ناکامی امید، به تیمهای نوجوانان و جوانان اضافه شد
نمره صفر فدراسیون در فوتبال پایه
چهار گل از کرهشمالی و یک شکست سنگین کافی بود تا پرونده تیم امید ایران در بازیهای آسیایی ناگویا بسته شود؛ اما مسأله فقط حذف از یک تورنمنت نیست. شکست چهار بر یک، در واقع آخرین برگ از کارنامهای است که سالهاست مقابل نام فوتبال پایه ایران قرار گرفته و هر بار با علامت سؤال بزرگتری همراه میشود. تیمی که قرار بود یکی از مسیرهای اصلی ساختن آینده فوتبال ایران باشد، حالا حتی در رسیدن به ابتداییترین اهداف هم ناکام مانده است. ایران از زمان کسب مدال برنز بازیهای آسیایی ۲۰۰۶ دوحه دیگر در این مسابقات روی سکو نرفته است. نزدیک به دو دهه از آن موفقیت گذشته و در این فاصله، نهتنها مدال دیگری به دست نیامده، بلکه فاصله فوتبال ایران با هدفی که زمانی دستیافتنی به نظر میرسید، بیشتر شده است. در جام ملتهای زیر ۲۳ سال آسیا نیز داستان تفاوت چندانی ندارد؛ تیم امید ایران هیچگاه نتوانسته خودش را به جمع چهار تیم پایانی برساند. المپیک هم همچنان یک رؤیای دور است؛ رؤیایی که فوتبال ایران در تاریخ خود حتی یکبار هم موفق به لمس آن نشده است.
این ناکامیها وقتی کنار وضعیت سایر ردههای سنی قرار میگیرد، نگرانی را جدیتر میکند. تیم جوانان ایران از سال ۲۰۱۷ نتوانسته به جام جهانی صعود کند. این یعنی نزدیک به یک دهه است که یکی از مهمترین ویترینهای استعدادهای فوتبال ایران بدون حضور تیم ملی جوانان سپری میشود. در رده نوجوانان نیز شرایط امیدوارکننده نیست. تیم ایران بعد از حضور در جام جهانی ۲۰۲۳، در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۵ از مرحله گروهی کنار رفت، سهمی از جام جهانی ۴۸ تیمی پیدا نکرد و حتی در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۶ نیز حضور نداشت. این آمارها به خودی خود قضاوت میکنند و نیازی به بزرگنمایی ندارند. فوتبال پایه قرار نیست فقط محل برگزاری اردو، انتخاب بازیکن و حضور در مسابقات باشد. خروجی این چرخه باید بازیکنانی باشند که هم در ردههای ملی نتیجه بگیرند و هم در ادامه مسیر به تیم بزرگسالان برسند. وقتی در چند رده سنی، در چند تورنمنت متوالی و طی سالهای مختلف، نتیجهای فراتر از انتظارهای حداقلی به دست نمیآید، طبیعی است که درباره کیفیت برنامهریزی و سازوکار توسعه فوتبال پایه سؤال مطرح شود. البته هیچ شکستی را نمیتوان فقط به عملکرد یک فدراسیون یا یک مدیر نسبت داد. مسائل باشگاهی، امکانات، کیفیت مسابقات پایه، استعدادیابی، آموزش مربیان و حتی شرایط اقتصادی فوتبال ایران، همگی در این مسیر اثرگذارند. اما فدراسیون فوتبال بهعنوان متولی تیمهای ملی نمیتواند نسبت به خروجی نهایی این زنجیره بیتفاوت باشد. مسأله این است که این شکست در امتداد مجموعهای از ناکامیها قرار گرفته؛ ناکامیهایی که از امید تا جوانان و نوجوانان دیده میشود. اگر قرار باشد برای آینده فوتبال ایران برنامهای نوشته شود، شاید اولین قدم پذیرفتن همین واقعیت باشد: کارنامه ردههای پایه در سالهای اخیر، با این حجم از حذف و ناکامی، کارنامه قابل قبولی نیست و فدراسیون فوتبال باید برای اصلاح آن پاسخ روشن و برنامه مشخص داشته باشد.
