مجازات جمعی معمولاً نشانه آن است که تشخیص و پیگیری فردی دشوار بوده یا سازوکار مناسبی برای آن وجود ندارد. اگر شناسایی متخلف ممکن نباشد، نهادهای مسئول ممکن است بهجای مجازات فرد، کل یک بخش از ورزشگاه یا تمام تماشاگران یک تیم را هدف قرار دهند. این روش گاهی از نظر اجرایی سادهتر است اما عدالت و اثربخشی آن محل تردید میماند .از سوی دیگر، جریمه مالی باشگاه نیز اگر بدون معیار روشن و بدون پیوند با مسئولیت قابل اثبات تعیین شود، ممکن است به تنبیهی تکراری بدل شود که نه رفتار افراد را تغییر میدهد و نه ضعفهای اجرایی را برطرف میکند. در چنین شرایطی، پروندهها انباشته میشوند، اما سازوکارها تغییر نمیکنند؛ یک مسابقه با جریمه پایان مییابد و مسابقه بعدی با همان خطر برگزار میشود.
بازدارندگی زمانی معنا دارد که چهار ویژگی داشته باشد؛ تخلف بهروشنی تعریف شده باشد، احتمال شناسایی مرتکب واقعی باشد، رسیدگی در زمانی معقول انجام شود، و مجازات با نوع و شدت رفتار تناسب داشته باشد. اگر هرکدام از این حلقهها غایب باشد، سختگیری در حکم لزوماً به کاهش تخلف نمیانجامد. مجازات سنگین اما نامحتمل، یا مجازات قطعی اما ناعادلانه، نمیتواند جایگزین اجرای دقیق قواعد شود.