کاهش تولید ملیپوش در راه است
جلال چراغپور
مربی فوتبال
فوتبال امروز دیگر همان فوتبالی نیست که تنها با تکیه بر تکنیک، تجربه و دانستن چند اصل تاکتیکی بتوان در آن به موفقیت رسید. سرعت اجرای بازی، شدت مسابقه، توان بدنی، تصمیمگیری در لحظه و مهمتر از همه، کیفیت اجرای تاکتیکها به عواملی تعیینکننده در فوتبال مدرن تبدیل شدهاند؛ تغییراتی که اگر فوتبال ایران بخواهد همچنان در سطح ملی رقابت کند، ناچار است آنها را جدی بگیرد.
یکی از مهمترین تفاوتهای فوتبال امروز با گذشته، نقش پررنگتر بازیکنان جوان است. فوتبال مدرن به بازیکنی نیاز دارد که بتواند در زمان کوتاه تصمیم بگیرد، با سرعت بالا اجرا کند و شدت بازی را تا پایان مسابقه حفظ کند. به همین دلیل، بسیاری از کشورهای صاحب فوتبال سالهاست که سرمایهگذاری روی نسل جوان و آکادمیها را در اولویت قرار دادهاند. کاهش میانگین سنی تیمهای ملی و افزایش سهم بازیکنان جوان، نتیجه همین نگاه بلندمدت است.
در این میان، نباید تصور کرد که فوتبال مدرن فقط به معنای تغییر چند سیستم یا آرایش تاکتیکی است. امروز تفاوت تیمها در «دانستن» نیست، بلکه در «اجرا کردن» است. ممکن است دو تیم یک ایده تاکتیکی مشابه داشته باشند، اما تیمی موفقتر خواهد بود که بتواند آن ایده را با سرعت، دقت و شدت بیشتری در زمین اجرا کند. حتی تعریف زیبایی در فوتبال نیز تغییر کرده است. مسابقهای که شاید از نگاه تماشاگر، کمهیجان یا فاقد موقعیتهای فراوان باشد، ممکن است از نظر تاکتیکی، تصمیمگیری و اجرای برنامه فنی در سطح بسیار بالایی قرار داشته باشد.
تیم ملی فرانسه را میتوان نمونهای از نتیجه یک سرمایهگذاری بلندمدت و دانشمحور دانست. کیفیت امروز فوتبال این کشور حاصل یک اتفاق کوتاهمدت نیست؛ پشت آن سالها آموزش سازمانیافته، انتقال دانش روز و فعالیت آکادمیهایی قرار دارد که جزئیات فنی و کیفیت اجرای بازیکن را از سنین پایه مورد توجه قرار دادهاند. فوتبال ایران نیز اگر بخواهد فاصله خود را با فوتبال روز دنیا کاهش دهد، باید همین مسیر را با توجه به شرایط و امکانات داخلی دنبال کند.
البته نوسازی تیم ملی به معنای کنار گذاشتن ناگهانی بازیکنان باتجربه نیست زیرا از بین رفتن شاکله و تجربه تیم ملی میتواند هزینههای فنی سنگینی به همراه داشته باشد. البته که مطالبات کوتاهمدت نباید برنامهریزی بلندمدت را قربانی کند، اما از سوی دیگر، موفقیت مقطعی در رقابتهایی مانند جام ملتهای آسیا نباید باعث شود فرآیند انتقال نسل به تعویق بیفتد. این تغییر باید تدریجی و حسابشده باشد؛ چراکه حذف ناگهانی شاکله تیم ملی و تجربه بازیکنان باسابقه میتواند هزینه فنی سنگینی داشته باشد.
راه منطقی، ایجاد تعادل میان تجربه و جوانی است. باید برای هر پست، بازیکن جانشین تعریف شود، استعدادهای جوان بهتدریج وارد فضای تیم ملی شوند و فرصت بازی واقعی پیدا کنند. این همان چیزی است که میتوان از آن به عنوان «برنامه انتقال نسل» نام برد؛ برنامهای چندساله که از روی هیجان و تصمیمهای مقطعی ساخته نشود.
در کنار تیم ملی، استعدادیابی در لیگهای مختلف، بازنگری در شیوه آموزش، توسعه آکادمیهای حرفهای و برگزاری نشستهای تخصصی برای ترسیم نقشه راه فوتبال ایران نیز ضروری است. اگر این اصلاحات به موقع انجام نشود، مشکل فوتبال ایران فقط نتیجه چند مسابقه نخواهد بود؛ در سالهای آینده، تولید بازیکن ملیپوش کاهش پیدا میکند و فاصله فوتبال ایران با استانداردهای روز جهان بیشتر خواهد شد.
فوتبال ایران امروز بیش از هر چیز به یک برنامه نیاز دارد؛ برنامهای که جوانگرایی را از یک شعار مقطعی به یک فرآیند واقعی تبدیل کند و میان تجربه نسل فعلی و توان نسل آینده، پلی مطمئن بسازد.
