پورعلی تخریبچی کافی نیست یا...
چرا پرسپولیس دوئلهای میانه میدان را میبازد؟
محمد قراگزلو
خبرنگار
اینکه مربیان، بازیکنان مورد علاقه و سابق خود را در تیمهای جدیدشان هم فیکس بازی دهند اصلاً عجیب نسیت چرا که آن بازیکن دقیقاً میداند مربیانش از او چه میخواهند و مربی نیز با همان کارایی به نتیجه دلخواه خود میرسد.
این موضوعی است که در مورد مهدی تارتار و پویا پورعلی در پرسپولیس مصداق دارد. پورعلی یکی از 5بازیکنی است که همراه تارتار و کادرش از گلگهر به پرسپولیس آمد و در ترکیب اصلی بازی کرد. در واقع این بازیکن 30 ساله که در ملوان هم زیر نظر تارتار کار کرده بود به عنوان تنها هافبک دفاعی تخصصی به ترکیب پرسپولیس اضافه شد و خیلی زود هم به جایگاه محکمی در ترکیب اصلی دست یافت.
این هافبک مازندرانی جزو معدود بازیکنان پرسپولیس است که در شش هفته نخست رقابتهای لیگ برتر بازیکن فیکس بوده و البته تعویض هم نشده است.
پیام نیازمند، محمدحسین کنعانی زادگان و محمدمهدی زارع به همراه پویا پورعلی تنها بازیکنانی هستند که در شش هفته ابتدایی فصل جدید بازیکن فیکس تارتار بوده و در جریان مسابقات هم تعویض نشدهاند. البته که اگر مجید عیدی هم در دقایق آخر بازی با ذوبآهن تعویض نمیشد میتوانست به جمع معتمدین تارتار اضافه شود اما حالا یک کانال مرکزی در زمین درست شده که اگر علیپور را هم با اغماض بتوان جزو آنها قلمداد کرد، مشخص میشود تارتار به هسته مرکزی تیم خود شامل گلر، دو مدافع میانی، هافبک دفاعی و مهاجم نوک شماره 9 خود دست نمیزند که البته طبیعی و معقول هم هست.
اما پورعلی در حالی بازیکن فیکس پرسپولیس شده و تعویض هم نمیشود که مزد جسارت و شجاعت خود در زمین مسابقه را میگیرد وگرنه شاید از نظر فن فوتبال در حد یک ستاره در پست خودش نباشد. البته که اساساً پست هافبک دفاعی به گونهای است که فوتبال بازیکن این پست خیلی کم دیده میشود و بازیکن پست شش باید برای تیمش کارگری کند اما پورعلی در پست خودش جزو بهترینهای فوتبال ایران نیست.
این بازیکن در بازیسازی و ایجاد ارتباط بین خطوط فوقالعاده عمل نمیکند و تعداد پاسهای اشتباهش در مرکز زمین کم نیست اما در عوض خیلی خوب میجنگد و اهل تکلهایی است که بازی حریف را خراب میکند. در عین حال به نظر میرسد او در مرکز زمین تا حدی تنهاست و نمیتواند هم فضای مقابل خط دفاع را به خوبی پوشش دهد هم در جنگهای میانه میدان برنده بیرون بیاید.
پرسپولیس تاکنون و در شش هفته ابتدایی سه گل دریافت کرده که حداقل در مورد گل آخر در دربی میتوان گفت پورعلی مقصر بوده چرا که از پس محمدحسین اسلامی برنیامد و همان توپ در ادامه توسط آسانی به گل تبدیل شد. پورعلی در بازی با تراکتور هم یک سستی بزرگ داشت و اجازه داد کاتبک اسماعیلیفر به حسینزاده برسد و مهمترین موقعیت میزبان در آن بازی با ضربه حسینزاده اتفاق بیفتد چرا که هافبک دفاعی سرخها سر جای خودش نبود.
هر چند کادر فنی پرسپولیس این بازیکن را در حکم انگولو کانته خود میداند و پورعلی مأمور شده تا بازی حریف را تخریب کند و انصافاً در این زمینه عملکرد خوبی داشته اما با توجه به نقایصش در بازی نیاز به مکمل دارد. در نظر داشته باشید که او مارکو باکیچ را کاملاً نیمکتنشین کرده، لطیفیفر خیلی کم به میدان رفته و عنایتزاده هم مجبور به ترک تیم و حضور قرضی در تیم دیگری شده پس باید نسبت به آنها عملکرد بهتر و برتری ارائه کند.
پرسپولیس در دو بازی آخر خود مقابل استقلال و ذوبآهن دوئلهای مرکز زمین را با اختلاف نزدیکی باخت. اتفاقی که در بازی با ترکتور با اختلاف بیشتری رخ داد. در عین حال پرسپولیس مقابل ملوان هم از حیث در اختیار گرفتن مرکز زمین و تسلط بر حریف مشکلاتی اساسی داشت. نکتهای که میتواند به تجدید نظر مهدی تارتار و کادرفنی پرسپولیس در عملکرد بازیکنان خط میانیاش منجر شود چرا که اگر او برتری میانه میدان، مالکیت توپ بالاتر و موقعیتهای بیشتری میخواهد باید در نبردهای میانه میدان به کیفیت بالاتری دست یابد که این نیازمند تغییر شرح وظایف پورعلی یا استفاده از یک مکمل کنار او دارد.
