صفحات
  • صفحه اول
  • مدیریت ورزش
  • منهای فوتبال
  • ورزش جهان
  • فوتبال ایران
  • پرسپولیس
  • استقلال
  • صفحه آخر
شماره هشت هزار و دویست و سی و شش - ۲۱ مهر ۱۴۰۵
روزنامه ایران ورزشی - شماره هشت هزار و دویست و سی و شش - ۲۱ مهر ۱۴۰۵ - صفحه ۸

از کاپیتان پرتغال تا ستاره‌های تیم ملی؛ تفاوت در پذیرش مسئولیت

عذرخواهی ممنوع!

محمدرضا رحیم‌پور 
خبر‌نگار


کریستیانو رونالدو پس از ترک اردوی تیم ملی پرتغال، اشتباه خود را پذیرفت، از هم‌تیمی‌ها و هواداران عذرخواهی کرد و خواستار شد که در رسیدگی انضباطی به پرونده‌اش، هیچ تخفیفی برای او در نظر گرفته نشود. در فوتبال ایران، پرونده‌هایی مانند اختلاف مهدی طارمی و احمد نوراللهی با کادر فنی تیم ملی، تصویری متفاوت از مواجهه ستاره‌ها با اشتباه و اختلاف ارائه می‌کنند؛ پرونده‌هایی که شاید با یک عذرخواهی صریح می‌توانستند مسیر دیگری پیدا کنند.

10 روزی که فوتبال پرتغال را تکان داد
کریستیانو رونالدو، کاپیتان ۴۱ ساله تیم ملی پرتغال، در دیدار مقابل نروژ در لیگ ملت‌های اروپا روی نیمکت نشست و حتی یک دقیقه هم به میدان نرفت. به روایت او، خورخه ژسوس، سرمربی تیم، پیش از مسابقه وعده داده بود حدود ۳۰ دقیقه فرصت بازی در اختیارش قرار دهد؛ وعده‌ای که در نهایت عملی نشد.
رونالدو پس از این اتفاق اردوی تیم ملی را ترک کرد. رسانه‌های پرتغالی روزهای پس از آن را دوره‌ای پرتنش توصیف کردند؛ روزهایی همراه با نشست‌های شبانه، تماس‌های تلفنی و گمانه‌زنی درباره آینده کاپیتان. گزارش‌ها حاکی از آن بود که تصمیم او برای ترک اردو، پس از اطلاع از احتمال نیمکت‌نشینی در بازی بعدی مقابل دانمارک جدی شد.
فدراسیون فوتبال پرتغال نیز پرونده را به کمیته انضباطی ارجاع داد. گزارش‌هایی از احتمال محرومیت یک تا شش‌ماهه رونالدو منتشر شد؛ مجازاتی که نشان می‌داد حتی جایگاه یک ستاره بزرگ نیز لزوماً مانع رسیدگی انضباطی نمی‌شود. در همین فاصله، تیم ملی پرتغال هر چهار مسابقه خود را در این مرحله پیروز شد و با دو بازی باقی‌مانده، صعودش به یک‌چهارم نهایی را قطعی کرد.

عذرخواهی‌ای که مسئولیت را به رسمیت شناخت
اهمیت ماجرای رونالدو صرفاً به ترک اردو یا اختلاف او با سرمربی محدود نمی‌شود؛ نکته مهم‌تر، نحوه مواجهه او با رفتار خودش است. او در بیانیه‌ای نزدیک به ۲۰۰۰ کلمه، ضمن شرح اختلافش با سرمربی، مسئولیت تصمیم خود را پذیرفت و از هم‌تیمی‌ها، هواداران و مردم پرتغال عذرخواهی کرد. رونالدو نوشت: «من به هم‌تیمی‌هایم در تیم ملی بابت ترک اردو بدهکار یک عذرخواهی هستم. من نباید این کار را می‌کردم. مسئولیت کاملاً بر عهده خودم است.»
بخش قابل‌توجه بیانیه او، درخواست برای برخورد بدون تخفیف بود. رونالدو تأکید کرد که کاپیتان بودن نه‌تنها نباید امتیازی برای فرار از مجازات باشد، بلکه مسئولیت بیشتری بر دوش او می‌گذارد. این موضع، فارغ از جایگاه ورزشی او، پیامی روشن داشت: عذرخواهی زمانی معنا پیدا می‌کند که فرد، پیامد رفتار خود را نیز بپذیرد.
او در همان بیانیه، انتقادش از ژسوس را کنار نگذاشت و سرمربی را به عمل نکردن به وعده‌اش متهم کرد. به این ترتیب، رونالدو میان اختلاف خود با سرمربی و اشتباهی که در ترک اردو مرتکب شده بود، تفاوت قائل شد. پذیرش مسئولیت شخصی، لزوماً به معنای صرفنظر کردن از حق انتقاد نیست.
پدرو پروئنسا، رئیس فدراسیون فوتبال پرتغال نیز بر ضرورت آرامش و خونسردی تأکید کرد و از تمایل برای بازگشت کاپیتان سخن گفت. ژسوس هم اعلام کرد بیانیه را خواهد خواند و در آن مقطع توضیح بیشتری نداد.

جایی برای بازنگری در فرهنگ عذرخواهی
مقایسه این اتفاق با پرونده مهدی طارمی و احمد نوراللهی در فوتبال ایران، پرسشی جدی را پیش می‌کشد: چرا اختلاف میان بازیکن و کادر فنی در برخی موارد، به مسأله‌ای طولانی و فرسایشی تبدیل می‌شود؟
اختلاف نظر با مربی، حتی در بالاترین سطح فوتبال، اتفاقی غیرعادی نیست. آنچه اهمیت دارد، شیوه مدیریت اختلاف و میزان آمادگی طرفین برای پذیرش مسئولیت است. عذرخواهی به معنای تسلیم شدن یا چشم‌پوشی از نقد نیست بلکه می‌تواند راهی برای پایان دادن به سوءتفاهم و بازگشت اعتماد باشد.
در فوتبال ایران، گاهی حاشیه‌های ناشی از یک اختلاف، بیش از خود عملکرد ورزشی بازیکن اهمیت پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، نبود گفت‌وگوی شفاف و عذرخواهی به‌موقع می‌تواند فاصله میان بازیکن و تیم ملی را بیشتر کند و مسأله‌ای قابل‌حل را به چالشی طولانی تبدیل سازد.
البته مقایسه این پرونده‌ها بدون توجه به تفاوت شرایط و جزئیات هرکدام، منصفانه نیست. هر اختلافی دلایل و زمینه‌های خاص خود را دارد و نمی‌توان مسئولیت همه طرف‌ها را یکسان دانست. با وجود این، اصل ماجرا روشن است: فوتبال حرفه‌ای فقط به مهارت فنی و نتایج مسابقات وابسته نیست؛ بلوغ رفتاری، پذیرش اشتباه و احترام به مسئولیت جمعی نیز بخشی از آن است.
شاید مهم‌ترین درس رفتار رونالدو همین باشد؛ ستاره بودن، فرد را از پاسخگویی معاف نمی‌کند. فوتبال ایران نیز برای عبور از بسیاری از اختلاف‌های فرسایشی، بیش از موضع‌گیری‌های رسانه‌ای و سکوت‌های طولانی، به گفت‌وگوی صریح، پذیرش مسئولیت و شجاعت عذرخواهی نیاز دارد.

 

1

طارمی؛ تلفنی که زده نشد
در فوتبال ایران، پرونده مهدی طارمی یکی از نمونه‌های قابل‌توجه اختلاف میان بازیکن و سرمربی تیم ملی است؛ اختلافی که در آبان ۱۴۰۰، پس از انتقاد این مهاجم از دراگان اسکوچیچ، سرمربی وقت تیم ملی، به اوج رسید. اسکوچیچ در واکنش به اظهارات طارمی خواستار عذرخواهی او شد؛ خواسته‌ای که ظاهراً بیش از آنکه به انتشار یک بیانیه عمومی نیاز داشته باشد، به تماسی مستقیم و شخصی مربوط می‌شد.
بر اساس گزارش رسانه‌های ایرانی، اسکوچیچ گفته بود نیازی به عذرخواهی رسانه‌ای نیست و طارمی باید شخصاً با او تماس بگیرد و عذرخواهی کند. مسئولان فدراسیون نیز با این بازیکن تماس گرفتند و از او خواستند برای هموار شدن مسیر بازگشت به تیم ملی، این موضوع را حل‌وفصل کند. طبق همین گزارش‌ها، توصیه نزدیکان هم نتوانست نظر طارمی را تغییر دهد. حتی گفته شد او حاضر نشده بود پیامکی برای سرمربی بفرستد. در نقل‌قولی منتسب به او آمده است: «نه مصاحبه می‌کنم نه عذرخواهی.»
اسکوچیچ از موضع خود عقب نشست و طارمی به تیم ملی بازگشت. نکته مهم، البته، نه صرفاً امتناع بازیکن از عذرخواهی، بلکه نحوه پایان یافتن اختلاف است: آیا بازگشت یک بازیکن به معنای حل شدن اختلاف است یا تنها نشانه‌ای از پایان موقت آن؟ وقتی جزئیات سازش و حدود مسئولیت طرفین روشن نمی‌شود، نمی‌توان با اطمینان گفت که اختلاف واقعاً خاتمه یافته است.
باید در نقل این پرونده نیز جانب احتیاط را رعایت کرد. بخش مهمی از جزئیات، به‌ویژه نقل‌قول‌های منتسب به طارمی، در گزارش‌های رسانه‌ای آمده است و او، تا جایی که در این روایت بررسی شده، بیانیه‌ای مستقل و مشابه اظهارات علنی رونالدو درباره این ماجرا منتشر نکرده است. بنابراین، بهتر است میان اطلاعات گزارش‌شده و واقعیت‌هایی که مستقیماً تأیید شده‌اند، تفاوت بگذاریم.

 

2

نوراللهی؛ پرونده‌ای که 3 سال باز ماند
پرونده احمد نوراللهی، هافبک اتحاد کلبا در امارات، از نظر طول مدت و سرنوشت اختلاف، نمونه دیگری از دشواری بازگشت به تیم ملی است. او از شهریور ۱۴۰۲ از فهرست تیم ملی کنار گذاشته شد؛ تصمیمی که در پی ترک اردوی تیم ملی در جریان دیدارهای مقدماتی اتخاذ شد.
امیر قلعه‌نویی، سرمربی تیم ملی، در توضیح موضع خود درباره نوراللهی گفت: «احمد نوراللهی مانند پسر من است. وقتی کسی اشتباه می‌کند و اصول و قوانین را زیر پا می‌گذارد، اگر خودت رعایت نکنی و با آن برخورد نکنی، دیگر سنگ روی سنگ بند نمی‌شود.» او همچنین شرط بازگشت این بازیکن را مشخص کرد: «نوراللهی باید از هم‌تیمی‌هایش عذرخواهی کند تا امکان دعوت دوباره‌اش فراهم شود.»
نزدیک به 3 سال پس از آغاز این اختلاف، این شرط، دست‌کم بر اساس گزارش‌های منتشرشده، همچنان برآورده نشده است. گفته می‌شود نوراللهی به دوستان مشترک خود و قلعه‌نویی اعلام کرده که حاضر به عذرخواهی نیست، حتی اگر این تصمیم به ادامه دوری‌اش از تیم ملی منجر شود. همچنین گزارش‌هایی درباره میانجیگری مدیر برنامه‌های او در امارات منتشر شده که ظاهراً نتیجه‌ای نداشته است.
در شهریور ۱۴۰۵، سعید الهویی، مربی تیم ملی، اعلام کرد پرونده حضور نوراللهی در ترکیب تیم «به‌طور کامل بسته شده» است. بر اساس این اظهارات، بازگشت او دست‌کم تا زمانی که قلعه‌نویی و کادر فعلی هدایت تیم ملی را برعهده دارند، بعید به نظر می‌رسد.
تفاوت این پرونده با ماجرای رونالدو در همینجا آشکار می‌شود. در یک سو، بازیکنی قرار دارد که پس از بروز اختلاف، مسئولیت رفتار خود را علنی پذیرفت؛ در سوی دیگر، اختلافی که با تعیین شرط عذرخواهی آغاز شد و در طول زمان به مانعی جدی برای بازگشت بازیکن تبدیل شد. البته درباره نوراللهی نیز باید میان آنچه رسماً اعلام شده و آنچه درباره مواضع شخصی او نقل می‌شود، تمایز قائل شد. نپذیرفتن عذرخواهی، تا زمانی که مستقیماً و به‌طور روشن از سوی خود بازیکن تأیید نشده باشد، نباید صرفاً بر مبنای نقل‌قول‌های غیرمستقیم به‌عنوان واقعیتی قطعی مطرح شود.

 

3

چرا عذرخواهی اینقدر دشوار است؟
مقاومت در برابر عذرخواهی را نمی‌توان با یک دلیل واحد توضیح داد. در فوتبال حرفه‌ای، عذرخواهی گاهی به‌اشتباه معادل پذیرش تمام تقصیرها تلقی می‌شود؛ گویی بازیکن با پذیرفتن خطای خود، از حق اعتراض یا دفاع از موضعش نیز صرف‌نظر می‌کند. چنین برداشتی می‌تواند اختلافی محدود را به کشمکشی طولانی تبدیل کند.
یک تحلیلگر ورزشی در توصیف این وضعیت نوشته است: «بدمان بیاید یا نه، عذرخواهی در فرهنگی که امروز بر جامعه حاکم است، جایی ندارد. انگار هیچ‌کس حاضر نیست تبعات کاری را که انجام می‌دهد، بپذیرد.» این برداشت، هرچند قابل‌ تأمل است، نباید به حکمی کلی درباره جامعه یا همه ورزشکاران تبدیل شود. مقاومت در برابر پذیرش اشتباه، پدیده‌ای پیچیده است و نمی‌توان آن را صرفاً به ویژگی‌های فرهنگی نسبت داد.
در فوتبال، جایگاه حرفه‌ای بازیکن، رابطه او با مربی، نحوه مدیریت اختلاف و نگرانی از پیامدهای انضباطی نیز اهمیت دارند. بازیکنی که احساس می‌کند عذرخواهی به معنای تسلیم کامل در برابر طرف مقابل است، ممکن است ترجیح دهد هزینه دوری از تیم را بپردازد. در سوی مقابل، مربی‌ای که از ضرورت حفظ اقتدار و اجرای مقررات سخن می‌گوید، ممکن است عقب‌نشینی را به تضعیف نظم تیمی تعبیر کند.
مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که هیچ مسیر روشنی برای پایان دادن به اختلاف وجود نداشته باشد. عذرخواهی، پذیرش مسئولیت، رسیدگی انضباطی و بازگشت به تیم، مراحل متفاوتی هستند؛ اما در برخی پرونده‌ها، همه آنها به یک شرط خلاصه می‌شوند. در چنین شرایطی، اختلافی که می‌توانست با گفت‌وگو و تعیین حدود مسئولیت‌ها حل شود، ممکن است به آزمونی برای سنجش اقتدار مربی یا سرسختی بازیکن تبدیل شود.

 

4

احتیاط در مقایسه
مقایسه رونالدو با طارمی و نوراللهی، از نظر بررسی فرهنگ مسئولیت‌پذیری در فوتبال، قابل‌توجه است؛ اما این مقایسه زمانی دقیق خواهد بود که تفاوت شرایط 3 پرونده نیز در نظر گرفته شود. رونالدو در شرایطی عذرخواهی کرد که فدراسیون فوتبال پرتغال رسیدگی انضباطی را آغاز کرده بود و احتمال مجازات وجود داشت. عذرخواهی او در چهارچوب فرایندی رسمی صورت گرفت که می‌توانست پیامدهای مشخصی داشته باشد.
در پرونده‌های ایرانی، آنچه از گزارش‌ها برمی‌آید، نقش پررنگ‌تر مذاکره، میانجیگری و تصمیم شخصی طرفین است. اطلاعات موجود درباره برخی جزئیات نیز از منابع دست‌دوم به دست آمده و همین موضوع، مقایسه قطعی را دشوار می‌کند. نمی‌توان بدون دسترسی به همه شواهد، انگیزه‌های بازیکنان یا سرمربیان را به‌طور دقیق تعیین کرد.

جستجو
آرشیو تاریخی