برگزاری ۹۹ بازی در ۸۲ روز؛ دردسرهای بزرگ سازمان لیگ
لیگ برتر در تونل وحشت
سینا حسینی
خبرنگار
نیمفصل نخست لیگ برتر فوتبال ایران در فصل ۱۴۰6-۱۴۰5 با یک چالش جدی تقویمی مواجه است؛ نیمفصلی که سازمان لیگ باید آن را پیش از آغاز رقابتهای جام ملتهای آسیا به پایان برساند، اما فاصله زمانی موجود میان شروع دوباره مسابقات پس از فیفادی و آغاز جام ملتها، به اندازهای محدود است که کوچکترین تغییر در برنامه میتواند کل تقویم مسابقات را تحت تأثیر قرار دهد.
بر اساس سناریوی در نظر گرفتهشده، مسابقات لیگ برتر از ۱۶ مهرماه ۱۴۰۵ و پس از نخستین فیفادی بعد از جام جهانی ۲۰۲۶ از سر گرفته خواهد شد. از این تاریخ تا آغاز رقابتهای جام ملتهای آسیا، در مجموع حدود ۸۲ روز فرصت وجود دارد؛ البته فیفادی دوم از ۱۸ تا ۲۶ آبانماه بخش قابل توجهی از این بازه را از دسترس سازمان لیگ خارج میکند.
در این فاصله، سازمان لیگ باید بر اساس برنامهریزی موجود، ۹۹ مسابقه در ۱۱ هفته نیمفصل نخست را برگزار کند؛ عددی که به خودی خود نشان میدهد لیگ در صورت اجرای این برنامه، باید با فشردگی بسیار زیادی دنبال شود.
اما مسأله فقط تعداد مسابقات نیست. فاصله میان دیدارها نیز اهمیت تعیینکنندهای دارد. با توجه به محدودیت زمانی، در بسیاری از مقاطع احتمالاً فاصله سه تا چهار روزه میان مسابقات اجتنابناپذیر خواهد بود و همین موضوع میتواند فشار قابل توجهی به بازیکنان و کادر فنی تیمها وارد کند.
نمایندگان آسیایی؛ معادلهای که تقویم را پیچیدهتر میکند
در همین بازه زمانی، چند تیم ایرانی نیز درگیر رقابتهای باشگاهی آسیا خواهند بود. استقلال و تراکتور باید در لیگ نخبگان آسیا به میدان بروند و گلگهر نیز در لیگ قهرمانان آسیا ۲ مسابقات خود را دنبال خواهد کرد.
تقویم اعلامشده مسابقات آسیایی نیز نشان میدهد بازیهای نمایندگان ایران در ماههای مهر، آبان و آذر با برنامه لیگ برتر همپوشانی خواهند داشت. برای نمونه، دیدارهای مرحله گروهی لیگ نخبگان آسیا از شهریور آغاز شده و در مهر، آبان و آذر ادامه خواهد داشت.
بنابراین سازمان لیگ در عمل با چند تقویم موازی مواجه است؛ لیگ برتر، مسابقات آسیایی، فیفادیها و در نهایت برنامه تیم ملی برای جام ملتهای آسیا. هر جابهجایی در یکی از این تقویمها میتواند روی سایر مسابقات اثر مستقیم بگذارد.
اگر قلعهنویی یک هفته زودتر اردو بگذارد چه میشود؟
در این میان، یک سناریوی مهم دیگر نیز میتواند فشار را افزایش دهد؛ اینکه امیر قلعهنویی تصمیم بگیرد اردوی تیم ملی را یک هفته زودتر از آغاز رقابتهای لیگ برتر تشکیل دهد.
در چنین شرایطی، مسأله فقط از دست رفتن چند روز از تقویم نیست. اگر تیم ملی یک هفته پیش از آغاز لیگ وارد اردو شود، ملیپوشان عملاً از همان ابتدای برنامه در اختیار باشگاههای خود نخواهند بود. در نتیجه، سازمان لیگ نمیتواند برنامه هفتههای نخست را بدون توجه به وضعیت تیم ملی تنظیم کند.
به بیان سادهتر، اگر لیگ قرار باشد از ۱۶ مهرماه آغاز شود و اردوی تیم ملی از یک هفته قبل کلید بخورد، بخشی از تیمهای دارای ملیپوش از همان روزهای نخست با محدودیت استفاده از نفرات اصلی خود مواجه خواهند شد. در چنین وضعیتی، سازمان لیگ یا باید مسابقات این تیمها را جابهجا کند یا با توجه به شرایط تیم ملی، برنامهای متفاوت برای آنها در نظر بگیرد.
مشکل اصلی اما به بعد از اردو منتقل خواهد شد. هر مسابقهای که در ابتدای فصل به دلیل حضور ملیپوشان قابل برگزاری نباشد، باید در ادامه همین تقویم فشرده جای داده شود. یعنی مسابقهای حذف نمیشود؛ فقط به روزهایی منتقل خواهد شد که از قبل نیز برای برگزاری ۹۹ بازی تحت فشار قرار گرفتهاند.
در نتیجه، اگر قلعهنویی یک هفته زودتر اردو را آغاز کند، ممکن است عدد اسمی ۸۲ روز تغییری نکند، اما ظرفیت واقعی سازمان لیگ برای استفاده از این ۸۲ روز کاهش پیدا خواهد کرد. این تفاوت، یکی از مهمترین نکات در محاسبه تقویم نیمفصل نخست است.
از طرف دیگر، اگر اردوی تیم ملی برای جام ملتهای آسیا نیز چند روز زودتر از زمان رسمی مسابقات آغاز شود، چند روز دیگر از انتهای این بازه نیز عملاً از اختیار سازمان لیگ خارج خواهد شد. برنامه تیم ملی ایران در جام ملتها از ۱۹ دیماه ۱۴۰۵ آغاز میشود و گزارشهای منتشرشده نیز از احتمال آغاز اردوی تیم ملی پیش از شروع مسابقات خبر دادهاند.
۹۹ بازی در ۸۲ روز؛ تقویمی که جای اشتباه ندارد
با این شرایط سازمان لیگ باید برای برگزاری ۹۹ مسابقه در ۱۱ هفته، تقریباً از تمام ظرفیت تقویم استفاده کند. فیفادی دوم، مسابقات آسیایی، اردوهای تیم ملی و حتی فاصلههای ضروری برای استراحت و ریکاوری بازیکنان، بخشی از روزهای قابل استفاده را محدود خواهند کرد.
در چنین شرایطی، دیگر نمیتوان انتظار داشت برای هر مسابقه معوق، یک تاریخ آزاد در تقویم وجود داشته باشد. یک بازی عقبافتاده ممکن است به ناچار در فاصلهای کوتاهتر از حد معمول برگزار شود و همین مسأله فشار را به هفتههای بعد منتقل کند.
این موضوع برای تیمهای حاضر در رقابتهای آسیایی حتی پیچیدهتر خواهد بود؛ چرا که آنها علاوه بر بازیهای لیگ برتر، باید خود را برای مسابقات قارهای نیز آماده کنند. در چنین شرایطی، احتمال برگزاری چند مسابقه در فاصله سه یا چهار روز برای این تیمها افزایش پیدا میکند.
پاییز؛ متغیر غیرقابل کنترل سازمان لیگ
مشکل دیگری که نمیتوان آن را نادیده گرفت، شرایط جوی در پاییز است. آغاز بخش فشرده مسابقات در مهرماه به این معناست که هرچه مسابقات به سمت آبان و آذر پیش برود، احتمال مواجهه با بارشهای پاییزی، شرایط نامساعد جوی و در برخی شهرها آلودگی هوا نیز افزایش پیدا میکند.
در یک تقویم معمولی، سازمان لیگ میتواند در صورت لغو یک مسابقه، زمان مناسبی برای برگزاری مجدد آن پیدا کند؛ اما در تقویم ۱۴۰۵، چنین فرصتی بسیار محدود خواهد بود.
اگر مسابقهای به دلیل بارندگی، آلودگی هوا یا هر عامل پیشبینینشده دیگری لغو شود، بازی معوق باید در تقویمی قرار بگیرد که از قبل مملو از مسابقات لیگ، دیدارهای آسیایی و برنامههای تیم ملی است. در نتیجه، یک اتفاق کوچک میتواند چند هفته بعد اثر خود را نشان دهد.
نقطه حساس تقویم؛ جایی که همه چیز به هم گره میخورد
در واقع، سازمان لیگ با یک جدول زمانی ساده مواجه نیست؛ بلکه باید چند قطعه را همزمان کنار یکدیگر قرار دهد: ۹۹ مسابقه لیگ برتر، ۱۱ هفته مسابقات، فیفادی، بازیهای آسیایی استقلال، تراکتور و گلگهر، اردوی تیم ملی و در نهایت جام ملتهای آسیا.
هرچه اردوهای تیم ملی زودتر آغاز شود، ظرفیت تقویم کمتر خواهد شد. هرچه بازیهای آسیایی بیشتر با برنامه لیگ تداخل داشته باشند، تعداد بازیهای معوق افزایش پیدا میکند و هر بارندگی یا آلودگی هوا نیز میتواند زنجیره جدیدی از جابهجاییها را ایجاد کند.
به همین دلیل، اگر قلعهنویی تصمیم بگیرد یک هفته زودتر از شروع لیگ بازیکنانش را در اختیار بگیرد، سازمان لیگ با یک انتخاب ساده مواجه نخواهد بود؛ بلکه باید بخشی از مسابقات را از همان ابتدا جابهجا کند و این بازیها را در ادامه، در تقویمی قرار دهد که از قبل نیز ظرفیت محدودی دارد.
سازمان لیگ چارهای جز فشردهسازی ندارد
با تمام این شرایط، سازمان لیگ عملاً گزینه دیگری جز برگزاری فشرده مسابقات ندارد. پایان نیمفصل نخست پیش از جام ملتهای آسیا یک الزام تقویمی است و نمیتوان مسابقات را بدون محدودیت به ماههای بعد منتقل کرد.
بنابراین احتمالاً پس از فیفادی شهریورماه، شاهد یکی از فشردهترین مقاطع لیگ برتر خواهیم بود؛ مقطعی که در آن فاصله سه تا چهار روزه میان مسابقات برای برخی تیمها به یک اتفاق عادی تبدیل خواهد شد.
سؤال اصلی دیگر این نیست که آیا لیگ باید فشرده برگزار شود یا نه؛ مسأله این است که سازمان لیگ چگونه میتواند این فشردگی را مدیریت کند تا یک اتفاق پیشبینینشده، تمام برنامه را با بحران مواجه نکند.
با توجه به برنامه فعلی، ۸۲ روز موجود در تقویم بیشتر از آنکه یک فرصت باشد، یک ضربالاجل است. ضربالاجلی که در آن هر روز اهمیت دارد و تصمیمی مانند آغاز زودتر اردوی تیم ملی میتواند بخشی از ظرفیت برنامهریزی سازمان لیگ را از بین ببرد.
در چنین شرایطی، نیمفصل نخست لیگ برتر ۱۴۰6-۱۴۰5 نه فقط یک رقابت فوتبالی، بلکه یک آزمون بزرگ برای مدیریت تقویم فوتبال ایران خواهد بود؛ آزمونی که در آن سازمان لیگ باید همزمان میان منافع باشگاهها، تیم ملی، نمایندگان آسیایی و شرایط غیرقابل پیشبینی آبوهوایی تعادل برقرار کند.
