سامبا با چکمه!
معرفی هیچ تیمی در بین تیمهای حاضر در جام جهانی برای فوتبالدوستان به اندازه برزیل ساده نیست. اگر بخواهیم یک کشور را به عنوان نماد جام جهانی فوتبال معرفی کنیم، بیتردید نمیتوان گزینهای را بهتر از برزیل در ذهن تصور کرد؛ پرافتخارترین تیم تاریخ رقابتها با پنج قهرمانی و تنها تیم ملی تاریخ فوتبال که در هر ۲۳ دوره اخیر رقابتها حاضر بوده است. برزیل چه با پیروزیهای بزرگش در دورههای ابتدایی جام و چه با شکستهای تلخش چون فاجعه ماراکانا در سال ۱۹۵۰ و باخت تاریخی خانگی مقابل آلمان در جام جهانی ۲۰۱۴، بخش بزرگی از تاریخچه ورزشی و مردمی جام جهانی را رقم زده و به عنوان فاتح همیشگی جام ژول ریمه، تحت هر شرایطی و با هر معیاری، همواره مدعی قهرمانی خواهد بود. این بار و ۲۴ سال پس از آخرین قهرمانی در جام جهانی، برزیل برای نخستین بار در تاریخ خود، با یک سرمربی غیربومی پا به جام جهانی خواهد گذاشت و کارلو آنچلوتی ایتالیایی که همه چیز را در فوتبال باشگاهی فتح کرده، مأموریت سخت بازگرداندن جام قهرمانی به سرزمین قهوه را برعهده گرفته است؛ مأموریتی که هرچند با این نسل و با وجود ستارگان مختلف راحت به نظر نمیرسد، اما همه آن چیزی است که مردم برزیل را در خرداد و تیر داغ امریکا متحد خواهد کرد.
نحوه صعود چگونه بود؟
برزیل که همواره کار راحتی برای صعود به جام جهانی داشته، این بار خوشاقبال بود که سهمیه تیمهای امریکای جنوبی با توجه به افزایش تعداد تیمهای جام از ۳۲ به ۴۸ افزایش پیدا کرد. در مقدماتی ۱۰ تیمی امریکای جنوبی که از آن شش تیم به طور مستقیم و یک تیم از طریق پلیآف صعود میکردند، برزیل به شکل نهچندان قانع در رده پنجم قرار گرفت و نتوانست چندان عملکرد دلچسبی برای هواداران فوتبال ملی در این کشور داشته باشد. در طول مرحله مقدماتی، مربیانی چون دوریوال جونیور و خود کارلو آنچلوتی حضور پیدا کردند اما در نهایت صعود به جام جهانی ۲۰۲۶، با کسب تنها ۸ برد از ۱۸ بازی رقم خورد. اگر شرایط مقدماتی در امریکای جنوبی مثل دورههای گذشته بود، برزیل باید در پلیآف حضور پیدا میکرد و هواداران میلیونی فوتبال در مهد این رشته منتظر این هستند تا برزیل در طول جام، عملکرد بهتری نسبت به مرحله مقدماتی داشته باشد.
بازگشت به امریکا
برزیل با درخشش خود در دورههای مختلف جام جهانی، تاریخچه این مسابقات را شکل داده و معمولاً در دورههایی که به میزبانی قاره امریکا برگزار شده، عملکرد درخشانی داشته است. اولین قهرمانی برزیل، سال ۱۹۵۸ با درخشش پله ۱۷ ساله در سوئد به دست آمد اما پس از آن قهرمانیهای برزیل در شیلی، مکزیک، امریکا و ژاپن رقم خورد. برزیل که در دورههای ۲۰۰۶، ۲۰۱۰، ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲ در مرحله یکچهارم نهایی حذف شده و همچنان خاطره شکست ۷ بر یک در نیمهنهایی ۲۰۱۴ مقابل آلمان در خانه برایشان زنده است، پس از قهرمانی در نخستین جام جهانی به میزبانی امریکا در سال ۱۹۹۴ بار دیگر به این کشور برمیگردد؛ جایی که پس از تساوی بدون گل مقابل ایتالیا در فینال و پس از پنالتیای که روبرتو باجو هدر داد، برزیل به چهارمین قهرمانی جهان رسید. نکته خاطرهانگیز این قهرمانی، فتح جام جهانی از سوی بازیکنان فوتبال برای راننده نابغه برزیلی بود. دو ماه قبل از اولین بازی برزیل در جام ۹۴ و در حاشیه دیدار دوستانه با پاریسنژرمن، آیرتون سنا قهرمان برزیلی فرمول یک در اردوی تیم حضور پیدا کرد و ۱۱ روز بعد در یک حادثه تراژیک، جانش را از دست داد تا در جشن قهرمانی، بازیکنان به او ادای احترام کنند.
مدل بازی برزیل چگونه خواهد بود؟
آنچلوتی تاکنون تنها در ۱۰ بازی سرمربی برزیل بوده و نمیتوان قضاوت دقیقی درباره مدل بازی و تاکتیکهای سلسائو داشت اما احتمالاً برابر تیمهای ضعیفتر، مدل بازی برزیل ۱-۳-۲-۴ باشد که در دقایقی از بازی به سیستم ۴-۲-۴ نیز تبدیل خواهد شد. در دو بازی اخیر دوستانه مقابل فرانسه و کرواسی، کارلو آنچلوتی در نخستین بازی از سیستم ۱-۳-۲-۴ و در بازی دوم از سیستم ۳-۳-۴ استفاده کرد و همچنان نتوانسته ترکیب اصلی و ایدهآل خود را برای حضور در جام جهانی پیدا کند.
هویت «برزیلی بودن» در خطر؟
حالا برزیل وارد دوره عجیبی شده است. از یک سو، بهترین بازیکنانش از ۱۶ سالگی به اروپا میروند و سبک اروپایی را میآموزند. از سوی دیگر، فاولاها به تولید استعداد ادامه میدهند، اما استعدادهایی که دیگر «برزیلی» بازی نمیکنند. آنها مثل یک هافبک آلمانی پاس میدهند و مثل یک مدافع هلندی پرس میکنند. دریبل، شوت از راه دور، پشت پا و دیگر عناصر «جینگو» میروند که به موزه سپرده شوند. شاید اکنون وقت آن رسیده که بپذیریم، فوتبال برزیل برای بقای هویت ملی، گاهی باید ببازد اما هرگز نباید «خودش» نباشد. و به قول یک هوادار قدیمی فلامینگو در بار معروف کوپاکابانا: «ما میتوانیم ۱۰-۰ ببازیم. اما اگر یک دریبل عقابی به خورد مدافع حریف بدهیم، آن شب را با لبخند به صبح میرسانیم. شادی من در یک حرکت است، نه در جام.» شاید این، خلاصه تمام هویت برزیلی باشد. در کشوری که تقریباً همه چیز خراب است، ذوق زدن یک دریبل میشود آخرین سنگر «حس ارزشمندی». و این، هم بزرگترین نقطه قوت برزیل است و هم بزرگترین فاجعهاش.
