مروری بر جام جهانی ۱۹۹۸
سمفونی «خروسها» در پاریس
شانزدهمین دوره جام جهانی فوتبال در سال ۱۹۹۸ به میزبانی فرانسه برگزار شد. این مسابقات که از ۱۰ ژوئن تا ۱۲ ژوئیه (۲۰ خرداد تا ۲۱ تیر ۱۳۷۷) برگزار شد، یکی از نقاط عطف تاریخ فوتبال مدرن محسوب میشود؛ چراکه هم از نظر تعداد تیمها دچار تحول شد و هم قصهای فراتر از یک میدان بازی را رقم زد.
تابستان ۱۹۹۸، فرانسه تنها میزبان یک تورنمنت فوتبالی نبود؛ این کشور صحنه نمایش جهانی رؤیاها، سیاست، هویت و ظهور نسل تازهای از ستارگان فوتبال شد.
جام جهانی ۱۹۹۸ را بسیاری نقطه آغاز فوتبال مدرن میدانند؛ جامی که برای نخستین بار با حضور ۳۲ تیم برگزار شد و مرزهای فوتبال را به روی ملتهایی گشود که پیشتر کمتر فرصت حضور در بزرگترین صحنه جهان را داشتند. خیابانهای پاریس، مارسی و لیون در آن تابستان لبریز از رنگ، موسیقی و شور ملتهایی بود که فوتبال را فراتر از یک بازی میدیدند.
فیفا با گسترش تعداد تیمها، به دنبال جهانیتر کردن این مسابقات بود و پنج سهمیه به قاره آفریقا و چهار سهمیه به آسیا اختصاص داد. در مرحله مقدماتی این دوره ۱۷۱ کشور حضور داشتند و ۶۴۲ دیدار برگزار شد.
فرانسه با ورزشگاههای بازسازیشده، فناوری تازه پخش تلویزیونی و نماد دوستداشتنی مسابقات یعنی «فوتیکس» خروس آبیرنگ، جامی را برگزار کرد که هنوز هم برای بسیاری از هواداران، شاعرانهترین نسخه تاریخ جام جهانی است. اما در قلب این داستان، تیمی ایستاده بود که بعدها به نماد وحدت ملی فرانسه تبدیل شد؛ تیمی که زینالدین زیدان رهبریاش میکرد.
آبیپوشان فرانسه که هرگز طعم قهرمانی در جام جهانی را نچشیده بودند، با سرمربیگری امه ژاکه پا به مسابقات گذاشتند؛ تیمی که ستارگانی چون زینالدین زیدان، دیدیه دشان (کاپیتان)، لوران بلان، لیلیان تورام و فابین بارتز را در ترکیب داشت.
زیدان در همان ابتدای جام با اخراج مقابل عربستان، کشورش را نگران کرده بود. بسیاری تصور میکردند او فرصت جاودانه شدن را از دست داده است. اما بازگشتش در مراحل حذفی، آغاز افسانهای بود که در فینال به اوج رسید. شب دوازدهم ژوئیه در ورزشگاه استادو فرانس، زیدان با دو ضربه سر تاریخی برابر برزیل، فرانسه را به نخستین قهرمانی تاریخش رساند. آن شب تصویر چهرهاش روی طاق نصرت پاریس نقش بست و هزاران نفر فریاد میزدند: «مرسی زیزو».
اما آن سوی میدان، بزرگترین معمای تاریخ فینالهای جام جهانی شکل گرفت. رونالدوی برزیل، مهاجمی که جهان او را «پدیده» مینامید، ساعاتی پیش از بازی ناگهان از ترکیب اصلی کنار گذاشته شد. شایعات به سرعت سراسر جهان را فرا گرفت؛ برخی از تشنج عصبی سخن میگفتند، برخی از مسمومیت و حتی توطئه حرف میزدند. در نهایت رونالدو به زمین رفت، اما تنها سایهای از آن ستاره همیشگی بود. برزیل ۳ بر صفر شکست خورد و راز آن شب هنوز هم یکی از مبهمترین داستانهای تاریخ فوتبال باقی مانده است.
برای ایرانیها اما جام ۹۸ معنایی فراتر از قهرمانی فرانسه داشت. نام این تورنمنت برای همیشه با شهر لیون و دیدار ایران و آمریکا گره خورده است؛ مسابقهای که فیفا آن را سیاسیترین بازی تاریخ جام جهانی توصیف کرد. در فضایی سنگین و پرتنش، بازیکنان دو تیم پیش از آغاز مسابقه با اهدای گل رز به یکدیگر، تصویری متفاوت به جهان ارائه کردند؛ تصویری از احترام و صلح.
در زمین مسابقه، ایران شبی فراموشنشدنی را رقم زد. ضربه سر حمید استیلی که آرام و دقیق وارد دروازه آمریکا شد، ورزشگاه را منفجر کرد. کمی بعد، مهدی مهدویکیا با فراری برقآسا از میانه میدان، گل دوم را به ثمر رساند تا نخستین پیروزی تاریخ ایران در جام جهانی ثبت شود. آن شب میلیونها ایرانی تا صبح در خیابانها جشن گرفتند؛ شبی که فوتبال توانست برای لحظاتی مرزهای سیاست را کنار بزند.
جام ۹۸ همچنین صحنه یکی از جنجالیترین بازیهای تاریخ فوتبال بود؛ تقابل انگلستان و آرژانتین در مرحله یکهشتم نهایی. مسابقهای پر از درگیری، هیجان و ستارههای جوان. در این دیدار، مایکل اوون ۱۸ ساله با یک فرار خیرهکننده و گلی تماشایی، خود را به جهان معرفی کرد اما در سوی دیگر، دیوید بکهام تبدیل به چهره منفور فوتبال انگلیس شد. او پس از درگیری با دیگو سیمئونه، با کارت قرمز اخراج شد و بسیاری حذف انگلیس را گردن او انداختند. فشار رسانهها به حدی بود که آدمکهای بکهام در خیابانها به آتش کشیده شد. با این حال، او سالها بعد توانست دوباره جایگاهش را در قلب هواداران به دست آورد.
در میان تیمهای شرکتکننده، شاید هیچکس به اندازه کرواسی جذاب نبود. این کشور تازهاستقلالیافته اولین حضور خود در جام جهانی را تجربه میکرد و در کنار غولهای سنتی فوتبال، جام جهانی ۹۸ شاهد ظهور یک قدرت تازه نیز بود؛ کرواسی. کشوری که تنها چند سال از استقلالش میگذشت، با پیراهنهای شطرنجی و فوتبالی جسورانه جهان را شگفتزده کرد.
تیم میروسلاو بلاژویچ در مرحله یکچهارم نهایی، آلمان قدرتمند را با سه گل در هم کوبید و تا نیمهنهایی پیش رفت.
کرواسی با هدایت میروسلاو بلاژویچ و ستارگانی چون داور شوکر، زونیمیر بوبان و اسلاون بیلیچ، با ارائه فوتبالی هجومی و زیبا شگفتیساز شد و به مقام سوم رسید. داور شوکر عنوان آقای گلی را با ۶ گل از آن خود کرد تا جام جهانی را به یاد ماندنیتر کند.
جام ۱۹۹۸ همچنین سرشار از لحظات جادویی بود. قانون «گل طلایی» برای نخستین بار اجرا شد و لوران بلان با زدن نخستین گل طلایی تاریخ جام جهانی برابر پاراگوئه، فرانسه را نجات داد. دنیس برکمپ نیز یکی از زیباترین گلهای تاریخ فوتبال را مقابل آرژانتین به ثمر رساند؛ کنترل خارقالعاده، چرخش نرم و ضربهای دقیق با بیرون پا که هنوز هم در ویدئوهای تاریخ جام جهانی تکرار میشود.
در پایان، فرانسه قهرمان شد، برزیل با حسرت بازگشت و فوتبال وارد عصر تازهای شد؛ عصری که در آن ستارگان فوتبال به چهرههای جهانی بدل شدند و جام جهانی بیش از هر زمان دیگری به یک رویداد فرهنگی و رسانهای تبدیل شد. جام جهانی ۱۹۹۸ تنها یک تورنمنت نبود؛ داستانی بود درباره اتحاد، فشار، شهرت، سیاست و رؤیا. جامی که در آن زیدان به پادشاه پاریس تبدیل شد، رونالدو شکستپذیر به نظر رسید و کرواسی به جهان فهماند که معجزه در فوتبال همیشه ممکن است.
