حمایت از مربی ایرانی باید واقعی باشد، نه شعاری
قاسم دهنوی
مربی فوتبال
در فوتبال ایران، بحث انتخاب مربی ایرانی یا خارجی سالهاست یکی از موضوعات ثابت و تکراری است. معمولاً وقتی مدیری تصمیم میگیرد مربی خارجی به خدمت بگیرد، مجموعه باشگاه حمایت بیشتری از او نشان میدهد؛ از فراهم کردن امکانات و اختیار بیشتر گرفته تا فرصت طولانیتر برای اجرای برنامهها و حتی تحمل نتایج ضعیف در هفتههای ابتدایی. در بسیاری از موارد، رسانهها نیز زمان بیشتری برای اثبات توانایی به مربی خارجی میدهند.
اما شرایط برای مربی ایرانی همیشه به همین شکل نیست. گاهی یک مربی داخلی تنها با یک قرارداد کوتاه و فرصت چند بازی وارد تیم میشود و از او انتظار میرود در کوتاهترین زمان ممکن نتیجه بگیرد. اینجاست که یک سؤال جدی مطرح میشود؛ اگر قرار است به مربی ایرانی اعتماد کنیم، آیا باید همان میزان فرصت و حمایتی را که در اختیار مربی خارجی قرار میدهیم، به او هم بدهیم؟
به نظرم قبل از انتخاب سرمربی، باید هدف پروژهمان را مشخص کنیم؛ آیا فقط به دنبال چند نتیجه فوری هستیم یا میخواهیم یک تیم را از نظر فنی متحول کند و برای سالهای آینده پایهگذاری جدیدی داشته باشد؟ اگر هدف صرفاً نتیجه گرفتن در کوتاهمدت باشد، هیچ مربیای، چه ایرانی و چه خارجی، نمیتواند موفقیت را تضمین کند اما اگر قرار است تیمی با هویت فنی، ثبات تاکتیکی و بازیکنان جوان ساخته شود، باید به مربی زمان، اختیار و امکانات لازم را داد.
مربی خارجی وقتی وارد فوتبال ایران میشود، معمولاً با دستیاران مورد اعتماد خودش، امکانات مناسب، نقش پررنگتر در نقلوانتقالات و فرصت بیشتری برای آزمون و خطا مواجه است. حتی اگر در چند مسابقه اول نتیجه نگیرد، معمولاً این فرصت را دارد که برنامهاش را ادامه دهد. در مقابل، مربی ایرانی ممکن است پس از چند نتیجه ضعیف خیلی زود وارد چرخه فشار و حاشیه شود. ادامه این روند، نه به سود مربی است و نه به سود باشگاه.
اگر قرار باشد امکانات، اختیار و صبری که برای مربی خارجی در نظر گرفته میشود، در اختیار مربی ایرانی هم قرار بگیرد، قطعاً میتوان از او انتظار موفقیت داشت. مربیان ایرانی فوتبال کشور، فضای باشگاهها و محدودیتهای موجود را به خوبی میشناسند و معمولاً انگیزه بالایی برای اثبات توانایی خود دارند. بنابراین نباید آنها را صرفاً به عنوان گزینهای ارزانتر یا موقت در نظر گرفت.
نمیتوان عملکرد یک مربی را صرفاً با چند بازی ابتدایی ارزیابی کرد. ابتدا باید بررسی شود که چه امکاناتی در اختیار او گذاشته، چه میزان اختیار به او داده و تا چه اندازه در برابر فشارها و حواشی از سرمربی حمایت شده است.
حمایت واقعی از مربی یعنی باشگاه پشت تصمیم خودش بایستد؛ نه اینکه تنها در روزهای خوب از مربی حمایت کند و با اولین نتایج ضعیف، همه تقصیرها را متوجه او بداند.
اگر تصمیم گرفتهاند به مربیان ایرانی اعتماد کنند، این اعتماد باید واقعی و کامل باشد. در غیر این صورت، انتخاب مربی ایرانی صرفاً به یک راهکار موقت برای کاهش هزینهها یا عبور از یک مقطع بحرانی تبدیل میشود و همان چرخهای ادامه پیدا میکند که سالها فوتبال باشگاهی ایران را گرفتار کرده است.
سؤال اصلی هم این نیست که مربی خارجی باشد یا داخلی، بلکه سؤال این است که آیا حاضرید همان اعتباری را که به مربی خارجی میدهید، به مربی ایرانی هم بدهید؟
