمانی پیشرفت می‌کند که اشتباهاتش دیده شود. زمانی رشد می‌کند که عملکرد کادر فنی نقد شود. زمانی جلو می‌رود که هیچ مربی و مدیری پشت روایت‌های سفارشی پنهان نشود.
بعد از جام جهانی انتظار بود که مربیان تیم ملی و در رأس همه امیر قلعه نویی درباره چرایی حذف از مرحله گروهی پاسخگو باشند اما چنین نشد ویک نمایشی از حماسه به پا شد!
ایران اما  بیش از هر زمان دیگری به صداقت نیاز دارد و همه ارکان در فوتبال از فدراسیون فوتبال گرفته تا سرمربی تیم ملی باید خود را مکلف به پاسخگویی بدانند.
نه اینکه با تحلیل‌های آبکی و با مقایسه‌های کودکانه وبا اجرای پروژه‌هایی که  از قبل طراحی شده یک ناکامی بزرگ را در بسته‌بندی موفقیت به افکار عمومی بفروشند.

جستجو
آرشیو تاریخی