در حافظه موقت ذخیره شد...
اهمیت طرح لیگ ملتها برای ایران
پایان بلاتکلیفی یا آغاز یک آزمون تازه؟
اگر طرح لیگ ملتهای آسیا تصویب شود و ایران همچنان در جمع ۱۸ تیم برتر قاره قرار داشته باشد، بخش قابل توجهی از این بلاتکلیفی از بین خواهد رفت. تیم ملی دیگر برای هر فیفادی مجبور نیست از صفر به دنبال رقیب بگردد. برنامه مسابقات از قبل مشخص خواهد بود و ایران میداند در هر مقطع چه تعداد بازی رسمی و در چه سطحی پیش رو دارد.
براساس ساختار پیشنهادی، تیمهای سطح اول در چرخه مرتبط با انتخابی جام ملتهای آسیا 6 مسابقه و در چرخه مرتبط با انتخابی جام جهانی ۱۲ مسابقه انجام خواهند داد. به این ترتیب، یک تیم حاضر در سطح اول طی یک دوره چهارساله دستکم ۱۸ بازی رسمی و برنامهریزیشده خواهد داشت؛ عددی که برای تیم ملی ایران، با توجه به مشکلات همیشگی در برگزاری بازیهای تدارکاتی، اهمیت قابل توجهی دارد.
مهمتر از تعداد مسابقات، کیفیت آنهاست. قرار گرفتن ایران در سطح اول به معنای تقابل منظم با تیمهایی مانند ژاپن، کرهجنوبی، استرالیا، عربستان، قطر، عراق و ازبکستان خواهد بود. این بازیها برخلاف مسابقات دوستانه، نتیجه و تبعات رقابتی دارند و همین مسأله میتواند معیار دقیقتری برای سنجش کیفیت واقعی تیم ملی باشد.
ایران نزدیک به نیم قرن است که در انتظار قهرمانی دوباره در جام ملتهای آسیاست. از آخرین قهرمانی در سال ۱۹۷۶ زمان زیادی گذشته و در این فاصله، نسلهای مختلفی آمدند و رفتند اما فاصله با قله فوتبال آسیا همچنان باقی مانده است. لیگ ملتها، در صورت اجرای درست، میتواند این فاصله را نه با شعار، بلکه با افزایش تعداد بازیهای جدی و مستمر برابر مدعیان کاهش دهد.
ساختار مرحله پایانی مسابقات نیز اهمیت ویژهای دارد. طبق طرح پیشنهادی، 8 تیم برتر سطح اول به مرحله یکچهارم نهایی میرسند و پس از بازیهای رفتوبرگشت، 4 تیم نهایی در مرحلهای متمرکز برای قهرمانی رقابت میکنند. چنین ساختاری میتواند هر 2 سال یک بار فضایی شبیه یک تورنمنت جدی را برای تیمهای برتر آسیا ایجاد کند؛ فرصتی که تیم ملی ایران میتواند از آن برای محک خوردن در بازیهای حذفی استفاده کند.
از سوی دیگر، لیگ ملتها میتواند به انتقال نسل در تیم ملی نیز کمک کند. بازیکنان جوان دیگر تنها در بازیهای دوستانه و کمفشار فرصت آزمایش نخواهند داشت و میتوانند در مسابقات رسمی مقابل بهترین تیمهای قاره تجربه کسب کنند. البته این موضوع شمشیر دو لبه است؛ چرا که استفاده از جوانان در چنین مسابقاتی نیازمند برنامهریزی است و هر اشتباه میتواند روی جایگاه ایران و مسیر صعود تأثیر بگذارد.
یک مزیت مهم دیگر برای ایران، ارتباط مستقیم این رقابتها با مسیر صعود به جام ملتهای آسیاست. ۱۸ تیم سطح اول به صورت مستقیم راهی جام ملتها میشوند و در چرخه مرتبط با جام جهانی نیز جایگاه تیمها میتواند مسیر صعود آنها را تعیین کند. بنابراین مسابقات ملی از حالت دیدارهای پراکنده خارج شده و به یک زنجیره رقابتی پیوسته تبدیل خواهد شد.
اما نباید از محدودیتهای این طرح هم غافل شد. اگر بیشتر فیفادیها به مسابقات آسیایی اختصاص پیدا کند، فرصت ایران برای بازی مقابل تیمهای اروپایی، آفریقایی و آمریکای جنوبی کاهش خواهد یافت. تیمی که هدفش حضور موفق در جام جهانی است، نمیتواند فقط با فوتبال آسیا آماده شود. شناخت سبکهای مختلف فوتبال، نیازمند برنامهریزی برای بازیهای خارج از قاره نیز هست.
با این حال، داشتن یک تقویم مشخص میتواند یکی از مهمترین مشکلات فوتبال ملی ایران را حل کند: بلاتکلیفی. تیم ملی سالهاست که بخشی از برنامه آمادهسازی خود را در انتظار پیدا کردن حریف مناسب از دست میدهد. لیگ ملتهای آسیا میتواند این وضعیت را تغییر دهد و تیم ملی را صاحب مسیری کند که از چند سال قبل قابل پیشبینی است.
اکنون باید منتظر تصمیم نهایی AFC ماند. اگر این طرح تصویب و اجرا شود، لیگ ملتهای آسیا برای ایران صرفاً یک مسابقه یا جام جدید نخواهد بود؛ بلکه میتواند چهارچوبی برای ساختن یک تیم ملی منظمتر، رقابتیتر و آمادهتر باشد. البته به شرطی که فدراسیون، مسابقات آسیایی را پایان برنامه آمادهسازی نداند و در کنار آن، برای مواجهه با فوتبال خارج از قاره نیز برنامه داشته باشد.
