شروعی طلایی برای ایران در بازیهای پاراآسیایی
پرچمداری دختران ایران
دختران به مسأله اصلی ورزش ایران تبدیل شدهاند، همانهایی که سالها جلوی فعالیتشان گرفته شد، حالا در هر رویداد ورزشی در صف اول مدالآوری در ورزش هستند. از پاراآسیایی جوانان در بحرین تا همبستگی کشورهای اسلامی در ریاض گرفته تا همین بازیهای آسیایی ناگویا دختران حرف اول را میزدند. و اینک با شروع بازیهای پاراآسیایی ناگویا هم دختران پرچم را در دست گرفتهاند و از روز اول شروع به مدالآوری کردهاند. در روز اول بازیها، کاروان ایران صاحب 3 مدال طلا شد که 2 طلا سهم دختران بود. آیلار جامی در پاراتکواندو و الهام صالحی در پارادوومیدانی، 2 طلایی ایران بودند. این روند امروز و فردا و تا پایان بازیها ادامه دارد. دختران پرچم ایران را در دست گرفتهاند و با قدرت پیش میروند. هیچ محدودیتی هم مانع آنها نیست.
آیلار جامی؛ اولین طلایی
نخستین طلای ایران در ناگویا از روی شیاپچانگ پاراتکواندو به دست آمد؛ جایی که آیلار جامی در وزن منهای ۴۷ کیلوگرم کلاس K44 با عبور از حریفان خود بر سکوی قهرمانی ایستاد. نوع مبارزه جامی به شکلی بود که از همان مسابقه اول میشد فهمید که او با بقیه متفاوت است. البته روزا ابراهیمی هم در این مسابقات بود که متأسفانه به مدال نرسید.
طلا با اشک برای صالحی
هنوز لذت پرتابهای فائزه دیبایی تمام نشده بود که الهام صالحی کارش را در پرتاب نیزه شروع کرد. هر پرتابش یک بار ورزشگاه را به هوا فرستاد. او با پرتاب سوم طلایش را قطعی کرد و همین باعث شد که اشک بریزد اما پرتابهای چهارم و پنجم او هم خیلی خوب بود و رکوردش را افزایش داد. کنار صالحی البته یک شیرزن دیگر هم بود؛ معصومه تورانی تا قبل از الهام صالحی نفر اول بود اما صالحی از رکورد او عبور کرد تا طلا را بگیرد.
پرستوی خوشبختی
یک رشته جدیدی چند سالی است که در پارالمپیک برگزار میشود؛ پرتاب کلاب. متخصصش هم یک ایرانی است، به نام پرستو حبیبی، که در پاریس طلا گرفت و در ناگویا هم تا لحظه آخر طلایی بود اما به نقره بسنده کرد. مهم رنگ مدالش نیست، مهم حضور او در یک رویداد سخت و فشرده است؛ مهم نترسیدن از مبارزه است که او هم مثل سایر دختران ایرانزمین خوب این موضوع را درک کرده است. فرزانه سهرابیتبار هم در کنار حبیبی بود و مدال طلا را کسب کرد.
رکوردشکنی تماشایی
یکی از قشنگترین صحنههای ورزشگاه میهوزو در ناگویا هنگام پرتاب فائزه دیبایی رقم خورد. کسی که هر پرتابش یک رکورد جدید بود و هر بار نگاه او به سمت آسمان و تشکرش از خدا همه تماشاگران حاضر در ورزشگاه را به وجد میآورد. دیبایی به پدیده روز اول تبدیل شد و با پرتابها و حرکتهایش علاقهمندان زیادی را به خودش جلب کرد.
تلخ مثل زهر
بدترین اتفاق، در شب باشکوه ناگویا برای ایران رخ داد؛ هنگامی که زهرا ساداتپور اسماعیل، دختر نابینای دونده ایران در ماده 1500 متر با اقتدار از همه رقبایش جلو بود، در 7 الی 8 متر آخر در حالی که بیش از 50 متر با نزدیکترین تعقیبکنندهاش فاصله داشت به دلیل جاماندن همراهش دست او را کشید که همین باعث شد او مدال طلا را از دست بدهد. این ناجوانمردانهترین قانون این بازیها است. زهرا دیسکالیفه شد تا در آغوش دونده همراه خودش به سختیهایی که برای این طلا کشیده بود، فکر کند و لعنت کند این بدشانسی را که یک لحظه او را رها نکرده است.
