بازگشت مورینیو بیشتر از فوتبال، حاشیه تولید کرده است
آقای خاص، بدون راهحل خاص
ژوزه مورینیو همیشه بلد بوده بعد از یک شکست، داستان را از زمین فوتبال به اتاق کنفرانس خبری ببرد. شانزدهمین سال حضور او در فوتبال اسپانیا نیز ظاهراً تفاوتی با گذشته ندارد؛ همان اعتراضها، همان جنگ با داوری و همان تلاش برای ساختن یک جبهه متحد علیه تیم. اما مشکل رئال مادرید امروز شاید دقیقاً همینجاست: تیمی که بیش از هر چیز به پاسخهای فنی نیاز دارد، دوباره وارد بازی قدیمی مورینیو با حاشیهها شده است. شکست ۲ بر یک مقابل اتلتیکومادرید در متروپولیتانو، فاصله رئال با بارسلونا را پس از هفت هفته به شش امتیاز رساند. اتلتیکو با این پیروزی به رده دوم رسید و رئال در جمع تیمهای بالای جدول عقب افتاد.
کاغذ معروف مورینیو دوباره روی میز
مورینیو پس از پایان دربی، برخلاف بسیاری از نشستهای معمول خبری، دو تصویر چاپشده از صحنههای بحثبرانگیز مسابقه را همراه خود آورد و مدعی شد خطاهای «کریستیان رومرو و لی کانگ این» باید با کارت قرمز همراه میشد. او حتی گفت اگر این اتفاق رخ میداد، رئال میتوانست حدود ۵۰ دقیقه با برتری دو بازیکن به بازی ادامه دهد.
بحث درباره داوری البته بیدلیل نیست. برخورد لی با فده والورده و صحنه مربوط به رومرو، از جمله تصمیمهای جنجالی مسابقه بودند و حتی گزارش رسمی رئال نیز به آنها اشاره کرد. از سوی دیگر، اخراج دین هویسن پس از بررسی VAR و پنالتی اتلتیکو، نقطه عطف مسابقه بود. اما مسأله مهمتر این است که حتی پذیرش اشتباهات داوری، پاسخ کاملی برای مشکلات رئال ارائه نمیکند.
مسأله اصلی
پیش از اخراج هویسن نیز رئال برای کنترل مسابقه مشکل داشت. اتلتیکو با شدت و انرژی بیشتری بازی کرد و خط حمله پرستاره رئال، شامل کیلیان امباپه و وینیسیوس جونیور، نتوانست تأثیر تعیینکنندهای بر جریان بازی بگذارد. گزارش آس نیز به همین فقدان نقشه روشن برای بازی رئال اشاره کرده است.
حتی انتخاب ترکیب اولیه مورینیو نشانهای از اولویت دادن به استحکام دفاعی بر خلاقیت بود؛ اورلین شوامنی در میانه میدان قرار گرفت و برناردو سیلوا روی نیمکت نشست. نتیجه، تیمی بود که در بخش زیادی از مسابقه برای ساختن بازی منسجم با مشکل مواجه شد. رئال مادرید مجموعهای از ستارههای بزرگ دارد، اما ستارههای بزرگ الزاماً یک تیم بزرگ نمیسازند. اگر قرار باشد بخش عمده برنامه هجومی به درخشش امباپه یا حرکات فردی وینیسیوس وابسته باشد، رئال در برابر تیمهایی که فضا را میبندند و با شدت پرس میکنند، با مشکل مواجه خواهد شد.
همان مورینیو سابق؟
این پرسش شاید زود باشد، اما نمیتوان از کنار آن عبور کرد. مورینیو یکی از موفقترین مربیان تاریخ فوتبال است، اما فوتبال امروز با فوتبال دوره نخست حضور او در مادرید تفاوت زیادی دارد. فوتبال مالکانه، پرس از جلو، انتقال سریع و نقش چندلایه هافبکها، بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده و مربی باید بتواند تیمی منعطف و چندبعدی بسازد.
در متروپولیتانو، بخش زیادی از انرژی مورینیو پس از مسابقه صرف داوری شد؛ در حالی که رئال پیش از هر چیز نیاز دارد بفهمد چگونه میخواهد فوتبال بازی کند. همین تناقض، نگرانی اصلی درباره پروژه جدید برنابئو است.
6 امتیاز
البته صحبت از پایان رقابت قهرمانی در ماه سپتامبر منطقی نیست. فاصله شش امتیازی پس از هفت هفته قابل جبران است و خود مورینیو نیز تأکید کرده که فصل با هفتههای ابتدایی تمام نمیشود. اما مسأله فقط جدول نیست؛ مسأله تصویری است که رئال از خودش ارائه میدهد. بارسلونا در صدر ایستاده و رئال هنوز به تعادل تاکتیکی و هویت مشخصی نرسیده است.
مورینیو زمانی استاد تبدیل بحران به انگیزه بود. اکنون اما رئال مادرید به چیزی فراتر از یک دشمن بیرونی نیاز دارد. اعتراض به داوری میتواند بخشی از جنگ روانی باشد، اما نمیتواند جای برنامه تاکتیکی را بگیرد. اگر مورینیو میخواهد بازگشتش به برنابئو پایانی متفاوت داشته باشد، باید خیلی زود ثابت کند که پشت آن کاغذهای معروف و کنفرانسهای جنجالی، هنوز یک ایده تازه برای ساختن فوتبال هم وجود دارد.
