پس از وزارت ورزش، نوبت کمیته ملی المپیک شد
اجماع مخالفان فدراسیون فوتبال
ایلیا بهزاداول
خبرنگار
بعد از اظهارات انتقادی احمد دنیامالی، وزیر ورزش و جوانان درباره عملکرد فوتبال ایران، حالا صدای اعتراض از کمیته ملی المپیک هم بلند شده است؛ نهادی که در سالهای گذشته یکی از طرفهای اصلی اختلاف با فدراسیون فوتبال بر سر تعیین تکلیف تیم ملی امید بود و حالا با صراحت بیشتری از مسئولیت فدراسیون در ناکامی این تیم سخن میگوید. بهنظر میرسد مجموعه عملکرد فوتبال ایران از تیم بزرگسالان تا تیم امید، دیگر حتی در سطح مدیریت ورزش کشور نیز با رضایت همراه نیست.
مهدی علینژاد، دبیرکل کمیته ملی المپیک در واکنش به حذف تیم ملی امید از بازیهای آسیایی ناگویا ۲۰۲۶، مسئولیت این ناکامی را متوجه فدراسیون فوتبال دانست و تأکید کرد که کمیته ملی المپیک در این زمینه مسئولیتی ندارد. او با اشاره به ضرورت توجه بیشتر فدراسیون به تیم امید گفت: «فدراسیون فوتبال باید همان میزان توجه و اهمیتی را که به تیم بزرگسالان دارد، برای تیم ملی امید نیز قائل شود. اگر بهدنبال موفقیت هستیم، نباید تیم امید را در مسائل حاشیهای رها کنیم.»
این اظهارات را باید در کنار انتقادهای اخیر وزیر ورزش قرار داد؛ انتقادهایی که تنها به نتیجه یک مسابقه یا حذف یک تیم محدود نبود و ابعاد گستردهتری از مدیریت فوتبال ایران را هدف گرفت. دنیامالی پیشتر با اشاره به عملکرد فوتبال ایران در جام جهانی گفته بود: «باید قبول کنیم بضاعت فوتبال ما خیلی باید بیشتر باشد.» او همچنین درباره برخی تصمیمات مربوط به حضور تیم ملی در آمریکا و مشکلات مرتبط با ویزا، از توصیهای سخن گفته بود که به اعتقاد او مورد توجه قرار نگرفت. مجموعه این مواضع نشان میدهد که انتقاد از عملکرد فدراسیون، دیگر صرفاً به یک پرونده یا یک ناکامی اختصاص ندارد.
در ماجرای تیم امید، البته اختلاف میان فدراسیون فوتبال و کمیته ملی المپیک سابقهای طولانی دارد. سالها تعیین مسئولیت این تیم، نحوه مدیریت آن و حدود اختیارات دو نهاد به یکی از موضوعات اختلافی ورزش ایران تبدیل شده بود؛ اختلافی که در مقاطع مختلف، برنامهریزی و آمادهسازی تیم امید را نیز تحت تأثیر قرار داد. در شرایطی که فوتبال ایران برای عبور از طلسم ناکامیهای چنددههای این تیم به برنامهای مستمر نیاز داشت، بلاتکلیفی درباره متولی اصلی و اختلاف بر سر مسئولیتها، کار را دشوارتر میکرد. اما این وضعیت نمیتواند توجیهی همیشگی برای ناکامی باشد. دستکم در 2سال اخیر، مسئولیت تیم امید بهطور کامل به فدراسیون فوتبال سپرده شده و کمیته ملی المپیک از مداخله در امور این تیم کنار رفته است. بنابراین، حذف از بازیهای آسیایی ناگویا را نمیتوان مانند برخی دورههای گذشته به اختلاف بر سر متولی تیم یا دوگانگی مدیریتی نسبت داد. وقتی مسئولیت مشخص است، پاسخگویی هم باید متوجه همان نهادی باشد که اختیار برنامهریزی، انتخاب کادرفنی و آمادهسازی تیم را در اختیار داشته است.
پرسش اصلی این است که چرا با وجود تکرار این تجربه در دورههای مختلف، هنوز برنامهای پایدار برای ساختن تیم امید وجود ندارد؟ اگر مشکل از کمبود اردو، ناهماهنگی با باشگاهها، انتخاب بازیکنان یا ضعف آمادهسازی است، چه نهادی باید برای حل این مسائل اقدام کند؟ همانطور که وزیر ورزش درباره تعامل با باشگاهها و شرایط آمادهسازی تیمها پرسشهایی مطرح کرده بود، حالا انتقاد دبیرکل کمیته ملی المپیک نیز فدراسیون را در برابر پرسشهایی جدی درباره نحوه مدیریت فوتبال پایه قرار میدهد. البته مشکلات فوتبال ایران از محدودیتهای مالی و بینالمللی گرفته تا دشواری برگزاری مسابقات تدارکاتی، قابل انکار نیست. با این حال، این موانع نمیتوانند پاسخ همه پرسشها باشند؛ بویژه وقتی ناکامیها در فاصلههای زمانی مختلف تکرار میشوند و مسئولیت اداره تیم نیز روشن است.
فدراسیون فوتبال اکنون با شرایطی روبهرو است که در آن، انتقادها از دو سطح مهم مدیریت ورزش کشور به یک نقطه مشترک رسیدهاند؛ ضرورت پاسخگویی درباره عملکرد و کیفیت برنامهریزی. شاید زمان آن رسیده باشد که بهجای واکنش به انتقادها یا جابهجایی مسئولیتها، گزارشی روشن از برنامههای اجراشده، دلایل ناکامی تیم امید و راهکارهای اصلاح وضعیت ارائه شود. وقتی هم وزارت ورزش و هم کمیته ملی المپیک و حتی مسئولان سایر فدراسیونها همچون علیرضا دبیر در فدراسیون کشتی درباره عملکرد فوتبال پرسش دارند، دیگر نمیتوان این صداها را صرفاً انتقادهایی مقطعی دانست.
