صفحات
  • صفحه اول
  • مدیریت ورزش
  • منهای فوتبال
  • ورزش جهان
  • فوتبال ایران
  • پرسپولیس
  • استقلال
  • صفحه آخر
شماره هشت هزار و دویست و چهل و نه - ۰۶ آبان ۱۴۰۵
روزنامه ایران ورزشی - شماره هشت هزار و دویست و چهل و نه - ۰۶ آبان ۱۴۰۵ - صفحه ۸

روایت ورود ستاره‌های فوتبال ایران به تجارت و فاصله آنها با ساخت کسب‌وکارهای ماندگار

پیش به سوی چاپ اسکناس!

محمدرضا رحیم‌پور 
خبر‌نگار


فوتبال حرفه‌ای دیگر تنها عرصه رقابت برای کسب جام و ثبت رکورد نیست؛ صنعتی گسترده است که درآمدهای حاصل از قراردادهای ورزشی، تبلیغات و حق تصویر می‌تواند زمینه ورود بازیکنان به دنیای تجارت را فراهم کند. در این صنعت، پایان دوران بازی لزوماً به معنای پایان درآمد نیست. ستاره‌هایی که در سال‌های فعالیت ورزشی به شهرت و سرمایه قابل‌توجهی دست یافته‌اند، می‌توانند با انتخاب مسیرهای اقتصادی مناسب، سال‌ها پس از خداحافظی از فوتبال نیز در چرخه کسب‌وکار باقی بمانند. پرسش اصلی این است که چه تعداد از آنها توانسته‌اند شهرت و درآمد ورزشی خود را به کسب‌وکاری پایدار و مستقل تبدیل کنند؟
فوتبالیست‌های ایرانی نیز در سال‌های گذشته به حوزه‌هایی مانند خریدوفروش ملک، رستوران‌داری، پوشاک، صنایع غذایی و آموزش فوتبال ورود کرده‌اند. از برند شخصی علی دایی تا فعالیت‌های تجاری منتسب به علیرضا منصوریان و آکادمی فوتبال کیا با بنیانگذاری مهدی مهدوی‌کیا، نمونه‌های مختلفی هستند که از تلاش برای حضور در اقتصاد خارج از زمین فوتبال دیده می‌شوند. مقایسه این تجربه‌ها با سرمایه‌گذاری‌های چهره‌هایی مانند کریستیانو رونالدو، لیونل مسی، نیمار و دیوید بکام، تفاوت‌هایی را در مقیاس فعالیت، ساختار مدیریتی و نحوه توسعه برند آشکار می‌کند.

ملک و زمین؛ انتخابی برای حفظ سرمایه
خرید ملک و زمین یکی از مسیرهای شناخته‌شده سرمایه‌گذاری در میان ورزشکاران ایرانی است. در اقتصادی که تورم و نوسان ارزش پول، حفظ قدرت خرید را به دغدغه‌ای جدی تبدیل می‌کند، دارایی‌های غیرنقدی جذابیت بیشتری پیدا می‌کنند. فوتبالیست‌ها نیز که بخش عمده درآمد حرفه‌ای خود را در دوره‌ای محدود به دست می‌آورند، برای تأمین آینده مالی به دنبال راه‌هایی برای حفظ سرمایه هستند.
نام‌هایی مانند علی دایی، فرهاد مجیدی و امیر قلعه‌نویی در گزارش‌های رسانه‌ای در ارتباط با فعالیت‌های اقتصادی خارج از فوتبال مطرح شده‌اند. با این وجود، باید میان اطلاعات تأییدشده و روایت‌های رسانه‌ای درباره جزئیات سرمایه‌گذاری افراد تفاوت قائل شد.
نکته مهم‌تر، تمایز میان سرمایه‌گذاری و کارآفرینی است. خرید ملک و انتظار برای افزایش قیمت آن، با ساخت مجموعه‌ای ساختمانی، توسعه پروژه یا اداره شرکتی با درآمد مستمر تفاوت دارد. سرمایه‌گذاری ملکی می‌تواند به حفظ ارزش دارایی کمک کند، اما لزوماً اشتغال پایدار ایجاد نمی‌کند یا به شکل‌گیری یک بنگاه اقتصادی مولد نمی‌انجامد. اتکای بیش از اندازه به افزایش قیمت دارایی‌ها نیز ممکن است سرمایه را از فعالیت‌های تولیدی و خدماتی دور نگه دارد.

رستوران، پوشاک و تجارت؛ شهرت کافی نیست
رستوران‌داری و راه‌اندازی کسب‌وکارهای مصرفی از دیگر مسیرهای مورد توجه برخی فوتبالیست‌های ایرانی بوده است. علیرضا منصوریان از جمله چهره‌هایی است که تجربه فعالیت تجاری در حوزه رستوران‌داری به او نسبت داده شده است. نام علیرضا بیرانوند نیز در ارتباط با رستوران‌داری و مدرسه فوتبال مطرح بوده و مجتبی جباری با ورود به حوزه کتاب‌فروشی، مسیری متفاوت از فعالیت‌های تجاری رایج میان ورزشکاران را تجربه کرده است. در سال‌های اخیر، نام‌هایی مانند محمد ربیعی، وریا غفوری و رضا شکاری نیز در ارتباط با فعالیت‌های کافه‌داری مطرح شده‌اند.
شهرت می‌تواند در معرفی اولیه یک کسب‌وکار و جلب توجه مشتریان مؤثر باشد، اما این مزیت لزوماً به موفقیت بلندمدت منجر نمی‌شود. کیفیت محصول، مدیریت هزینه‌ها، شناخت بازار، خدمات مناسب و توانایی حفظ مشتری، عوامل تعیین‌کننده‌تری در تداوم فعالیت اقتصادی هستند. نام یک فوتبالیست ممکن است مشتری را برای نخستین بار به یک رستوران یا فروشگاه بکشاند اما حفظ او به‌عنوان مشتری دائمی، به کیفیت و عملکرد مجموعه بستگی دارد.
مسأله اصلی، میزان توسعه و استقلال این کسب‌وکارهاست. اداره یک فروشگاه یا رستوران با ساخت مجموعه‌ای چندشعبه‌ای و تبدیل آن به شرکتی برخوردار از نظام مدیریتی مستقل تفاوت دارد. توسعه چنین فعالیت‌هایی به سرمایه‌گذاری مجدد، به برنامه‌ریزی بلندمدت، حسابداری شفاف و استفاده از مدیران متخصص نیازمند است. بدون این الزامات، شهرت صاحب کسب‌وکار ممکن است به مهم‌ترین و گاه تنها مزیت رقابتی آن تبدیل شود.

از درآمد دوران بازی تا ساخت ثروت ماندگار
تفاوت میان حفظ دارایی، درآمدزایی و کارآفرینی، نکته محوری در بررسی اقتصاد فوتبالیست‌هاست. خرید ملک می‌تواند ارزش سرمایه را حفظ کند؛ راه‌اندازی رستوران ظرفیت ایجاد درآمد دارد و توسعه یک برند یا تأسیس آکادمی، در صورت مدیریت صحیح، می‌تواند به شکل‌گیری مجموعه‌ای پایدار منجر شود. این مسیرها ارزش یکسانی ندارند و ارزیابی آنها باید بر اساس عملکرد واقعی، میزان اشتغال‌زایی و توان ادامه فعالیت در بلندمدت صورت گیرد.
فوتبال ایران برای حرکت به سوی الگوهای اقتصادی گسترده‌تر، به زیرساخت‌های مناسب، دسترسی بهتر به بازارهای بین‌المللی، حمایت حقوقی از مالکیت فکری و حضور مدیران متخصص نیاز دارد. محدودیت‌های اقتصادی و تجاری نیز توسعه برخی برندها را دشوار می‌کنند، اما این چالش‌ها اهمیت برنامه‌ریزی حرفه‌ای و تنوع‌بخشی به فعالیت‌های اقتصادی را کاهش نمی‌دهند.
معیار موفقیت اقتصادی یک فوتبالیست را نمی‌توان تنها در تعداد املاک، فروشگاه‌ها یا قراردادهای تجاری او خلاصه کرد. ایجاد ارزش پایدار، اشتغال، توسعه برندی مستقل و ساخت مجموعه‌ای که بدون حضور دائمی صاحب نام خود نیز به فعالیت ادامه دهد، شاخص‌های دقیق‌تری برای ارزیابی این مسیر هستند. فاصله میان خرید دارایی و ساخت یک هلدینگ اقتصادی، در واقع فاصله میان برخورداری از سرمایه و توانایی مدیریت و توسعه آن است؛ فاصله‌ای که عبور از آن به چیزی فراتر از شهرت ورزشی نیاز دارد.

فرصت‌ها؛ از کجا می‌شود شروع کرد؟
با این همه، نشانه‌های رشد دیده می‌شود. نسل جدید به حوزه‌هایی مثل گردشگری، خرده‌فروشی و پوشاک ورود کرده و بعضی‌ها شروع کرده‌اند برند و حساب رسانه‌ای را حرفه‌ای‌تر اداره کنند. مسیر مهدوی‌کیا نشان می‌دهد آکادمی و فوتبال پایه می‌تواند درآمد پایدار بسازد و به ورزش هم کمک کند. بازار داخلی و منطقه‌ای، با جمعیت جوان و علاقه‌مند به فوتبال، هنوز ظرفیت زیادی در پوشاک، سلامت و سرگرمی دارد. اگر بازیکنان ایرانی از شکل شخصی و غیررسمی به ساختار شرکتی، با ثبت برند، قرارداد شفاف و مشاور حقوقی و مالی بروند، همین بازار هم می‌تواند بیش از امروز سود بدهد.
راه‌حل‌ها ساده‌اند، اما نیاز به تصمیم دارند؛ ثبت رسمی برند و نام تجاری پیش از رسیدن به اوج، استفاده از شرکت‌های مدیریت حرفه‌ای به‌جای دوست و آشنا، مشارکت در ساخت آکادمی و باشگاه به‌جای صرف خرید ملک و شفاف‌سازی قراردادهای تبلیغاتی. فدراسیون و باشگاه‌ها هم می‌توانند با آموزش مالی و حقوقی به بازیکنان جوان کمک کنند؛ چیزی که در بسیاری از لیگ‌ها بخشی از برنامه حمایتی است.

حرف آخر
فوتبالیست ایرانی در پول درآوردن بی‌استعداد نیست؛ فوتبالیست‌های ما نشان داده‌اند که می‌دانند چطور سرمایه را حفظ کنند اما ستاره‌های جهانی به ما یاد می‌دهند که حفظ سرمایه کافی نیست؛ باید آن را به دارایی تولیدکننده تبدیل کرد. رونالدو هتل و باشگاه و سهام فناوری دارد، مسی سهم باشگاه می‌خرد، نیمار برند یک اسطوره را می‌خرد و بکام بخشی از یک فرنچایز را در اختیار دارد. فوتبالیست ایرانی هنوز بیشتر مالک ملک و مغازه است. تا وقتی بازار، قانون و فرهنگ مالکیت تغییر نکند، این فاصله باقی می‌ماند؛ اما اگر نسل جدید از همین امروز نام خود را مثل یک دارایی مدیریت کند، دو دهه بعد می‌تواند با بازی‌ای متفاوت وارد این مسابقه شود.
 

آکادمی فوتبال؛ سرمایه‌گذاری روی نسل آینده
در میان فعالیت‌های اقتصادی مرتبط با فوتبال، آموزش و پرورش استعدادها جایگاه ویژه‌ای دارد. آکادمی فوتبال کیا، با بنیانگذاری مهدی مهدوی‌کیا، نمونه‌ای از تلاش برای پیوند تجربه ورزشی با شناسایی و پرورش بازیکنان جوان است.آکادمی فوتبال می‌تواند علاوه بر درآمد حاصل از آموزش، در توسعه سرمایه انسانی ورزش نیز نقش داشته باشد. ایجاد ساختار آموزشی منظم، همکاری با مربیان متخصص و فراهم کردن مسیر رشد استعدادها، زمینه تبدیل تجربه یک فوتبالیست سابق به نهادی ماندگار را فراهم می‌کند. البته موفقیت چنین مجموعه‌ای به کیفیت آموزش، شفافیت مالی، استانداردهای حرفه‌ای و تداوم فعالیت مستقل از شهرت بنیانگذار وابسته است.

 

1

برند شخصی؛ علی دایی در یک سطح بقیه در سطح دیگر
اگر بخواهیم یک نام را برای «برند شخصی» در فوتبال ایران ببریم، آن نام علی دایی است. او چندین فروشگاه و کمپانی پوشاک ورزشی با نام خودش دارد و برند «10 Forever» را در حوزه پوشاک و محصولات جانبی توسعه داده است. نکته مهم، مالکیت است؛ دایی نامش را نه به یک شرکت اجاره داده، بلکه خودش صاحب برند است. این دقیقاً همان منطقی است که ستاره‌های جهانی دنبال می‌کنند، هرچند مقیاس کار فرق دارد.
شبکه‌های اجتماعی هم منبع درآمدی شده است. برخی بازیکنان صفحه اینستاگرام خود را به شرکت‌های تبلیغاتی سپرده‌اند و ماهانه درآمد کسب می‌کنند اما در بسیاری موارد، تبلیغات بدون استراتژی انجام می‌شود و به ضدتبلیغ تبدیل می‌شود. برای مقایسه، برآوردهای جهانی نشان می‌دهد رونالدو و مسی می‌توانند برای هر پست تبلیغاتی بین یک میلیون تا بیش از سه میلیون دلار بگیرند؛ بسته به سال و روش برآورد. فاصله میان این عدد و درآمد تبلیغاتی یک بازیکن ایرانی، فقط عدد نیست؛ عمق بازار را نشان می‌دهد.
 

2

رونالدو؛ هلدینگ CR7
سمت دیگر ماجرا ستاره‌هایی هستند که فوتبال برایشان نقطه شروع بوده، نه پایان. کریستیانو رونالدو در سال ۲۰۲۶ به‌عنوان نخستین فوتبالیست فعال میلیاردر شناخته شد. برآوردهای معتبر ثروت او را حدود ۱.۲ میلیارد دلار می‌دانند و درآمد یک‌ساله‌اش را حدود ۳۰۰ میلیون دلار؛ یعنی نزدیک ۲۳۵ میلیون از زمین و حدود ۶۵ میلیون از بیرون زمین. نکته مهم، ساختار این درآمد است؛ قرارداد مادام‌العمر با یک برند بزرگ ورزشی، برند CR7 در پوشاک و عطر و کفش، هتل‌های زنجیره‌ای، باشگاه‌های بدنسازی، کلینیک‌های پزشکی و حتی ۲۵ درصد مالکیت باشگاه آلمریا در اسپانیا. او در شرکت‌هایی مثل Whoop و Perplexity هم سرمایه‌گذاری کرده است.

 

3

مسی؛ از درآمد تبلیغاتی به مالکیت
لیونل مسی هم در سال ۲۰۲۶ به فهرست میلیاردرها پیوست؛ ثروتش حدود ۱.۱ میلیارد دلار برآورد می‌شود و درآمد یک‌ساله‌اش ۱۴۰ میلیون دلار، که به‌طور مساوی میان زمین و بیرون زمین تقسیم شده است. تفاوت او با فوتبالیست معمولی در این است که درآمد تبلیغاتی را به دارایی تبدیل می‌کند. قرارداد او با اینتر میامی تا ۲۰۲۸ ادامه دارد و گزینه خرید سهام باشگاه را هم شامل می‌شود. در کنار آن، او مالک یا شریک چند باشگاه است؛ از جمله کورنلا و الدنسه در اسپانیا، دپورتیوو LSM در اروگوئه و لئونس روساریو در آرژانتین. یعنی مسی دارد درآمد امروزش را به سهم در فوتبال فردا تبدیل می‌کند.
 

4

نیمار و بکام؛ دو مدل دیگر
نیمار مدل خانوادگی را انتخاب کرده است. شرکت NR Sports که پدر او اداره می‌کند، مدیریت تصویر و قراردادهای تجاری او را برعهده دارد و در پاییز ۱۴۰۴ (نوامبر ۲۰۲۵)، حق بهره‌برداری تجاری از برند «پله» را حدود ۱۸ میلیون دلار خریداری کرد. این خرید نشان می‌دهد برند شخصی می‌تواند از شخص جدا شود و به یک دارایی مستقل تبدیل شود؛ دارایی‌ای که درآمدش به وجود ستاره روی زمین وابسته نیست.
دیوید بکام بهترین نمونه مالکیت است. او در سال ۲۰۲۶ از سوی برآوردهای معتبر به‌عنوان میلیاردر مستقل شناخته شد؛ ثروتی حدود یک میلیارد دلار که عمدتاً از سهم او در اینترمیامی و کسب‌وکار برندسازی‌اش می‌آید. او در ۲۰۲۲ بخشی از شرکت مدیریت برندش را فروخت و در عین حال سهم خود را نگه داشت و با گزینه‌ای که هنگام پذیرش قرارداد در لیگ آمریکا داشت، شریک باشگاه تازه‌تأسیس اینترمیامی شد؛ باشگاهی که بعدتر با آمدن مسی ارزش چند برابری پیدا کرد. بکام هم نمونه‌ای است که نشان می‌دهد شهرت اگر درست مدیریت شود، بیش از دستمزد دوران بازی ارزش می‌آفریند.
 

 

5

چرا فاصله اینقدر زیاد است؟
چند عامل ساختاری این فاصله را توضیح می‌دهد. نخست، مقیاس بازار. رونالدو و مسی محصولاتشان را در سراسر جهان می‌فروشند؛ برند یک فوتبالیست ایرانی عمدتاً در بازار داخلی معنا دارد. تورم و نوسان ارز هم برنامه‌ریزی بلندمدت را سخت می‌کند. دوم، تیم تخصصی. ستاره‌های جهانی، مدیران برند، وکلای حقوقی و مشاوران مالی دارند؛ در ایران بسیاری از بازیکنان کسب‌وکار را با کمک خانواده و دوستان اداره می‌کنند و مشاوره تخصصی کمتر در دسترس است. این هم نکته‌ای است که گزارش‌ها درباره نسل جدید می‌گویند؛ بازیکن امروز به اندازه نسل قبل «سرش در بیزینس» نیست و بیشتر به سرمایه‌گذاری مطمئن مثل ملک روی می‌آورد. سوم، دسترسی به ابزار مالی. رونالدو در استارتاپ‌های فناوری سرمایه‌گذاری می‌کند و مسی سهم باشگاه می‌خرد. بازیکن ایرانی با محدودیت‌های بانکی و تحریم‌ها، این مسیر را ندارد. چهارم، فرهنگ مالکیت فکری. بسیاری از بازیکنان ایرانی هنوز نام خود را به‌عنوان یک دارایی راهبردی نمی‌بینند و آن را فقط برای تبلیغ مقطعی به کار می‌برند. دایی یک استثنا است. پنجم، اکوسیستم باشگاه و لیگ. در لیگ‌های بزرگ، باشگاه و لیگ بازیکن را به بازار جهانی وصل می‌کنند؛ حق پخش، فروش پیراهن و اسپانسرینگ پایدار برای او فرصت می‌سازد. در ایران، باشگاه‌ها به‌ندرت چنین پایگاهی دارند و همین بر امکان برندسازی بازیکن هم اثر می‌گذارد.
 

 

6

نقش باشگاه؛ جایی که برند ساخته می‌شود
یک نکته را نباید فراموش کرد؛ برند شخصی هیچ‌وقت جدا از باشگاه و لیگ ساخته نمی‌شود. مسی و رونالدو در لیگ‌هایی بازی می‌کنند که پخش جهانی دارند، اسپانسرهای بزرگ دارند و هر هفته میلیون‌ها نفر بازی‌هایشان را می‌بینند. همین دیده شدن، ارزش قرارداد تبلیغاتی را بالا می‌برد. در ایران، لیگ برتر هواداران پرشوری دارد، اما نه حق پخش جهانی دارد و نه پلتفرمی که بازیکن را به بازار بین‌المللی برساند. بازیکنی که بخواهد برندش را بسازد، ناچار است یا لژیونر شود یا فقط به بازار داخلی تکیه کند. به همین دلیل لژیونرها، یعنی کسانی که در اروپا و منطقه بازی می‌کنند، شانس بیشتری برای قراردادهای بزرگ‌تر دارند؛ هرچند خود آن‌ها هم با محدودیت‌های تحریمی روبه‌رو هستند.

 

7

ریسک‌ها؛ هر سرمایه‌گذاری برنده نیست
البته نباید تصویر یک‌طرفه ساخت. ستاره‌های جهانی هم در سرمایه‌گذاری شکست می‌خورند؛ بعضی شراکت‌های تجاری رونالدو با انتقاد روبه‌رو شده و همه پروژه‌هایش سودآور نبوده‌اند. تفاوت اینجاست که آنها ریسک را با مشاور، تنوع پرتفوی و ساختار شرکتی مدیریت می‌کنند. در ایران، بسیاری از بازیکنان همه‌چیز را در یک حوزه، مثل ملک یا یک رستوران، متمرکز می‌کنند و اگر بازار آن حوزه بخوابد، سرمایه‌شان آسیب می‌بیند.

جستجو
آرشیو تاریخی