در کنار بحران ایجادشده برای باشگاههای صنعتی، حالا نگاهها به سمت تیمهایی رفته که ساختار کاملاً خصوصی دارند که سرآمدشان تراکتور و نساجی است؛ تیمهایی که برخلاف باشگاههای وابسته به صنایع بزرگ، پشتوانه مالیشان به یک شخص حقیقی یا شرکت خصوصی محدود میشود و همین موضوع آنها را در برابر نوسانات اقتصادی آسیبپذیرتر میکند. در سالهای اخیر، فوتبال ایران شاهد رشد نسبی باشگاههای خصوصی بوده است؛ تیمهایی که با هدف ایجاد الگوی مدیریتی جدید وارد چرخه رقابت شدند، اما حالا در شرایط فعلی با یک سؤال جدی مواجهاند: آیا توان ادامه مسیر در فصل آینده را خواهند داشت؟ تجربه نشان داده که تیمهای خصوصی معمولاً در برابر شوکهای اقتصادی سریعتر واکنش نشان میدهند. در شرایطی که این باشگاهها منابع درآمدی پایدار همچون حمایت صنایع بزرگ یا بودجههای شبهدولتی ندارند، کوچکترین اختلال در بازار یا تغییر در سیاستهای اقتصادی میتواند بودجه فصل آنها را با چالش مواجه کند. همین موضوع باعث شده برخی از این باشگاهها در سکوت، به بازنگری جدی در ساختار هزینهای خود بپردازند. از سوی دیگر، مزیت اصلی تیمهای خصوصی انعطافپذیری مدیریتی آنهاست. برخلاف باشگاههای صنعتی که تصمیمگیری در آنها چندلایه و وابسته به نهادهای بالادستی است، مالک خصوصی میتواند در کوتاهترین زمان درباره کاهش هزینهها، تغییر کادر فنی یا حتی فروش بازیکن تصمیمگیری کند. این ویژگی در شرایط بحرانی میتواند یک مزیت مهم باشد.
با این حال، نگرانی اصلی در مورد آینده این تیمها به موضوع «پایداری سرمایه» برمیگردد. بسیاری از مالکان خصوصی در فوتبال ایران، بهتنهایی بار مالی سنگینی را به دوش میکشند و در صورت ادامه فشار اقتصادی، احتمال کاهش سرمایهگذاری یا حتی انصراف از تیمداری وجود دارد؛ موضوعی که میتواند به کاهش تعداد تیمهای خصوصی در لیگ برتر منجر شود.