فوتبال ایران یکی از معماران خاموش تاریخ خود را بدرقه کرد
امجدیه در سوگ حسن حبیبی
حامد حسینی
خبرنگار
بعضی آدمها را نمیتوان فقط با تعداد بازیها، جامها و مسئولیتهایی که برعهده داشتهاند به یاد آورد. آنها بخشی از هویت یک دوراناند؛ بخشی از خاطراتی که با گذشت زمان نهتنها کمرنگ نمیشود، بلکه معنای بیشتری پیدا میکند. حسن حبیبی از همین جنس آدمها بود؛ مردی که چهاردهم آبان، امجدیه میزبان آخرین بدرقهاش شد.
صبح چهاردهم آبان، ورزشگاه امجدیه حالوهوای دیگری داشت. جایی که سالها صدای تشویق تماشاگران، هیاهوی مسابقات و خاطره درخشش نسلهای مختلف فوتبال ایران را در خود جای داده، این بار سکوتی سنگین را تجربه میکرد. چمن و سکوهای امجدیه، به جای تماشای هنرنمایی فوتبالیستها، شاهد وداع با یکی از مردانی بودند که خود بخشی از تاریخ این ورزشگاه و فوتبال ایران به شمار میرفت.
مراسم تشییع پیکر حسن حبیبی، پیشکسوت فوتبال ایران و مربی پیشین تیم ملی، از ساعت ۹:۳۰ صبح با حضور جمعی از چهرههای فوتبال برگزار شد. علی پروین، علی فتحاللهزاده، کریم باقری، امیر قلعهنویی، رضا درویش، میرشاد ماجدی، محمد نوازی، حجت کریمی، علی خطیر و محمدمهدی نبی از جمله حاضران در این مراسم بودند. چهرههایی از نسلهای متفاوت که هرکدام به نوعی با تاریخ فوتبال ایران پیوند دارند و این بار برای بدرقه مردی آمده بودند که سهمش در شکلگیری این تاریخ، فراتر از آن چیزی است که بتوان در چند سطر خلاصه کرد.
حسن حبیبی متولد ۱۸ بهمن ۱۳۱۸ بود؛ مردی از نسل فوتبالسازانی که فوتبال را نه صرفاً یک حرفه، بلکه بخشی از زندگی و هویت اجتماعی خود میدانستند. او در دوران بازیگری پیراهن شاهین، استقلال و پاس را بر تن کرد؛ سه نام بزرگ که هرکدام بخشی از حافظه فوتبال ایران را نمایندگی میکنند. اما جایگاه حبیبی تنها به دوران بازیگریاش محدود نماند. او پس از انقلاب، اولین سرمربی تیم ملی فوتبال ایران شد و در ادامه مسئولیت هدایت تیم امید را نیز برعهده گرفت.
اهمیت حسن حبیبی را باید در نقشی جستوجو کرد که در عبور فوتبال ایران از یک نسل به نسل دیگر ایفا کرد. او از نسلی بود که فوتبال را با نظم، شخصیت، دانش و تعهد معنا میکرد. برای چنین مربیانی، ساختن یک بازیکن فقط به آموزش تکنیک و تاکتیک خلاصه نمیشد. آنها به دنبال پرورش فوتبالیستی بودند که مسئولیت پیراهنی را که بر تن دارد، درک کند. حبیبی در همین مسیر، در کشف استعدادها و شکلگیری چهرههایی که بعدها به ستارههای فوتبال ایران تبدیل شدند، نقش داشت.
در مراسم وداع نیز حسین فرکی و جهانگیر کوثری از کارنامه و شخصیت ورزشی او سخن گفتند. صحبتهای آنها یادآور این واقعیت بود که ارزش یک مربی را همیشه نمیتوان با تعداد پیروزیها و عناوینش سنجید. گاهی مهمترین دستاورد یک مربی، بازیکنانی هستند که به فوتبال معرفی کرده و مسیر حرفهای آنها را تغییر داده است. حسن حبیبی از جمله مردانی بود که ردپایش را باید در خاطره شاگردان و نسلهایی جستوجو کرد که از تجربه و نگاه او بهره بردند.
در میان حاضران و نامهای آشنای فوتبال، غیبت رئیس فدراسیون فوتبال نیز به چشم آمد؛ غیبتی که نمیتوان از کنار آن به سادگی گذشت. بدرقه یکی از چهرههای اثرگذار تاریخ فوتبال ایران، فرصتی برای ادای احترام به نسلی بود که سالهای عمر خود را صرف اعتلای این ورزش کرد. طبیعی بود که انتظار حضور بالاترین مقام اجرایی فوتبال کشور در چنین مراسمی وجود داشته باشد.
شاید تلخترین بخش ماجرا همین باشد؛ اینکه گاهی بزرگان فوتبال تا زمانی که در میان ما هستند، آنگونه که شایسته است دیده نمیشوند و تازه هنگام بدرقه، اهمیت جایگاهشان بیشتر به چشم میآید. امجدیه در چهاردهم آبان تنها میزبان مراسم تشییع یک پیشکسوت نبود؛ گویی بخشی از تاریخ فوتبال ایران در آن صبح پاییزی به احترام یکی از سازندگان خود ایستاده بود.
حسن حبیبی رفت، اما فوتبال را نمیتوان فقط با رفتن آدمها تعریف کرد. بعضی نامها در حافظه یک ورزش باقی میمانند؛ در بازیکنانی که پرورش دادهاند، در نسلی که به آنها آموختهاند و در ارزشهایی که از خود به یادگار گذاشتهاند. امجدیه آخرین سلام را به حسن حبیبی داد؛ مردی که دیگر در کنار زمین نخواهد ایستاد، اما نامش در روایت فوتبال ایران همچنان زنده خواهد ماند.
بدرود مردی از نسل اصالت؛ امجدیه این بار نه برای یک مسابقه که برای ادای احترام به یکی از سازندگان تاریخ فوتبال ایران ایستاد.
