در روزهای ناترازی انرژی، نورافکن ورزشگاههای فوتبال همچنان روشن ماندهاند
لیگ برتر؛ علیه صرفهجویی برق!
سینا حسینی
خبرنگار
در روزهایی که «ناترازی انرژی» از یک اصطلاح تخصصی به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده، فوتبال ایران همچنان انگار در جهانی دیگر زندگی میکند؛ جهانی که در آن، شبهنگام باید نورافکنهای ورزشگاهها روشن شوند، سکوها نور بگیرند، تابلوهای تبلیغاتی روشن باشند و مسابقات یکی پس از دیگری زیر نور مصنوعی برگزار شوند. پرسش ساده است؛ در کشوری که از مردم خواسته میشود مصرف برق را مدیریت کنند، چرا برنامهریزی فوتبال تا این اندازه بیاعتنا به وضعیت انرژی کشور است؟
مسأله، مخالفت با برگزاری مسابقات در شب نیست. فوتبال حرفهای طبیعتاً به مسابقات شبانه نیاز دارد؛ اما بحث بر سر «الزام» نیست، بر سر «افراط» است. وقتی بخش قابل توجهی از مسابقات لیگ برتر در ساعات عصر و شب برگزار میشود، باید پرسید آیا همه این مسابقات واجب است
زیر نور مصنوعی برگزار شود یا فوتبال ایران صرفاً به یک الگوی قدیمی عادت کرده است؟
هر مسابقه فقط ۹۰ دقیقه فوتبال نیست. روشنایی زمین، سکوها، رختکنها، راهروها، اتاقهای رسانه، تابلوهای تبلیغاتی، نمایشگرها، تجهیزات تصویربرداری و سایر تأسیسات ورزشگاه همگی درگیر مصرف انرژی هستند. در یک مسابقه ممکن است سهم نورافکنها در مقایسه با کل مصرف یک ورزشگاه تنها بخشی از ماجرا باشد، اما وقتی این اتفاق هفتهبههفته و در چندین ورزشگاه تکرار میشود، دیگر نمیتوان آن را یک مصرف ناچیز دانست.
مشکل مهمتر، زمان این مصرف است. فوتبال شبانه درست در ساعاتی برگزار میشود که شبکه برق با فشار بیشتری مواجه است. در چنین شرایطی، مسأله فقط مقدار برق مصرفی نیست؛ زمان مصرف نیز اهمیت دارد. اگر مسابقهای را میتوان در روشنایی طبیعی برگزار کرد، روشن کردن سیستمهای پرقدرت روشنایی برای آن، نمونهای روشن از مصرفی است که میتوان از اساس حذفش کرد.
جالب اینکه فوتبال حرفهای اروپا چنین وابستگی مطلقی به نورافکن ندارد. در لیگ برتر انگلیس، مسابقات متعددی در ساعت ۱۵ به وقت محلی برگزار میشوند؛ زمانی که ورزشگاهها از نور طبیعی بهره میبرند. در بوندسلیگا نیز ساعت ۱۵:۳۰ یکی از زمانهای رایج برگزاری مسابقات آخر هفته است. البته لیگهای بزرگ اروپایی مسابقات شبانه هم دارند، اما نکته دقیقاً همین است؛ شب، یک انتخاب برای بخشی از مسابقات است، نه پیشفرض همه مسابقات.
در ایران اما گاهی به نظر میرسد برنامهریزی مسابقات بیشتر تابع عادت، جدول پخش و ملاحظات تجاری است تا ملاحظات انرژی. اگر تلویزیون مسابقهای را در ساعت خاصی میخواهد، اگر باشگاه به حضور تماشاگر در شب علاقه دارد یا اگر عوامل دیگری برای انتخاب ساعت مسابقه وجود دارد، اینها قابل فهم است؛ اما در نهایت باید یک سؤال اقتصادی و اجتماعی مطرح شود؛ هزینه این انتخاب را چه کسی میپردازد؟ اگر پاسخ، شبکه برق و در نهایت مردم هستند، چرا این هزینه در تصمیمگیری دیده نمیشود؟
در شرایط ناترازی برق، انتظار از فوتبال این نیست که تعطیل شود یا جذابیت خود را از دست بدهد. انتظار بسیار سادهتر است؛ فوتبال هم سهم خود را از مسئولیت اجتماعی بپذیرد. سازمان لیگ میتواند مسابقات قابل برگزاری در روز را به ساعات روشنایی منتقل کند، برای ورزشگاهها استاندارد مصرف انرژی تعریف کند و استفاده از نورافکن را تا حد امکان به ساعات واقعاً ضروری محدود کند.
حتی میتوان یک سیاست ساده داشت؛ مسابقهای که امکان برگزاری آن در روشنایی طبیعی وجود دارد، مگر به دلیل فنی یا تلویزیونی مشخص، نباید صرفاً از روی عادت به شب منتقل شود.
این موضوع شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسد، اما مدیریت بحران انرژی دقیقاً از همین تصمیمهای کوچک تشکیل میشود. وقتی از یک خانواده خواسته میشود چند درجه کولر را کم کند، از یک کارخانه انتظار مدیریت بار میرود و از کسبوکارها خواسته میشود مصرف خود را جابهجا کنند، طبیعی است که ورزش حرفهای نیز نتواند خود را بیرون از این قاعده تصور کند.
فوتبال ایران بیش از آنکه به نورافکن بیشتر نیاز داشته باشد، به منطق روشنتری در مدیریت مسابقات نیاز دارد.
در روزهایی که هر کیلووات برق ارزش دارد، شاید بد نباشد مسئولان فوتبال یک بار به آسمان نگاه کنند. اگر خورشید هنوز بالای سر ورزشگاه است، چرا باید هزاران وات برق را برای روشن کردن زمین مصرف کرد؟
فوتبال میتواند همچنان روشن باشد؛ بدون اینکه همیشه چراغهایش روشن باشند.
