در حافظه موقت ذخیره شد...
اولین سهمیه المپیک کاروان ایران با چاشنی شانس
تیراندازی همچنان روی لبه بحران
بیشک نمیتوان ارزش این اتفاق را نادیده گرفت.
کسب سهمیه المپیک در رقابتهای جهانی، آن هم در شرایطی که تیراندازی ایران مدتهاست از روزهای اوج خود فاصله گرفته، دستاورد کوچکی نیست. بهخصوص وقتی بدانیم رستمیان در سالهای اخیر بار اصلی این رشته را به دوش کشیده و در مقاطع مختلف، تنها نقطه اتکای تیراندازی ایران در میادین بزرگ بوده است. با این حال، مسأله دقیقاً از جایی شروع میشود که قرار است یک سهمیه را بهعنوان نشانهای از موفقیت و بازگشت تیراندازی ایران به مسیر افتخار معرفی کنیم.
واقعیت این است که رستمیان نهتنها به مدال نرسید، بلکه جایگاه چهارم او هم با توجه به شرایط خاص رقابتها به سهمیه منجر شد. اگر 2 تیرانداز چینی در جمع 3 نفر برتر قرار نمیگرفتند، احتمالاً امروز خبری از اولین سهمیه المپیکی ایران نبود. بنابراین، هرچند باید به تلاش و نتیجه رستمیان احترام گذاشت، اما نمیتوان نقش شرایط مسابقه و چاشنی شانس را در این اتفاق نادیده گرفت. سهمیهای که به دست آمده، لزوماً به معنای بازگشت یک رشته به جمع مدعیان نیست و تیراندازی جای کار بسیار دارد. تیراندازی ایران مدتهاست در رقابتهای بینالمللی در قامت یک مدعی ظاهر نشده است. عملکرد این رشته در بازیهای آسیایی ناگویا و بسنده کردن به تنها یک مدال برنز تیمی، خود گواهی بر این موضوع است. در چنین شرایطی، اینکه بار دیگر تمام امیدها به درخشش یک ورزشکار گره بخورد، بیشتر از آنکه نشانه قدرت باشد، زنگ خطری جدی برای آینده این رشته است. حالا با انتخاب علی دادگر بهعنوان رئیس فدراسیون و خروج تیراندازی از دوره بلاتکلیفی، انتظار میرود بهجای دلخوش کردن به سهمیهها و بزرگنمایی دستاوردهای مقطعی، برنامهای جدی برای بازسازی این رشته تدوین شود تا هر چه سریعتر این رشته پرمدال از بحران فعلی خارج شود.
