مهد آزادی قاره سیاه
امپراطوری طلا، نفت و طلای قهوهای
محمدرضا رحیم پور/ «ستارههای سیاه» (Black Stars)؛ تیمی که در جام جهانی ۲۰۱۰ تا یکقدمی نیمهنهایی پیش رفت و با خطای هند جنجالی لوئیس سوارس و پنالتی از دست رفته آساموآ جیان، دراماتیکترین و تلخترین حماسه تاریخ فوتبال آفریقا را آفرید. اما غنا بسیار فراتر از مستطیل سبز است؛ این کشور شناسنامه استقلال قاره سیاه، خاستگاه امپراطوری کهن آشانتی، گهواره طبلهای فونتهفروم و آوای هایلایف، و دموکراسیِ الگوی آفریقای امروز است؛ سرزمینی که در آن هر صبح جمعه، کوچهها با رقص «آدوا» به استقبال آفتاب میروند.
گهواره آزادی قاره سیاه و دموکراسی الگو
غنا در غرب آفریقا، در آغوش خلیج گینه، با جمعیتی نزدیک به ۳۴ میلیون نفر دلبری میکند. آکرا، پایتخت این کشور، شهری است با ترافیک طاقتفرسا و بازارهای پرهیاهو نظیر «مارکولا» که نبض زندگی مدرن در آن میزند. غنا در سال ۱۹۵۷ با سیمای کاریزماتیک «کوام انکرومه» نخستین کشور سیاهپوست آفریقا شد که زنجیر استعمار بریتانیا را گسست و به الهامبخش جنبشهای پانآفریکنیسم تبدیل شد. هرچند این کشور پس از استقلال، دوران پرتنشی از کودتاها و دیکتاتوری جری رولینگز را پشت سر گذاشت، اما از آغاز قرن بیست و یکم با نهادینه کردن انتقال مسالمتآمیز قدرت، خود را به عنوان یکی از پایدارترین و امنترین دموکراسیهای قاره آفریقا تثبیت کرده است.
اقتصاد؛ طلا، نفت و کاکائو
اقتصاد غنا با تولید ناخالص داخلی حدود ۸۰ میلیارد دلار، روی دوش سه غول استراتژیک ایستاده است؛ طلا، نفت و کاکائو. غنا بزرگترین تولیدکننده طلا در آفریقا (ششمین در جهان) است و از زمان کشف میانبرهای نفتی در سال ۲۰۰۷ در خلیج گینه، به یک قطب انرژی تبدیل شده است. با این حال، کاکائو یا همان «طلای قهوهای»، ستون فقرات معیشت سنتی این کشور است که زندگی بیش از ۸۰۰ هزار کشاورز خردهپا را تأمین میکند. اگرچه چالشهایی چون بدهیهای خارجی و نوسانات پول ملی (سدی) شتاب اقتصادی را کند میکند، اما رونق فناوری اطلاعات در آکرا، این شهر را به یکی از مقاصد جذاب سرمایهگذاری دیجیتال در آفریقا بدل ساخته است.
از طبلهای فونتهفروم تا انقلاب آفروبیتس
اگر یک هنر غنا را در جهان متمایز کند، موسیقی است. سبک جادویی «هایلایف» (Highlife) که در دهه ۱۹۲۰ متولد شد، تلفیقی خلاقانه از ریتمهای بومی، سازهای برنجی و گیتار بود که مسیر را برای موسیقی مدرن آفریقا هموار کرد. این خلاقیت در رقصهای سنتی چون «آدوا» و «کپانلوگو» نیز تجلی مییابد که در تمامی آیینهای ملی، از جشنهای عروسی تا مراسم تدفین، پیونددهنده مردم با ریشههای اصیلشان است.
تاروپود کنته و اشکهای «در بدون بازگشت»
در قلمرو صنایع دستی، هیچ چیز به اندازه پارچه «کِنته» (Kente) معرف هویت غنا نیست. این پارچه دستباف ابریشمی با رنگهای زنده و نقوش هندسی پررمز و راز (که هر کدام نماد مفاهیمی چون حکمت و صبر هستند)، روزگاری تنپوش پادشاهان آشانتی بود، اما امروز به نماد جهانی غرور ملوکانه آفریقا تبدیل شده و بر شانه بزرگانی چون باراک اوباما نشسته است.
در نقطه مقابل این زیبایی، سواحل غنا راوی تاریکترین فصول تاریخ بشریت هستند. قلعههای «المینا» و «کیپکوست»، زرادخانههای بردهکشی استعمارگران اروپا بودند. در قلب قلعه کیپکوست، دالانی نمور به نام «در بدون بازگشت» (Door of No Return) وجود دارد؛ جایی که میلیونها انسان آزادیخواه از آن به درون کشتیهای تاریک رانده شدند و دیگر هرگز خاک وطن را ندیدند. امروز این قلعهها میراث یونسکو هستند و سالانه هزاران سیاهپوست آمریکایی در قالب پروژه بزرگ «سال بازگشت»، برای تجدید عهد با ریشههای خود به این ساحل سفر میکنند.
فوتبال؛ ستارههای سیاه
در سودای بازگشت به تخت پادشاهی
فوتبال برای غنا یک دین دوم است. غنا ۴ بار پادشاه جام ملتهای آفریقا شده، هرچند از آخرین قهرمانی آنها در سال ۱۹۸۲ زمان زیادی میگذرد. در ویترین جام جهانی، نام غنا با نسلهای باشکوهی گره خورده است؛ امروز نیز ستارههای سیاهی چون محمد قدوس و توماس پارتی بیرقدار این تیم هستند. هواداران غنا با لباسهای سنتی، شاخههای نخل و آوازهای کوبنده آفریقایی، اتمسفر هر استادیومی را به یک کارناوال پرشور تبدیل میکنند.
دفعه بعد که تیم ملی غنا را در مستطیل سبز تماشا کردید، با هر پاس مینیاتوری قدوس، ضرباهنگ طبلهای فونتهفروم را در گوش خود بشنوید؛ با هر دریبل، زیبایی تاروپود پارچه کنته را تجسم کنید و بدانید که پشت هر شوت و هر گل، تمام آن قلعههای بردهکشی و دیوارهای «در بدون بازگشت»، فریادی حماسی سر میدهند: «ما زندهایم، سربلندیم و هرگز دست از رؤیاهایمان برنمیداریم». غنا، استعارهای ناب از آفریقای ایستاده و مغرور است.
