در حافظه موقت ذخیره شد...
بلینگام در مرکز تحول اندیشههای مرد آلمانی
انگلیس توخل، بیپرواتر از همیشه
اوج این نمایش، گل دوم بود؛ گلی که میتوان آن را یکی از زیباترین گلهای تیم ملی انگلیس در سالهای اخیر دانست. انگلیس بعد از چند پاس صبورانه در میانه زمین، ناگهان در سه لمس از خط میانی به دروازه چک رسید. الیوت اندرسون با یک پاس تکضرب توپ را به فضای پشت مدافعان فرستاد، مورگان راجرز با یک ارسال دقیق ادامه کار را انجام داد و هری کین توپ را از فاصله نزدیک وارد دروازه کرد.
توخل بعد از جام جهانی دست به تغییراتی در شیوه بازی انگلیس زده و حالا نشانههای این تغییرات بیشتر از گذشته دیده میشود. آنتونی بری، دستیار او، این روش را «کمتر تجویزی» و «کمتر ثابت» توصیف کرده است. یعنی دیگر قرار نیست بازیکنان دقیقاً در نقاط از پیش تعیینشده بمانند و هر حرکتشان از قبل مشخص باشد. اصول تاکتیکی همچنان چهارچوب اصلی را تشکیل میدهند، اما بازیکنان آزادی بیشتری برای تفسیر موقعیتها و جابهجایی دارند.
این روش البته ریسک خودش را دارد. فوتبال سیال ممکن است در مقاطعی به آشفتگی تبدیل شود؛ چند بازیکن ممکن است همزمان به یک فضا بروند یا تیم در لحظهای حساس عرض یا عمق کافی نداشته باشد. بنابراین موفقیت این سبک بیش از هر چیز به هوش و درک بازیکنان وابسته است. بازیکنان باید بتوانند در لحظه تشخیص دهند کجا حرکت کنند، چه فضایی را ایجاد کنند و چگونه از آن استفاده کنند.
اما شاید بزرگترین برنده این تغییرات جود بلینگام باشد. توخل و بری در ابتدای اردو با او درباره آزادی بیشتر صحبت کردند؛ اینکه احساس نکند در یک پست «محبوس» شده و بتواند بر اساس فضای ایجادشده تصمیم بگیرد. نتیجه این اعتماد، حضور بیشتر بلینگام در مناطق نزدیک به هری کین و ایفای نقش شبیه شماره 10 مرکزی بوده است. بلینگام حالا قلب تپنده انگلیس جدید توخل است. اگر این تغییرات تاکتیکی بتواند آزادی و کیفیت او را بیشتر کند، فاصلهای که انگلیس با قدرتهای بزرگ فوتبال جهان احساس میکند، شاید در سال آینده بیش از گذشته کاهش پیدا کند.
