ازبکستان ساخت، ژاپن سرمایهگذاری کرد، کره پیش رفت
فوتبال پایه ایران؛ 5 دهه حسرت
محمدرضا رحیمپور
خبرنگار
در فوتبال بزرگسالان، ایران همچنان نامی معتبر در آسیاست؛ تیمی که به جام جهانی راه مییابد و در رقابتهای مقدماتی و قارهای، حریفی جدی به شمار میرود. اما همین تصویر، وقتی به ردههای پایه میرسد، رنگ میبازد. نگاهی به کارنامه تیمهای نوجوانان و جوانان ایران در یک دهه اخیر و مقایسه آن با کشورهایی مانند ازبکستان، کره جنوبی، ژاپن و حتی کرهشمالی در فوتبال زنان، تصویری میسازد که نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت؛ فوتبال پایه ایران، در حالی که رقبای خود را با برنامه و هدف مشخص پیش میبرند، همچنان بدون نقشه راه روشن درجا میزند. این گزارش تلاش میکند فارغ از هیجانات و شعارهای رایج، عملکرد ردههای پایه ایران را در برابر رقبای اصلی آسیایی به محک بگذارد، دلایل ساختاری این جاماندگی را بررسی کند و نشان دهد چرا فاصلهای که امروز میان ایران و رقبایش دیده میشود، نه حاصل یک اتفاق ناگهانی، بلکه نتیجه سالها بیبرنامگی و نبود سرمایهگذاری هدفمند است.
کارنامه ایران
آخرین موفقیت قابلتوجه فوتبال پایه ایران به جام جهانی زیر ۱۷ سال ۲۰۲۳ بازمیگردد. در آن رقابتها، تیم نوجوانان ایران با هدایت حسین عبدی توانست در مرحله گروهی برزیل را ۳ بر ۲ شکست دهد و به مرحله یکهشتم نهایی صعود کند، پیش از آنکه در ضربات پنالتی برابر مراکش حذف شود. این نتیجه، هرچند دلگرمکننده بود، نتوانست به روندی پایدار تبدیل شود.
در رده جوانان زیر ۲۰ سال، وضعیت نگرانکنندهتر است. ایران در سه دوره اخیر جام جهانی زیر ۲۰ سال، یعنی سالهای ۲۰۱۷، ۲۰۲۳ و ۲۰۲۵، هیچگاه از مرحله گروهی فراتر نرفته است. این یعنی در بازهای که رقبای منطقهای گامهای بلندی برداشتهاند، تیم جوانان ایران حتی به مرحله حذفی نرسیده است. در سطح قارهای نیز تصویر تیرهتر میشود؛ ایران در جام ملتهای زیر ۲۰ سال آسیا چهار بار، در سالهای ۱۹۷۳، ۱۹۷۴، ۱۹۷۵ و ۱۹۷۶، قهرمان شده، اما از آن زمان تاکنون، یعنی نزدیک به 5 دهه، این افتخار تکرار نشده است. در رده زیر ۱۷ سال آسیا نیز تنها یک نشان، مقام سوم سال ۲۰۲۳، در کارنامه اخیر ایران دیده میشود.
این آمار، وقتی کنار هم قرار میگیرند، الگویی روشن را نشان میدهند؛ جرقهای گاهبهگاه در میان دههها سکون که نتیجهای بلندمدت در پی نداشته است. فوتبال پایه ایران همچنان از دستاوردهای دهه ۱۹۷۰ بهعنوان نقطه اوج یاد میکند؛ زمانی که بسیاری از رقبای امروزی آسیایی حتی ساختاری منسجم برای فوتبال پایه نداشتند.
علت چیست؟
پرسش اصلی این است که چرا کشوری با جمعیت جوان بالا، علاقه گسترده به فوتبال و سابقهای درخشان در دهههای گذشته، اکنون از کشورهایی که روزی در سایه آن قرار داشتند، عقب افتاده است. بررسی گزارشها و تحلیلهای کارشناسی، چند دلیل ساختاری را نشان میدهد که در کنار یکدیگر، تصویر این جاماندگی را کامل میکنند.
نخستین و شاید مهمترین دلیل، بیثباتی مدیریتی است. تغییرات پیاپی در ریاست فدراسیون، در کمیتههای جوانان و آموزش و در کادر فنی تیمهای ملی پایه، مانع از شکلگیری هر برنامه بلندمدتی میشود. وقتی هر مدیر تازه، رویکرد متفاوتی از مدیر پیشین در پیش میگیرد، پروژههایی که بهطور طبیعی به 5 تا ۱۰ سال زمان نیاز دارند، هیچگاه فرصت بلوغ پیدا نمیکنند. ازبکستان برنامه خود را از سال ۲۰۱۸ آغاز کرد و بدون وقفه، تا رسیدن به نتیجه، آن را دنبال کرد؛ مسألهای که در فدراسیون فوتبال ایران کمتر رخ داده است.
دومین دلیل، نبود نظام منسجم آکادمی و کشف استعداد است. مطالعات دانشگاهی متعدد در سالهای اخیر، از جمله پژوهشهایی درباره موانع توسعه آکادمیهای فوتبال در ایران، نشان میدهند که مهمترین چالشها در حوزه مدیریت و برنامهریزی، هماهنگی میان نهادها و کمبود نیروی انسانی متخصص متمرکز است. در بسیاری از استانها، شناسایی استعدادهای نوجوان همچنان به شکل سنتی و بر پایه شناخت شخصی مربیان انجام میشود، نه از طریق شبکهای علمی و سراسری از رصدخانههای استعداد.
سومین دلیل، ضعف در برنامهریزی مسابقات و کیفیت رقابتهای داخلی ردههای پایه است. به گفته مربیانی که سالها در تیمهای پایه باشگاهی فعالیت کردهاند، بسیاری از مسابقات ردههای نوجوانان و امید در ایران عملاً به شکل «رفع تکلیف» برگزار میشوند؛ بدون حضور رصدکنندگان تیمهای ملی، بدون پوشش رسانهای جدی و بدون معیار شفاف برای دعوت به تیمهای ملی. نتیجه این میشود که بسیاری از بازیکنان بااستعداد، که سابقه حضور در تیمهای ملی پیشین را ندارند، هرگز دیده نمیشوند و در نهایت از چرخه فوتبال حرفهای خارج میشوند.
چهارمین دلیل، تفاوت نگاه به فوتسال و آموزش مربیگری است. کشورهایی مانند ژاپن و کرهجنوبی سالهاست نظام مربیگری خود را با استانداردهای روز اروپا و آسیا هماهنگ کردهاند و مربیان ردههای پایهشان، برخلاف الگوی رایج در ایران، اغلب از میان متخصصان آموزشدیده، نه صرفاً بازیکنان سابق بدون تجربه مربیگری تخصصی، انتخاب میشوند. در ایران، همچنان بخش قابلتوجهی از انتصابها در تیمهای پایه، بر پایه روابط و سوابق بازیکنی افراد صورت میگیرد، نه صرفاً شایستگی مربیگری.
باید به نمونههای مثبت و کوچک نیز اشاره کرد که نشان میدهند مسیر جایگزین ممکن است. برخی آکادمیهای خصوصی که با نگاه حرفهای و برنامهای چندساله فعالیت میکنند، در کمتر از 5 سال توانستهاند دهها سهمیه در تیمهای ملی نوجوانان کسب کنند. این نمونهها ثابت میکنند که مشکل، صرفاً کمبود استعداد یا علاقه نیست؛ مسأله، نبود یک نظام سراسری است که این استعدادها را بهطور سیستماتیک شناسایی، پرورش و به تیمهای ملی متصل کند.
1
ازبکستان؛ از حاشیه به قلب فوتبال پایه آسیا
شاید نمادینترین مقایسه در این گزارش، مقایسه با ازبکستان باشد؛ کشوری که تا همین یکیدو دهه پیش در سایه قدرتهای سنتی فوتبال آسیا قرار داشت، اما امروز به یکی از موفقترین برنامههای توسعه فوتبال پایه در قاره تبدیل شده است. ازبکستان در جام ملتهای زیر ۲۰ سال آسیا ۲۰۲۳ قهرمان شد و در زیر ۱۷ سال آسیا ۲۰۲۵ نیز به قهرمانی رسید؛ در فینال این رقابتها، با وجود اخراج دو بازیکن، عربستان میزبان را ۲ بر صفر شکست داد. این تیم همچنین در جام ملتهای زیر ۲۳ سال آسیا ۲۰۱۸ قهرمان شده و برای نخستینبار در تاریخ خود، در بازیهای المپیک ۲۰۲۴ نیز حضور داشته است؛ دستاوردی که مستقیماً ریشه در همان نسلی دارد که در ردههای پایه پرورش یافته است.
در سطح جهانی نیز ازبکستان جهشی محسوس داشته است. بهترین نتیجه این تیم در جام جهانی زیر ۲۰ سال، رسیدن به مرحله یکچهارم نهایی در سالهای ۲۰۱۳ و ۲۰۱۵ بوده و در جام جهانی زیر ۱۷ سال نیز در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۲۳ به همین مرحله رسیده است. نکته کلیدی این است که این موفقیتها، برخلاف تصور رایج، محصول شانس یا یک نسل طلایی تصادفی نیست، بلکه نتیجه یک برنامه جامع است که از سال ۲۰۱۸ آغاز شد؛ تاسیس آکادمیهای فوتبال در سراسر کشور، بازسازی کامل نظام آموزش مربیگری و طراحی مسیر مشخص برای انتقال بازیکن از ردههای پایه به تیم ملی بزرگسالان. ازبکستان در واقع نشان داد که فاصله چند دههای در فوتبال پایه، با برنامهریزی درست، در کمتر از ده سال قابل جبران است.
2
کرهجنوبی و ژاپن؛ ثبات در قله
اگر ازبکستان نمونه یک جهش سریع است، کره جنوبی و ژاپن نمونه ثبات در بلندمدتاند. کرهجنوبی همچنان پرافتخارترین تیم ردههای پایه آسیاست؛ با ۱۲ قهرمانی در جام ملتهای زیر ۲۰ سال آسیا، رکوردی که هیچ کشور دیگری در قاره به آن نزدیک نشده است، هرچند آخرین قهرمانی آنها به سال ۲۰۱۲ بازمیگردد. در سطح جهانی، کرهایها در جام جهانی زیر ۲۰ سال ۲۰۱۹ به نایبقهرمانی رسیدند و در سال ۲۰۲۳ نیز به نیمهنهایی راه یافتند؛ نتیجهای که نشان میدهد این موفقیت، اتفاقی موقتی نبوده است. در رده زیر ۱۷ سال جهان نیز کره جنوبی در سه دوره، سالهای ۱۹۸۷، ۲۰۰۹ و ۲۰۱۹، به مرحله یکچهارم نهایی رسیده است.
ژاپن نیز الگویی مشابه دارد؛ حضوری مستمر در جمع مدعیان اصلی، در همه ردههای سنی. ژاپنیها یک بار، در سال ۲۰۱۶، قهرمان جام ملتهای زیر ۲۰ سال آسیا شدهاند و در جام ملتهای زیر ۲۳ سال آسیا ۲۰۲۶ نیز، برای دومین بار متوالی، به قهرمانی رسیدند؛ نشانهای از تداوم برنامهای که نسلهای پیاپی از آن بهره میبرند. درخشانترین لحظه تاریخ فوتبال پایه ژاپن، نایبقهرمانی جام جهانی زیر ۲۰ سال در سال ۱۹۹۹ است؛ جایی که آنها تیمهای قدرتمندی چون پرتغال، مکزیک و اروگوئه را از پیش رو برداشتند و تنها در فینال برابر اسپانیا متوقف شدند. در رده زیر ۱۷ سال جهان نیز ژاپن سه بار، در سالهای ۱۹۹۳، ۲۰۱۱ و ۲۰۲۵، به یکچهارم نهایی رسیده است.
آنچه کره جنوبی و ژاپن را از بسیاری از رقبای آسیایی، از جمله ایران، متمایز میکند، نه یک دستاورد درخشان در یک سال خاص، بلکه حضور مستمر در بالاترین سطح رقابت، نسل پس از نسل است. این تداوم، حاصل ساختارهایی است که فارغ از تغییر مربی یا مدیر، کارکرد خود را حفظ میکنند؛ چیزی که در فوتبال ایران کمتر دیده شده است.
3
جدول مقایسهای؛ تصویری که پنهان نمیماند
وقتی این آمار در کنار هم قرار میگیرند، تصویری روشن از جایگاه ایران در میان رقبای آسیایی به دست میآید. ایران در جام جهانی زیر ۲۰ سال، سه دوره متوالی را با توقف در مرحله گروهی پشت سر گذاشته است، در حالی که کرهجنوبی و ژاپن هر دو تجربه نایبقهرمانی جهان را در کارنامه دارند. در رده زیر ۱۷ سال جهان، بهترین نتیجه ایران رسیدن به یکچهارم نهایی در سال ۲۰۱۷ بوده است، در حالی که کرهشمالی در همین رده، در فوتبال زنان، دو قهرمانی متوالی جهان را ثبت کرده است. در سطح آسیایی نیز آخرین قهرمانی ایران در رده زیر ۲۰ سال به سال ۱۹۷۶ بازمیگردد؛ در حالی که ازبکستان همین عنوان را در سال ۲۰۲۳ کسب کرده، یعنی نیم قرن پس از آخرین قهرمانی ایران.
این فاصله، فقط یک آمار ساده نیست؛ نشانهای است از اینکه در طول زمانی که رقبا سرمایهگذاری کردهاند، ساختهاند و برنامهریزی کردهاند، فوتبال پایه ایران عمدتاً بر مدار تکرار حرکت کرده است. نسلهایی آمدهاند و رفتهاند، مربیانی جایگزین شدهاند، اما ساختار زیربنایی که بتواند این استعدادها را بهطور پیوسته پرورش دهد، شکل نگرفته است.
4
هزینه جاماندگی برای فوتبال بزرگسالان
اثر این ضعف در ردههای پایه، دیر یا زود به تیم ملی بزرگسالان نیز میرسد. تیمی که در سنین نوجوانی و جوانی تجربه رقابت در بالاترین سطح جهانی و آسیایی را نداشته باشد، در سنین بزرگسالی نیز با کمبود آمادگی روانی و فنی برای رقابتهای بزرگ روبهرو میشود. بسیاری از تحلیلگران داخلی به همین نکته اشاره میکنند؛ کیفیت پایین لیگ برتر و ناکامیهای پیدرپی ردههای سنی مختلف، دو روی یک سکهاند و از یک ریشه مشترک، یعنی مدیریت ضعیف و ساختار ناکارآمد، سرچشمه میگیرند.
در مقابل، کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی، نسلهایی از بازیکنان بزرگسال خود را مستقیماً از دل همین سیستمهای پایه موفق بیرون کشیدهاند؛ بازیکنانی که پیش از رسیدن به تیم ملی بزرگسالان، بارها تجربه رقابت در جامهای جهانی و قارهای زیر ۱۷ و زیر ۲۰ سال را از سر گذراندهاند. این تجربه، سرمایهای است که هیچ اردوی کوتاهمدت یا تغییر ناگهانی سرمربی نمیتواند جایگزین آن شود.
5
نگاهی به تجربههای موفق منطقهای دیگر
فاصله ایران با رقبایش تنها به کشورهای بزرگ اقتصادی آسیا محدود نمیماند. حتی در آسیای مرکزی، منطقهای که تا همین چند سال پیش فوتبال آن در حاشیه توجه رسانهای قرار داشت، رقابت میان تیمهای پایه بهشدت جدیتر شده است. تیمهای نوجوانان کشورهایی مانند تاجیکستان و حتی افغانستان، در رقابتهای منطقهای آسیای مرکزی (کافا)، در سالهای اخیر نمایشهایی قابلتوجه داشتهاند و در مسابقات مقدماتی قارهای نیز نتایج چشمگیری کسب کردهاند. این روند نشان میدهد که رقابت برای کسب سهمیههای آسیایی و جهانی، دیگر محدود به چند قدرت سنتی نیست و کشورهایی با امکانات بهمراتب کمتر از ایران نیز، با برنامهریزی درست، در حال کوتاه کردن فاصله خود با قدرتهای سنتی قاره هستند. این واقعیت، هشدار را برای فوتبال ایران دوچندان میکند. رقابت دیگر فقط با ژاپن و کره جنوبی، یعنی قدرتهای تثبیتشده قاره، نیست؛ رقابت با کشورهایی است که تا دیروز حتی در نقشه جدی فوتبال آسیا جایی نداشتند و امروز، به لطف برنامهریزی هدفمند، سهمیههای قارهای و جهانی را از رقبای قدیمیتر خود میربایند.
کارنامه فوتبال پایه ایران در برابر رقبای آسیایی خود، تصویری از کشوری را نشان میدهد که با وجود استعداد و پتانسیل بالا، در نبود برنامهریزی بلندمدت و ساختار منسجم، فرصتهای پیاپی را از دست داده است. در همین حال، رقبایی که روزی در سایه ایران بودند، با سرمایهگذاری هدفمند، به قلههای تازهای دست یافتهاند. این فاصله، هشداری است که نباید نادیده گرفته شود؛ چرا که تیم ملی بزرگسالان فردا، چیزی جز محصول همین ردههای پایه امروز نخواهد بود.
