در حافظه موقت ذخیره شد...
لیگ برتر هنوز گرم نشده نیمکتها به لرزه افتادهاند
مربیسوزی به سبک لیگ برتر
فجرسپاسی که فصل گذشته را با نتایجی قابلقبول به پایان رساند، نتوانست سرمربی موفق خود را حفظ کند و با رسول خطیبی وارد فصل جدید شد. همکاریای که خیلی زود به پایان رسید و مدیران این باشگاه را به سمت انتخاب مهدی رجبزاده، پیشکسوت فجرسپاسی، سوق داد. کسب نتیجه مطلوب در نخستین بازی پس از جدایی خطیبی، بار دیگر این پرسش را مطرح کرد که انتخاب سرمربی پیشین بر چه مبنایی انجام شده بود و آیا مدیران باشگاه پیش از آغاز فصل، برنامه مشخصی برای هدایت تیم داشتند؟ تغییر سرمربی بهخودیخود نشانه اشتباه نیست، اما تصمیمی که پس از چند هفته به پایان همکاری منجر میشود، ضرورت بازنگری در شیوه انتخاب مربیان را نشان میدهد.
نساجی مازندران نیز خیلی زود به تغییر روی نیمکت رسید. مجتبی حسینی که در تیمهای قبلی خود عملکرد قابلقبولی داشت، نتوانست همکاری طولانیمدتی با این باشگاه داشته باشد و جای خود را به سعید دقیقی داد. نساجی در سالهای گذشته توانسته بود نتایج مناسبی کسب کند، اما این بار شروع کار مطابق انتظار پیش نرفت و مدیران باشگاه تصمیم به تغییر گرفتند. پرسش اصلی این است که آیا پیش از انتخاب حسینی، تناسب میان امکانات، ظرفیت بازیکنان و اهداف باشگاه بهدرستی بررسی شده بود یا نتیجهگیری زودهنگام، نخستین گزینه برای عبور از شرایط دشوار بود؟
صنعت نفت آبادان نیز که با دشواریهای فراوان به لیگ برتر بازگشته بود، کار خود را با محمد نوری آغاز کرد، اما نتایج ابتدایی باعث شد همکاری طرفین خیلی زود به پایان برسد. ذوبآهن اصفهان نیز که از مربی قهرمان دورههای گذشته لیگ برتر و سرمربی تیمهایی مانند سپاهان و استقلال خوزستان استفاده میکرد، پیش از آغاز هفته نهم به این جمع پیوست و ربیعی را از دست داد. 4 باشگاه در کمتر از 2 ماه، سرمربیان خود را تغییر دادهاند؛ اتفاقی که علاوه بر هزینههای مالی، ثبات فنی و فرصت برنامهریزی بلندمدت را نیز تحتتأثیر قرار میدهد.
هزینه فسخ قرارداد، جذب مربی جدید و احتمال تغییر دوباره کادر فنی، تنها بخشی از تبعات این تصمیمهاست. هر سرمربی برای پیادهسازی برنامههای خود به زمان نیاز دارد و تغییر زودهنگام، گاهی باشگاه را ناچار میکند که از نقطه صفر آغاز کند. بازیکنان نیز در چنین شرایطی با روشهای تمرینی، تاکتیکی و مدیریتی متفاوت روبهرو میشوند و ممکن است تا مدتها نتوانند به ثبات لازم برسند. در چنین شرایطی، مشخص نیست مسئولیت هزینههای ناشی از انتخابهای اشتباه تا چه اندازه متوجه مدیرانی است که تصمیم اولیه را گرفتهاند.
نگرانی زمانی بیشتر میشود که بدانیم این روند ممکن است به 4 باشگاه محدود نماند. از تراکتور که پیش از آغاز رقابتها با تغییر روی نیمکت روبهرو شد تا تیمهایی مانند مس شهربابک، استقلال خوزستان و شمسآذر قزوین، نامهای مختلفی در گمانهزنیهای مربوط به تغییرات احتمالی شنیده میشود. قرار نیست هر سرمربی تا پایان فصل در سمت خود باقی بماند، اما تغییر باید نتیجه ارزیابی دقیق و تصمیمی مبتنی بر شواهد باشد، نه واکنشی شتابزده به چند نتیجه نامطلوب.
