برای فهم اهمیت حبیبی باید جایگاه تیم ملی در آن سالها را دید. ایران ۱۹۶۸ در تهران قهرمان جام ملتهای آسیا شد و در سالهای بعد، یعنی ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶، دو بار دیگر هم به این عنوان رسید؛ سه قهرمانی پیاپی که دوران طلایی فوتبال ایران در قاره نام گرفته است. حبیبی کاپیتان تیمی بود که نخستین حلقه از این زنجیره را ساخت؛ موفقیتی که هم اعتماد به نفس تیمهای بعدی را بالا برد و هم نام فوتبال ایران را در قاره تثبیت کرد.
در آن دوره، فوتبال ایران هنوز زیرساخت امروزی را نداشت، نه آکادمی منظم، نه رسانه فراگیر و نه بازار نقلوانتقالات پرهیاهو. بازیکن از محله به باشگاه میرسید و از باشگاه به تیم ملی. اینکه چنین ساختاری قهرمان آسیا تولید کرد، نشان میدهد نسل حبیبی به استعداد خام و انضباط شخصی تکیه داشت. به همین دلیل نقش او بهعنوان کاپیتان، مجموعهای از اقتدار و آرامش بود: کسی که نه با فریاد، که با حضورش دفاع را منظم میکرد.