وقت خروج از پیله احتیاط و بیتأثیری است آقای عزتاللهی
یک شب برایمان خاطره باش
حمیدرضا عرب
خبرنگار
سعید عزتاللهی چه زمانی قرار است در تیم ملی بدرخشد؟! چه زمانی قرار است از پیله بازی محتاطانه و بیخطر خود خارج شود و تصویری ماندگار در حافظه فوتبال ایران خلق کند؟! این سؤالی است که سالهاست ذهن بسیاری از علاقهمندان به فوتبال ایران را به خود مشغول کرده است.
بیش از یک دهه از حضور او در تیم ملی میگذرد. بازیکنی که از سنین پایین وارد چرخه تیم ملی شد و سالها یکی از مهرههای ثابت ترکیب ایران بوده است، اما هنوز نمیتوان یک قاب روشن و فراموش نشدنی از او در ذهن پیدا کرد. حتی یک قاب!
تنها صحنهای که تا حدودی از عزتاللهی تصویرسازی کرده به دیدار ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ برمیگردد. جایی که عزتاللهی دروازه اسپانیا را باز کرد اما گل او مردود اعلام شد و همان اندک فرصت برای ثبت یک خاطره بزرگ هم از دست رفت.
البته او در کارنامه ملی خود گلهایی دارد و در مقاطع مختلف تأثیرگذار بوده است؛ اما وقتی از یک بازیکن ملی در حد بینالمللی صحبت میکنیم منظور اتفاقات معمولی نیست. بازیکنی که سالها پیراهن تیم ملی را بر تن کرده باید در یک مسابقه بزرگ اثری ماندگار از خود بر جای بگذارد. یک یا چند مسابقه. این یک انتظار معمول است.
از علیرضا بیرانوند مهار پنالتی کریستیانو رونالدو را به یاد داریم. از مهدی طارمی دو گل به انگلیس را. از رامین رضاییان گلهای مهمش در دو جام جهانی را. از روزبه چشمی گل تاریخی به ولز را. از رضا قوچاننژاد گل سرنوشت ساز به کره جنوبی. از جواد نکونام گل بزرگ به کره جنوبی در تهران. از آرش برهانی گل اضطراری به قطر. از حسین کعبی نبرد فوقالعادهاش مقابل لوئیس فیگو. از استیلی و مهدویکیا گلهای جاودانه به آمریکا. از احمدرضا عابدزاده شیرجههای تماشاییاش در بازی با استرالیا. از مهدی پاشازاده نیز در همین بازی دو واکنش حیرتانگیز. از سهراب بختیاریزاده گل به آنگولا. از یحیی گلهای مهمش به مکزیک و ایرلند. از خداداد عزیزی لحظهای را که سرنوشت فوتبال ایران را برابر استرالیا تغییر داد. حتی از رحمان احمدی درخشش فوقالعادهاش در مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۴ را به یاد داریم. اسامی زیاد است. علی دایی، کریم باقری، سیدجلال، نویدکیا، جباری و نیکبخت اسامی دیگر نیز خاطراتی گوشه ذهنمان دارند؛ اما از سعید عزتاللهی با این تعداد بازی ملی چه چیزی در ذهن باقی مانده است. هیچ!
این پرسشی است که خودش باید به آن پاسخ بدهد.
او در بازی با نیوزیلند یکی از ضعیفترین بازیکنان تیم ملی بود. نه در فاز دفاعی موفق ظاهر شد و نه در حمله توانست نقشی ایفا کند. حضور او در میانه میدان بیشتر به یک بازی سراسر محافظهکارانه شباهت داشت. فوتبالی که در آن خبری از ریسک پذیری نیست و بازیکن بیشتر به دنبال اشتباه نکردن است تا اثرگذاری.
هیچ کس از او انتظار ندارد یک کریم باقری جدید باشد. قرار نیست مانند آندرانیک تیموریان با روحیه جنگندگی فوقالعاده در میانه میدان حکومت کند. نمیخواهیم مانند جواد نکونام هشت سال در لالیگا بدرخشد و در تیم ملی به نماد صلابت تبدیل شود. حتی کسی از او انتظار ندارد همانند امید ابراهیمی تمام نبردهای میانه میدان را به سود خود تمام کند.
فقط انتظار داریم سعید عزت اللهی خودش باشد. در اندازه تواناییهای خودش بازی کند و ظرفیتهای فنیاش را به نمایش بگذارد.
حقیقت این است که او تا امروز حتی در اندازه واقعی خودش هم ظاهر نشده است. سالها حضور مستمر در تیم ملی مسئولیت بزرگی را روی دوش هر بازیکنی قرار میدهد. این سالها نباید بدون خلق یک خاطره بزرگ سپری شود.
شاید بازی با بلژیک آخرین فرصت او باشد. مسابقهای که میتواند همه چیز را تغییر دهد. جایی که او به همه ثابت کند حضور طولانی مدت در تیم ملی اتفاقی نبوده و این پیراهن ارزشمند به او هدیه داده نشده است.
گاهی برای ماندن در صفحات تاریخ حتی یک بازی هم کفایت میکند تا هیچ گاه از گوشه ذهن خاطرات پاک نشوی
شاید آن شب برای سعید عزت اللهی همین بازی با بلژیک باشد. آیا هست؟! منتظر میمانیم و لحظات را شماره میکنیم.
