مادرم دلیل موفقیتهایم است، مدالم به او میرسد
پاکباز: بد بودم اما طلا گرفتم
محسن وظیفه
خبرنگار اعزامی به ناگویا
یکی از طلاییهای روز نخست پارادوومیدانی در پرتاب وزنه سامان پاکباز بود؛ قهرمانی از شهر سیسخت کهگیلویه و بویراحمد که روز گذشته طلا گرفت اما از خودش بشدت گلایهمند بود. کم پیش میآید که قهرمانی از مدال طلایش ناراضی باشد؛ یا طلا بگیرد اما خودش را راضی نکند. سامان پاکباز دیروز طلا گرفت اما بعد با ناراحتی میگفت: «بد بوده، بسیار هم بد بوده.» چطور یک ورزشکار میتواند از عملکرد خودش ناراضی باشد؟
مبارک باشد؛ مدال طلای ارزشمندی گرفتی.
ارزشمند هست به خاطر اینکه برای مردم است اما واقعیتش خودم را راضی نکرد.
اما طلا گرفتی، بالاتر از این دیگر نداریم که راضیکننده باشد؟
نه نداریم اما توقع داشتم بهتر بیندازم. در واقع الان که حس دوگانه دارم طلا گرفتم. از طلا خوشحالم اما از اینکه نتوانستم بهتر بیندازم ناراحتم. توقع داشتم خیلی بهتر از این بیندازم اما بد بودم. خیلی هم بد بودم؛ فقط تنها اتفاقی که رخ داد این بود که طلا گرفتم.
کسب مدال طلا به نوبه خودش بسیار اتفاق خوشحالکنندهای است و الان خیلیها با این مدال تو حظ بردند.
خودم هم خوشحال شدم به این خاطر که طلا برای کاروان مهم است و جایگاه ما را بهتر میکند. مردم را هم خوشحال میکند اما شخصاً توقع داشتم رکورد بهتری را با این طلا ثبت کنم.
فکر میکنی که چرا نشد رکورد بهتری ثبت کنی؟
دلایل زیادی دارد؛ شرایط اینجا و یا تغذیه و یا هر چیز دیگری اما خیلی تلاش کرده بودم و سختی زیادی در تمرینات تحمل کرده بودم.
قطعاً خوب بودی؛ اگر بد بودی به طلا نمیرسیدی.
شاید هم حریفانم خیلی خوب کار نکردند. ضمن اینکه خودم را بهتر از هر شخص دیگری میشناسم. باید قویتر و بهتر از این باشم که طلای پارالمپیک را بگیرم یا اصلاً به پارالمپیک لسآنجلس برسم. یک موقعی هم هست که شما به حدی زحمت کشیدی که از خودت توقع بیشتری داری. طلا همه چیز را جبران نمیکند. من خیلی زحمت کشیده بودم و این برایم ارزشمند بود که طلا بگیرم اما باید با قدرت بیشتری میگرفتم.
طلا را به چه کسی تقدیم میکنی؟
طلا برای مادرم است. او دلیل تمام موفقیتهای من است و مدال همیشه برای مادرم است.
