صفحات
  • صفحه اول
  • مدیریت ورزش
  • منهای فوتبال
  • ورزش جهان
  • فوتبال ایران
  • پرسپولیس
  • استقلال
  • صفحه آخر
شماره هشت هزار و صد و هشتاد و سه - ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
روزنامه ایران ورزشی - شماره هشت هزار و صد و هشتاد و سه - ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - صفحه ۸

الگوی باشگاهداری اروپا،درسی برای باشگاه‌های ایرانی

در گزارش پیشین درباره اقتصاد ورزش ایران، بر یک واقعیت مهم تأکید شد: فوتبال دیگر صرفاً یک مسابقه ورزشی نیست، بلکه در بسیاری از کشورهای جهان به صنعتی بزرگ با گردش مالی قابل توجه تبدیل شده است. از همین رو، اگر قرار باشد برای آینده اقتصاد ورزش ایران نسخه‌ای عملی نوشته شود، نمی‌توان صرفاً در چهارچوب مشکلات داخلی باقی ماند. تجربه کشورهایی که فوتبال را از یک فعالیت ورزشی به یک صنعت اقتصادی بدل کرده‌اند، می‌تواند مسیرهایی را پیش روی فوتبال ایران قرار دهد؛ البته نه برای کپی‌برداری، بلکه برای شناخت سازوکارهایی که امکان بومی‌سازی دارند.
اروپا مهم‌ترین نمونه در این زمینه است. باشگاه‌های بزرگ این قاره طی سال‌های گذشته توانسته‌اند مدل درآمدی خود را از قالب‌های سنتی فراتر ببرند و باشگاه را به یک برند تجاری تبدیل کنند. بر اساس گزارش‌های یوفا و مؤسسه دِلویت، مجموع درآمد باشگاه‌های سطح اول فوتبال اروپا در سال‌های اخیر به حدود ۳۰ میلیارد یورو نزدیک شده است؛ رقمی که به‌روشنی نشان می‌دهد فوتبال چگونه توانسته از ظرفیت اقتصادی هواداران، رسانه‌ها، برندها، ورزشگاه‌ها و بازار نقل‌وانتقالات بهره‌برداری کند. با این حال، این تصویر درخشان نباید مانع از دیدن چالش‌های زیرساختی این مدل شود.
یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های فوتبال اروپا با الگوی سنتی باشگاهداری، تنوع منابع درآمدی است. باشگاه‌های بزرگ دیگر به فروش بلیت یا قراردادهای تلویزیونی محدود نیستند. درآمدهای تجاری شامل اسپانسرینگ، فروش پیراهن و محصولات هواداری، قراردادهای تبلیغاتی و بهره‌برداری از ظرفیت‌های تجاری ورزشگاه، سهم قابل توجهی از درآمد را تشکیل می‌دهد. در واقع، باشگاه موفق اروپایی می‌کوشد از تمامی دارایی‌های خود ارزش اقتصادی استخراج کند؛ از نام و نشان تجاری گرفته تا بازیکن، هوادار و محتوای رسانه‌ای. این در حالی است که در فوتبال ایران، بسیاری از این ظرفیت‌ها یا مغفول مانده‌اند یا به شکل حداقلی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.
در کنار درآمدهای تجاری، مفهوم «درآمد روز مسابقه» نیز در اروپا دستخوش تحول شده است. ورزشگاه دیگر صرفاً محل برگزاری بازی نیست، بلکه به یک دارایی چندمنظوره تبدیل شده است. نمونه‌هایی مانند ورزشگاه باشگاه تاتنهام نشان می‌دهد که چگونه یک مجموعه ورزشی می‌تواند در طول سال میزبان رویدادهای مختلف -کنسرت تا برنامه‌های تجاری- باشد و جریان درآمدی پایداری ایجاد کند. این نگاه، تفاوتی اساسی با وضعیت ورزشگاه‌های ایران دارد که اغلب به هزینه‌ای ثابت و کم‌بازده تبدیل شده‌اند.
حق پخش تلویزیونی همچنان یکی از ستون‌های اصلی اقتصاد فوتبال اروپاست. در پنج لیگ بزرگ اروپا، درآمد حاصل از حق پخش در فصل 25-2024 به حدود ۹.۶ میلیارد یورو رسیده است. این رقم به‌تنهایی نشان می‌دهد که چرا مسأله حق پخش در فوتبال ایران نمی‌تواند یک موضوع حاشیه‌ای تلقی شود. فقدان یک نظام شفاف و کارآمد برای ارزش‌گذاری و فروش محصول رسانه‌ای، عملاً بخش مهمی از ظرفیت اقتصادی فوتبال ایران را بلااستفاده گذاشته است.
نگاهی به چند باشگاه بزرگ اروپایی، ابعاد این مدل را روشن‌تر می‌کند. رئال مادرید در سال ۲۰۲۵ با درآمدی حدود ۱.۱۸ میلیارد یورو در صدر باشگاه‌های پردرآمد جهان قرار گرفت. بخش مهمی از این درآمد، حاصل بهره‌برداری حرفه‌ای از برند باشگاه است. بازسازی ورزشگاه سانتیاگو برنابئو نیز صرفاً یک پروژه عمرانی نبود، بلکه تلاشی برای تبدیل یک دارایی فیزیکی به یک موتور درآمدزایی چندمنظوره محسوب می‌شود.
بارسلونا نیز نمونه‌ای قابل توجه است. این باشگاه با تکیه بر برند جهانی، فروش محصولات و سیستم آکادمی لاماسیا، مدلی متفاوت از خلق ارزش را به نمایش گذاشته است. در اینجا بازیکن جوان نه‌تنها یک سرمایه ورزشی، بلکه یک دارایی اقتصادی تلقی می‌شود؛ دارایی‌ای که می‌تواند هم از طریق ارتقای ارزش برند و هم از مسیر نقل‌وانتقال، درآمد ایجاد کند. با این حال، حتی این مدل نیز از آسیب‌های مدیریتی و مالی در امان نبوده و نشان داده است که اتکا به برند، بدون انضباط مالی، می‌تواند بحران‌زا باشد.
بایرن مونیخ از زاویه‌ای دیگر قابل توجه است. این باشگاه آلمانی سال‌هاست میان درآمد، هزینه و ساختار مدیریتی تعادل برقرار کرده است. مدل مشارکت هواداران و ساختار حکمرانی نسبتاً شفاف، در کنار مدیریت مالی محتاطانه، باعث شده بایرن به یکی از باثبات‌ترین باشگاه‌های اروپا تبدیل شود. این تجربه یک پیام مهم دارد: صرف افزایش درآمد، تضمین‌کننده موفقیت نیست؛ نحوه مدیریت آن اهمیت بیشتری دارد.
اتفاقاً همین نکته یکی از تناقض‌های فوتبال مدرن اروپاست. درآمدهای بالا لزوماً به معنای سودآوری نیستند. گزارش‌های یوفا نشان می‌دهد که بسیاری از باشگاه‌های سطح اول همچنان با زیان مواجه‌اند و رشد هزینه‌ها -به‌ویژه دستمزدها و هزینه‌های عملیاتی- فشار قابل توجهی بر ساختار مالی آنها وارد کرده است. به همین دلیل، فوتبال اروپا در سال‌های اخیر ناگزیر به سمت اعمال مقررات مالی سختگیرانه‌تر حرکت کرده است.
این تجربه برای فوتبال ایران نیز قابل تأمل است. ایجاد قواعد مالی، شفافیت حساب‌ها و کنترل هزینه‌ها می‌تواند از انباشت بدهی جلوگیری کند. در شرایطی که بسیاری از باشگاه‌های ایرانی فاقد مدل درآمدی پایدار هستند، ادامه روند فعلی -یعنی هزینه‌کرد بدون پشتوانه اقتصادی- تنها به تعمیق وابستگی به منابع دولتی و افزایش بحران‌های مالی منجر خواهد شد.
شاید مهم‌ترین درس اروپا، تغییر نگاه به باشگاه باشد. باشگاه نباید صرفاً تیمی باشد که در طول فصل مسابقه می‌دهد و برای تأمین بودجه، چشم‌انتظار منابع بیرونی می‌ماند. باشگاه باید به‌عنوان یک بنگاه اقتصادی-ورزشی تعریف شود که دارایی‌های خود را می‌شناسد و از آنها ارزش خلق می‌کند؛ از آکادمی و برند گرفته تا ورزشگاه، هوادار و محتوای رسانه‌ای. در فوتبال ایران، این نگاه هنوز به‌طور کامل شکل نگرفته است.
 

جستجو
آرشیو تاریخی