از بازداشت و بازرسی بدنی روی باند فرودگاه تا دیپورت داور سومالیایی و کارشکنی علیه ایران
میزبانی به سبک آمریکا با کارگردانی ترامپ
سینا حسینی
خبرنگار
آنچه این روزها در مسیر برگزاری جام جهانی رخ میدهد، دیگر نه یک «اختلال اجرایی» است و نه حتی یک «تخلف موردی»؛ بلکه باید آن را پروژهای هدفمند و سیاسی دانست که در آن میزبان با سوءاستفاده از موقعیت خود قواعد بینالمللی را بهصورت سیستماتیک زیر پا میگذارد و در سایه سکوت نهادهای مسئول ارادهاش را بر فوتبال جهان تحمیل میکند.
همانگونه که پیشتر سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان در گفتوگویی اختصاصی با ایران ورزشی هشدار داده بود، کارشکنیها علیه تیم ملی ایران و هوادارانش نهتنها متوقف نشد، بلکه ابعاد گستردهتری نیز به خود گرفت. اکنون دیگر تردیدی باقی نمانده که دولت ایالات متحده آمریکا، بهویژه در دوره دولت ترامپ، هیچ پایبندی عملی به اصول و مقررات تورنمنتهای بینالمللی ندارد و مفاد اساسنامه فیفا را صرفاً متونی تزئینی تلقی میکند که هر زمان بخواهد میتواند آنها را نادیده بگیرد.
نخستین نشانههای این رویکرد در برخورد تحقیرآمیز با تیمهای ملی سنگال و ازبکستان آشکار شد؛ جایی که بازیکنان این کشورها در بدو ورود به خاک آمریکا با بازرسیهای بدنی خارج از عرف و حضور سگهای موادیاب در میان وسایل شخصیشان مواجه شدند. این صحنهها نهتنها کرامت ورزشکاران را خدشهدار کرد، بلکه تصویری نگرانکننده از امنیت و احترام در بزرگترین رویداد فوتبالی جهان به نمایش گذاشت. بازتاب گسترده این اتفاق در رسانههای بینالمللی و واکنش تند صاحبنظران میتوانست زنگ خطری جدی برای میزبان باشد؛ اما برای دولتی که خود را فراتر از پاسخگویی میداند، این اعتراضها کمترین اهمیتی نداشت.
در ادامه همین روند، گزارشهایی از رفتارهای مشابه با دیگر تیمها نیز منتشر شد که بر نگرانیها افزود. از جمله، بازداشت هفتساعته ایمن حسین، بازیکن تیم ملی عراق به همراه عکاس این تیم در بدو ورود به خاک آمریکا، نمونهای دیگر از برخوردهای غیرمتعارف و سؤالبرانگیز با اعضای کاروانهای ورزشی است. این اقدام که بدون توضیح شفاف و در شرایطی مبهم صورت گرفت، نهتنها موجب نگرانی جدی در میان تیمهای شرکتکننده شد، بلکه بار دیگر این پرسش را مطرح کرد که آیا استانداردهای یکسان و محترمانهای برای همه تیمها رعایت میشود یا خیر.
در ادامه اقدام بیسابقه در دیپورت داور سومالیایی انتخابشده از سوی فیفا پرده دیگری از این بیقانونی آشکار را کنار زد. این تصمیم، نهفقط یک رفتار دیپلماتیک سؤالبرانگیز بلکه دخالتی مستقیم در ساختار رسمی و مستقل مدیریت مسابقات بود؛ اقدامی که عملاً نشان داد میزبان حتی انتخابهای رسمی فیفا را نیز برنمیتابد، مگر آنکه با ملاحظات سیاسیاش همخوانی داشته باشد.
اما نقطه اوج این رفتارها جایی رقم خورد که کارشکنیها بهطور مستقیم متوجه تیم ملی فوتبال ایران و هوادارانش شد. مسدودسازی بلیتهای اختصاصیافته به فوتبال ایران، اقدامی صرفاً اداری یا فنی نیست؛ این یک تصمیم سیاسی آشکار با هدف حذف یک ملت از صحنه حضور در بزرگترین جشن فوتبالی جهان است. محرومکردن هواداران ایرانی از حق طبیعی حضور در ورزشگاهها، چیزی جز اعمال تبعیض سیستماتیک و نقض بدیهیترین اصول برابری در ورزش نیست.
این در حالی است که پیشتر بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران حقوقی هشدار داده بودند که با توجه به سابقه رفتارهای دولت آمریکا، نباید به تعهدات این کشور دل بست. با این حال فدراسیون فوتبال با این تصور که میزبان به قواعد بینالمللی پایبند خواهد بود، مسیر تعامل را ادامه داد؛ تصوری که اکنون با واقعیتهای تلخ امروز بهطور کامل فرو ریخته است. تصمیم دولت ترامپ برای خارج کردن بلیتهای اختصاصیافته به فوتبال ایران از سرویس آخرین میخ بر تابوت این خوشبینی سادهانگارانه بود.
با این همه، آنچه بیش از خود این اقدامات خشمبرانگیز است، سکوت سنگین و معنادار فیفاست. نهادی که سالها با شعار «استقلال فوتبال از سیاست» مشروعیت کسب کرده، امروز در برابر آشکارترین مداخلات سیاسی کوچکترین واکنش مؤثری نشان نمیدهد. این سکوت دیگر صرفاً انفعال نیست، بلکه بهنوعی همراهی غیررسمی با روندی است که در حال تخریب بنیانهای عدالت در ورزش جهانی است.
اگر قرار باشد میزبان یک تورنمنت بینالمللی با اتکا به قدرت سیاسی خود، هرگونه محدودیتی را بر تیمها، داوران و هواداران اعمال کند و فیفا نیز تنها نظارهگر باشد، باید پرسید اساساً فلسفه وجودی این نهاد چیست؟ آیا قوانین فیفا فقط برای کشورهای فاقد قدرت سیاسی الزامآور است؟ آیا عدالت در فوتبال به مفهومی نسبی و وابسته به مناسبات قدرت تبدیل شده است؟
واقعیت این است که آنچه امروز رخ میدهد، آزمونی سرنوشتساز برای فوتبال جهان است. یا فیفا باید از جایگاه خود بهعنوان نهادی ناظر و مستقل دفاع کند و در برابر این بیقانونیها بایستد یا باید بپذیرد که به نهادی بیاثر و تابع ملاحظات سیاسی قدرتهای بزرگ تنزل یافته است.
فوتبال اگر قرار است همچنان «بازی مردم» باقی بماند، نمیتواند در گرو اراده دولتها باشد. اما آنچه امروز میبینیم، تبدیل این بازی به ابزاری برای اعمال فشار، حذف و تبعیض است. در چنین شرایطی، سکوت نهتنها قابل توجیه نیست، بلکه خود بخشی از مسأله است؛ سکوتی که هر روز ادامه یابد، فاصله فوتبال را با عدالت بیشتر و بیشتر خواهد کرد.
