صفحات
  • صفحه اول
  • مدیریت ورزش
  • منهای فوتبال
  • ورزش جهان
  • فوتبال ایران
  • پرسپولیس
  • استقلال
  • صفحه آخر
شماره هشت هزار و دویست و چهل و یک - ۲۷ مهر ۱۴۰۵
روزنامه ایران ورزشی - شماره هشت هزار و دویست و چهل و یک - ۲۷ مهر ۱۴۰۵ - صفحه ۸

آمارها در برابر ادعای تغییر نسل؛ جوان‌ها چه سهمی از تیم ملی دارند؟

نسل جدید همچنان در اتاق انتظار

محمدرضا رحیم‌پور 
خبر‌نگار


امیر قلعه‌نویی، سرمربی تیم ملی فوتبال ایران، بار دیگر در پاسخ به انتقادها درباره میانگین سنی بازیکنان تیمش بر «جوان‌گرایی» و «تغییر نسل» تأکید کرده است: «ما خوشبختانه هم تغییر نسل داده‌ایم و هم جوان‌گرایی کرده‌ایم؛ شاید بعضی‌ها نخواهند این موضوع را ببینند، اما ما نمی‌توانیم کاری انجام دهیم.»
این پاسخ، دفاع صریح سرمربی از عملکرد خود است، اما جوان‌گرایی را نمی‌توان تنها با یک جمله اثبات کرد. معیار ارزیابی این سیاست، ترکیب اصلی، تعداد بازیکنان جوان و دقایقی است که آنها در مسابقات مهم به دست آورده‌اند. آمارهای منتشرشده درباره تیم ملی ایران، پرسش‌هایی جدی درباره فاصله میان ادعای جوان‌سازی و واقعیت ترکیب تیم ایجاد می‌کند.

وعده جوان‌سازی؛ معیار سنجش کجاست؟
قلعه‌نویی پس از جام ملت‌های آسیا ۲۰۲۳ از جوان‌کردن ۶۰ درصد ترکیب تیم ملی سخن گفته بود. اکنون این پرسش مطرح است که چنین وعده‌ای تا چه اندازه محقق شده و نسل تازه فوتبال ایران چه سهمی از مسئولیت‌های اصلی تیم ملی دارد.
طبق آمار نقل‌شده، میانگین سنی بازیکنان ایران در مرحله مقدماتی جام جهانی ۲۰۲۶، ۳۰.۹ سال بوده است. همچنین میانگین سنی ترکیب اصلی ایران در دیدار برابر بلژیک، ۳۲ سال و ۱۸۱ روز گزارش شده؛ ترکیبی که طبق گزارش مورد استناد، مسن‌ترین ترکیب آغازین ثبت‌شده در جام‌های جهانی از سال ۱۹۶۶ محسوب می‌شود. همچنین گفته شده است که ۱۶ بازیکن از فهرست ۲۶ نفره ایران ۳۰ سال یا بیشتر سن داشته‌اند.
البته تجربه بازیکنان به‌خودی‌خود نقطه‌ضعف نیست و حضور نفرات باتجربه می‌تواند در مسابقات پرفشار تعیین‌کننده باشد. مسأله زمانی شکل می‌گیرد که حفظ این تجربه، فرصت رشد و تثبیت جایگاه نسل تازه را محدود کند. اگر هدف، ساختن تیمی برای رقابت‌های پیش‌رو و آینده باشد، باید نشانه‌های این تحول در ترکیب و عملکرد تیم دیده شود.
تغییر نسل؛ از اردو تا زمین مسابقه
قلعه‌نویی پیش‌تر گفته بود تیم ملی «جای جوان‌گرایی نیست، جای تغییر نسل است». این تفکیک از نظر فنی قابل بحث است. سرمربی تیم ملی نمی‌تواند صرفاً به دلیل سن پایین، بازیکنی را انتخاب کند؛ آمادگی بدنی، توانایی فنی و عملکرد باشگاهی نیز باید در تصمیم‌گیری نقش داشته باشند.
اما تغییر نسل نیز تنها با دعوت از چند بازیکن جوان محقق نمی‌شود. وقتی بازیکنان تازه‌وارد عمدتاً روی نیمکت می‌مانند یا فرصت کوتاهی در دقایق پایانی مسابقات پیدا می‌کنند، نمی‌توان از تحقق کامل این هدف سخن گفت. حضور در اردو، اولین مرحله ورود به تیم ملی است؛ معیار اصلی، رسیدن به ترکیب اصلی و پذیرفتن مسئولیت در مسابقات رسمی است.
پرسش روشن این است؛ چند بازیکن جوان در بازی‌های حساس فرصت حضور در ترکیب اصلی را پیدا کرده‌اند؟ چه تعداد توانسته‌اند جایگاه خود را تثبیت کنند؟ پاسخ مستند به این پرسش‌ها، معیار دقیق‌تری برای سنجش عملکرد کادر فنی خواهد بود.

استاندارد جهانی؛ اعتماد به 
نسل تازه
تجربه تیم‌هایی مانند اسپانیا، فرانسه و ژاپن نشان می‌دهد که جوان‌سازی الزاماً از یک الگوی ثابت پیروی نمی‌کند. شرایط لیگ‌های داخلی، کیفیت آکادمی‌ها و استعدادهای در دسترس، مسیر هر کشور را متفاوت می‌سازد. نقطه مشترک، توجه همزمان به نتیجه امروز و آینده تیم ملی است.
حضور استعدادهایی مانند لامین یامال در ترکیب اسپانیا نشان می‌دهد که سن پایین لزوماً مانع بازی در بالاترین سطح نیست. اهمیت این نمونه، انتظار برای ظهور بازیکنانی مشابه یامال در هر تیم نیست؛ بلکه نشان‌دادن این واقعیت است که استعداد آماده باید متناسب با توانایی‌اش فرصت بازی پیدا کند.
جوان‌گرایی موفق به معنای کنارگذاشتن بی‌محابای بازیکنان باتجربه نیست. هدف، ایجاد تعادل میان تجربه و انرژی نسل تازه است. اگر بازیکن جوان تنها زمانی به میدان برود که نتیجه مسابقه تقریباً مشخص شده باشد، فرصت کافی برای سنجش توانایی او در موقعیت‌های دشوار فراهم نمی‌شود. اعتماد واقعی، زمانی معنا دارد که بازیکن آماده در مسابقات مهم نیز امکان اثبات توانایی خود را پیدا کند.
تجربه داخلی؛ نگاهی به تیم کی‌روش
در فوتبال ایران نیز می‌توان به تیم ملی تحت هدایت کارلوس کی‌روش در آستانه جام ملت‌های آسیا ۲۰۱۵ اشاره کرد. میانگین سنی تیم، طبق آمار نقل‌شده، از حدود ۲۸ سال در جام جهانی ۲۰۱۴ به ۲۵.۸ سال پیش از جام ملت‌ها کاهش یافت. بازیکنانی مانند رامین رضاییان، وحید امیری و مرتضی پورعلی‌گنجی نیز فرصت حضور در ترکیب اصلی را پیدا کردند.
البته شرایط آن دوره با وضعیت امروز یکسان نیست و مقایسه مستقیم دو تیم، بدون توجه به تفاوت نسل بازیکنان و نیازهای فنی، منصفانه نخواهد بود. با وجود این، تجربه آن تیم یادآور می‌شود که جوان‌سازی زمانی معنا پیدا می‌کند که بازیکنان تازه‌وارد از گزینه‌های جایگزین به اعضای مؤثر تیم تبدیل شوند.

جوان‌گرایی با آمار سنجیده می‌شود، نه با شعار
میانگین سنی بالا به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که هیچ تغییری در تیم ملی رخ نداده است؛ همان‌طور که دعوت از چند بازیکن جوان نیز برای اثبات موفقیت سیاست جوان‌سازی کافی نیست. معیار اصلی، میزان مشارکت این بازیکنان، سهم آنها از دقایق بازی و مسئولیت‌هایی است که در مسابقات مهم برعهده می‌گیرند.
انتقاد از عملکرد قلعه‌نویی نباید به مطالبه کنارگذاشتن بازیکنان باتجربه یا استفاده اجباری از بازیکنان کم‌سن تبدیل شود. انتظار منطقی این است که سرمربی، برنامه‌ای روشن برای انتقال تدریجی مسئولیت‌ها داشته باشد و معیارهای انتخاب بازیکنان را توضیح دهد.
قلعه‌نویی حق دارد از تصمیم‌های فنی خود دفاع کند، اما این دفاع زمانی قانع‌کننده خواهد بود که با شواهد آماری همراه شود. جوان‌گرایی نه شعار رسانه‌ای است و نه صرفاً تغییری در فهرست بازیکنان؛ فرآیندی است که باید آثار آن در زمین مسابقه دیده شود. پرسش نهایی همچنان پابرجاست؛نسل تازه فوتبال ایران چه زمانی فرصت پیدا می‌کند تا از یک گزینه آینده‌دار به عضوی مؤثر در تیم ملی تبدیل شود؟

1

اسپانیا: اعتماد به ۱۹ ساله‌ها، در سخت‌ترین لحظه

اسپانیا مسیر متفاوتی را طی کرد، اما نتیجه مشابهی گرفت. لوییس دلافوئنته پس از جام جهانی ۲۰۲۲، به‌جای تکیه بر نفرات باتجربه‌ای که سال‌ها ستون «لا روخا» بودند، به‌تدریج نقشی محوری را به نسلی سپرد که از آکادمی‌هایی چون لاماسیا بیرون آمده بودند. این سرمایه‌گذاری در یورو ۲۰۲۴ به بار نشست و در جام جهانی ۲۰۲۶ به اوج رسید. 
بارزترین نمونه، ترکیب مرحله یک‌هشتم نهایی برابر اتریش بود، دلافوئنته، لامین یامال ۱۸ ساله و پائو کوبارسی ۱۹ ساله را همزمان از ابتدا به میدان فرستاد. این تصمیم در یک بازی حذفی و تحت فشار بالا گرفته شد، نه در یک بازی تشریفاتی. اسپانیا با این ترکیب تا فینال پیش رفت و قهرمان جهان شد؛ کوبارسی در پایان تورنمنت به‌عنوان بهترین بازیکن جوان جام انتخاب شد. 
آنچه اسپانیا را متمایز می‌کند، تداوم و انسجام این رویکرد است. در فهرست این تیم برای جام ۲۰۲۶، نفراتی مانند پدری (۲۳ ساله)، نیکو ویلیامز (۲۴ ساله) و گاوی (۲۱ ساله) در کنار یامال و کوبارسی حضور داشتند؛ ترکیبی که به گفته کارشناسان، «انرژی نسل تازه را با تجربه رودری و اونای سیمون درهم آمیخت.»

 

2

 ژاپن: بریدن از نمادها، در نخستین گام
واکنش ژاپن به جام جهانی ۲۰۲۲، سریع‌ترین و بی‌پرده‌ترین نمونه در این میان بود. در نخستین فهرست پس از آن تورنمنت، در اسفند ۱۴۰۱، هاجیمه موریاسو ۱۰ نفر از ۲۶ بازیکن جام جهانی را کنار گذاشت و 4 بازیکن را برای نخستین بار دعوت کرد. مهم‌تر از تعداد تغییرات، هویت نفرات کنار گذاشته‌شده بود؛ یوتو ناگاتومو (۳۶ ساله) و مایا یوشیدا (۳۴ ساله)، 2 ستون باتجربه و نمادهای تیم ملی، از فهرست خارج شدند. نتیجه عددی این تصمیم، فوری بود، میانگین سنی فهرست از ۲۷.۸ سال در جام جهانی قطر به ۲۴.۵ سال در نخستین اردوی پس از آن رسید؛ کاهشی بیش از 3 سال در یک گام. ژاپنی‌ها «صبر نکردند» تا نسل جدید به‌تدریج جایگزین شود؛ آنها نسل قدیم را در همان نخستین فرصت از معادله خارج کردند. 
این مسیر در سال‌های بعد نیز ادامه یافت. در جام جهانی ۲۰۲۶، میانگین سنی فهرست ۲۶ نفره ژاپن در روز افتتاحیه ۲۷.۱۹ سال بود؛ چهارمین فهرست جوان تاریخ این کشور در جام‌های جهانی. در نخستین اردوی پس از آن جام نیز میانگین سن ۳۱ بازیکن دعوت‌شده به ۲۵.۷۴ سال رسید و بازیکنانی مانند ریوتسو ماتسوکی و سایر نفرات جوان به چرخه اضافه شدند. ژاپن نشان داد که «تغییر نسل» می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان ممکن آغاز شود، به شرط آنکه سرمربی حاضر باشد هزینه کنار گذاشتن نام‌های آشنا را بپردازد. 
 

3

فرانسه: چرخش آرام، بدون گسست 
فرانسه یکی از معدود تیم‌هایی است که پس از جام جهانی ۲۰۲۲، «جوانگرایی» را نه به‌صورت انقلابی، بلکه به‌شکل یک چرخش مدیریت‌شده اجرا کرد. دیدیه دشان پس از فینال قطر، تیم را با ترکیبی از ستاره‌های تثبیت‌شده و استعدادهای جوان بازسازی کرد. در فهرست ۲۶ نفره فرانسه برای جام جهانی ۲۰۲۶، ۲۰ بازیکن زیر ۳۰ سال حضور داشتند. 
تغییر نمادین اما معنادار، در درون دروازه و بازوبند کاپیتانی رخ داد، هوگو لوریس، دروازه‌بان و کاپیتان باسابقه، جای خود را به مایک ماینان داد و بازوبند به کیلیان امباپه رسید. این انتقال، بدون حاشیه و با پذیرش نسل قدیم انجام شد. 
در سطح فردی، فرانسه به‌طور فعال نفرات جدید را آزمود. وارن زائیر-امری در ۲۰ سالگی در ترکیب مرحله حذفی حاضر شد و دزیره دوئه در ۲۱ سالگی از ابتدا به میدان رفت. در فهرست ۲۰۲۶، نام‌هایی چون مایکل اولیسه، ریان شرکی و دوئه در کنار امباپه و عثمان دمبله، ترکیبی از تجربه و جوانی را شکل دادند که فرانسه را تا رده چهارم جهان پیش برد. فرانسه نشان داد که «تغییر نسل» لزوماً به معنای کنار گذاشتن یک‌باره همه باتجربه‌ها نیست؛ می‌تواند انتقالی باشد که در آن نسل جدید در کنار ستاره‌های فعلی رشد می‌کند، به شرط آنکه مسئولیت‌های واقعی به آنها سپرده شود. 

 

4

ایتالیا: جوانگرایی به‌عنوان آخرین راه نجات 
ایتالیا تفاوت بنیادین با 3 مورد قبلی دارد، جوانگرایی در این کشور نه یک انتخاب راهبردی از موضع قدرت، بلکه واکنشی اجباری به یک چالش وجودی بود. ایتالیا برای سومین بار متوالی از صعود به جام جهانی بازماند.
پس از این شکست، روزنامه کوریره دلاسرا از یک «انقلاب» خبر داد، کنار گذاشتن بازیکنان ۳۰ ساله‌ای مانند پولیتانو، اسپیناتزولا و کریستانته، و سپردن تیم به «نسل Z» بازیکنانی که از نیمه دوم دهه ۱۹۹۰ به بعد متولد شده‌اند. در رأس این نسل، پیو اسپوزیتو (متولد 2002) قرار دارد که حتی پیش از این تصمیم نیز زیر نظر جنارو گاتوزو فضایی برای خود دست‌وپا کرده بود. نام‌هایی چون مارکو پالسترا، نیکولو پیسیلی، مایکل کایوده و داویده بارتزاغی نیز به‌عنوان ستون‌های آینده معرفی شده‌اند. 
نکته تلخ در تجربه ایتالیا این است که این کشور دیر به سراغ جوانگرایی رفت. اسپالتی، سرمربی پیشین، در سال ۱۴۰۲ پیشنهاد کرده بود که هر باشگاه سری آ موظف باشد حداقل یک بازیکن زیر ۱۹ سال را در ترکیب خود قرار دهد، پیشنهادی که نشان‌دهنده عمق عقب‌ماندگی ساختاری فوتبال ایتالیا در پرورش و میدان‌دادن به جوانان بود. ایتالیا در نهایت مجبور شد با «انقلاب» به استقبال جوانگرایی برود، اما این انقلاب از سرِ اجبار بود، نه از سر بینش.

جستجو
آرشیو تاریخی